ارتجاع، ساختار اشتباه

امروز صبح وقتی که به صحبتهای خودم در سر کلاس توجه می کردم، فهميدم که نياز بسيار به حرفهای خودم دارم که آنها را جامه عمل بپوشانم ... اين سخنان، بحث نياز من است ... و برروی اين مباحث نياز، بحث های شگرف ديگری نيز ريخته شده در وجود من و همينگونه ساختمان روحم ساخته شده و ناگهان در چند روز پيش با يک زلزله کوتاه و کم قدرت، فرو ريخت ...

در تفکر اينکه کجای کار اشتباه بوده، فکر بسيار کردم و به ۳ نتيجه رسيدم که پايين مطرح شده اما امروز به دليل اصلی رسيدم و آن محکم نبودن پِی اين ساختمان بزرگ است ... و اين پِی، نياز شناسی است. آری به کلی فراموش کرده بودم خودم را و گمان می کردم که راه صحيح می روم ...

اما احتمال ديگر اينکه من مباحث بعدی را با اشتباه، با زاويه کمی انحرا در عقل پذيرفتم و آرام آرام اين زاويه افزايش يافت. خشت اول که معمار کج نهاد تا ..... !! اما خدا خواست تا اين ساختمان را از نو بنا کنم، اما اين بار با دقت بيشتر ...

نياز به تفکرهای سحر دارم، نياز به خورشيد شب دارم و نياز به شب ... خدايا حال که دريافتم نيازم چيست ياريم کن که لامؤثر فی الوجود الا الله

پ.ن : بازهم قرار است مبحث عقلی و ريشه ای و بنيادی ديگری به اميد خدا برايم شکافته شود، اميد دارم که بتوانم قدمهای اوليه ام را محکم تر بردارم تا وجودم را در برابر آنچه غير خدا می انديشم ضربه ناپذير کند

/ 6 نظر / 17 بازدید
shamim

سلام بقول علامه حسن زاده از فکر شبانه روح نيرو گيرد چون ماه زافتاب پرتو گيرد در فکر نشين که مرغ وحشی دلت پرواز کنان جانب مينو گيرد...در لحظات سبزتون ماروهم از دعا فراموش نکنين اللهم عجل لوليک الفرج بفدای مولای غريبمون يامولا علی ادرکنا بظهورالحجة

محسن

سلام. منظورت از اينکه « بازهم قرار است مبحث عقلی و ريشه ای و بنيادی ديگری به اميد خدا برايم شکافته شود » چيه؟ قضيه چيه؟ <> آخه آدم از دست اينshamim با این پیغامهاش چی بگه!

سیدهانی

سلام ! منظورم همون برهان امکان فقری هستش ...

jalal

ghomi motefakerand andar rahe din.............ghomi be goman fetadeh dar rahe yaghin................tarsam az an rooz ke bang bar ayad ............key bikhabaran rah naanast nain

محسن

واقعا شعر پرمعنی و زيبايی بود. خيلی قشنگ... اما ترسناک! خيلی ترسناک! بيم دهنده و انذار کننده! <<«« يا مهدي»»>>

محسن

در ضمن ترجمه فارسی (برگردان فارسی) شعر جلال: قومي متفکرانند اندر راه دين! / قومي به گمان فتاده در راه يقين! / ترسم از آن روز که بانگ برآيد: / کاي بي خبران، راه نه آنست نه اين! / >>يامهدي