﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>:: توحید ::</title>
    <description>وبلاگ شخصی سیدهانی</description>
    <link>http://seyedhani.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>سیدهانی</managingEditor>
    <lastBuildDate>Fri, 04 May 2012 17:08:21 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>تغییر وبلاگ</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به نام خدا&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بعد از چندین ماه تأخیر، قصد دارم به امید خدا تغییری اساسی در وبلاگ ایجاد کنم، چند وقتی است که اندیشه نوشتن از خویش و افکار، &amp;nbsp;را کنار گذاشته ام و این دلیل سکوت طولانی مدت و اولین بار در این وبلاگ است...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اما قصد تعطیلی وبلاگ ندارم. قصد تغییر رویه دارم، می خواهم آدرس وبلاگ را از seyedhani به tawhid تغییر دهم و مطالب گذشته را نیز جز آنانی که حدیث و قرآن است به کناری نهم...&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;توضیح این مسئله &amp;nbsp;ساده است... دوست دارم اندیشه ای نشر دهم که از چشمه زلالی نشأت گرفته باشد، هر چند در پارادایمی هیچ اندیشه ای اینگونه نیست و در پارادایمی دیگر همه اندیشه ها اینگونه اند! اما هرکس به درون خود آگاهتر است...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بهرحال، از همه بزرگواران، استادان، دانشجویان، هم کلاسی ها، دوستان، وبلاگخوانهای عزیزی که این وبلاگ را دنبال می کردند دعوت می کنم آدرس جدیدی که از چند وقت بعد در دسترس خواهد بود مراجعه کنند به آدرس http://tawhid.persianblog.ir&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در پناه خداوند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://seyedhani.persianblog.ir/post/273</link>
      <author>سیدهانی</author>
      <comments>http://seyedhani.persianblog.ir/comments/2507/9383962/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-2507.post-9383962</guid>
      <pubDate>Fri, 04 May 2012 17:08:21 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>اراده</title>
      <description>&lt;p&gt;" اراده&amp;zwnj;ای که ریشه در اصالت و فطرت انسان دارد کیفتی است که او را در جهت و طریق شکوفایی بالقوگی&amp;zwnj;ها و جوهره ذاتی او پیش می&amp;zwnj;برد &lt;strong&gt;ولی اراده فعلی ما در حقیقت شلاق من&amp;zwnj;های قلدرتر است.&lt;/strong&gt; "&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;محمدجعفر مصفا،&lt;br /&gt;تفکر زائد،&lt;br /&gt;صفحه 72&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://seyedhani.persianblog.ir/post/272</link>
      <author>سیدهانی</author>
      <comments>http://seyedhani.persianblog.ir/comments/2507/7574219/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-2507.post-7574219</guid>
      <pubDate>Sat, 20 Aug 2011 13:50:55 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>همسری، امانتی ماندگار</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به نام خدا&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;وقتی که به گذشته خویش نگاه می&amp;zwnj;کنی، تا قبل از ازدواج دیگرگون به دنیا نگاه می&amp;zwnj;کردی، مسائلی برای تو ساده و مسائلی پیچیده بودند... بعد از ازدواج، جای مسائل عوض می&amp;zwnj;شود...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در هر دو حالت، با نگاه به خودت می&amp;zwnj;بینی چقدر می&amp;zwnj;توانی کامل&amp;zwnj;تر باشی وقتی همسر داری، صبر و آرامشی که&amp;nbsp;زندگی مشترک&amp;nbsp;به تو عطا می&amp;zwnj;کند با هیچ گوهری قابل تعویض نیست ... حتی صداهای زیبایی که به زنگوله&amp;zwnj;های شیطان می&amp;zwnj;ماند ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آه که انسان خطا می&amp;zwnj;کند و چه بسیار که از خطای خویش درس نمی&amp;zwnj;گیرد ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;وقتی که می&amp;zwnj;آموزی باید رجل باشی، بر پای خویش بایستی... و این هیچ ارتباطی با احوال فعلی تو ندارد!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;فرقی نمی&amp;zwnj;کند چه دوست داری؛ مهم این است که استقامت داشته باشی... و این سخت می&amp;zwnj;نماید!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;تمرین مهمی برای رشد است و همسرت نیز در این مسیر همراهت ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به درستیکه انسان باید در گفتار و کردارش بسیار دقیق باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;خدایا در این ماه مبارک، ما را به نفس مطمئنه نزدیک گردان و ما از مخلَصین درگاهت قرارده ....&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اللهم صل علی محمد و آل محمد&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://seyedhani.persianblog.ir/post/271</link>
      <author>سیدهانی</author>
      <comments>http://seyedhani.persianblog.ir/comments/2507/7468060/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-2507.post-7468060</guid>
      <pubDate>Mon, 08 Aug 2011 11:31:07 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>نیت و خطای انتقال معنا</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به نام خدا&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;وقتی که می&amp;zwnj;خواهی مفهومی را منتقل کنی، باید مراقب باشی چون ابزار انتقال تو کلماتی است که ممکن است از پس این وظیفه خود بخوبی برنیایند... هرچقدر هم تو استاد کلام باشی، بازهم نخواهی توانست حق مفهوم را ادا کنی...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اینجاست که سکوت آگاهانه، جای خود را پیدا می&amp;zwnj;کند؛ سکوتی که دربی از حکمت است...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;کلامی که سوءتفاهم ایجاد کند، پل&amp;zwnj;های ارتباط را به لرزه بیاندازد هرچند که در پس آن نیت الهی باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;واقعیت این است که دقت در انتخاب ابزار را می&amp;zwnj;توان به اهمیت همان نیت دانست....&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;هنرِ خلاقیت در ابزار، با ایمان به حقیقت نیت خود را نشان خواهد داد؛ یقین به حضور حضرت حق سبحانه و تعالی و حضرات معصومین علیهم&amp;zwnj;السلام و شناخت ظرف ماه مبارک رمضان این امر را بر انسان تسهیل می&amp;zwnj;نماید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اما دریغ که انسان عجول است و در انتخاب&amp;zwnj;هایش دقت کافی نمی&amp;zwnj;کند و این به سرخوردگی او می&amp;zwnj;انجامد، از همین است که استادان بزرگ از کلام زیاد خودداری می&amp;zwnj;کردند که باید &amp;laquo; قل و دل &amp;raquo; سخن گفت...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;امان که میل به تغییر، میل به بودن، انسان را از خویش دور می&amp;zwnj;کند اگر در راستای توحید نباشد ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;و هیچ کس از اشتباه مصون نیست... امید آنکه خداوند از ما دستگیری نماید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اللهم صل علی محمد و آل محمد&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://seyedhani.persianblog.ir/post/269</link>
      <author>سیدهانی</author>
      <comments>http://seyedhani.persianblog.ir/comments/2507/7446237/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-2507.post-7446237</guid>
      <pubDate>Fri, 05 Aug 2011 13:21:50 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>نیت کردن</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به نام خدا&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;زمانی که کاری را می&amp;zwnj;خواهی انجام دهی، حالا هر کار که باشد! از نفس کشیدن تا برنامه&amp;zwnj;ریزی و ... اگر نیت کنی، یعنی اختیار کرده&amp;zwnj;ای انجام آن را! یعنی مجبور نبوده&amp;zwnj;ای و این شکرگزاری انتخاب است ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;این نزدیک به آن است که می&amp;zwnj;گویند انسان در هر لحظه باید انتخاب کند... فراموشی در انتخاب کردن به روزمرگی می&amp;zwnj;انجامد ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;انتخاب کردن، ما را در چالشی همیشگی نگاه می&amp;zwnj;دارد، درستی یا غلطی... خوب یا خوبتری ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;فرار از این چالش، انسان را به هم می&amp;zwnj;ریزد! چون اختیار را سلب می&amp;zwnj;کند ... انسان نزد خویش احساس شرمساری می&amp;zwnj;کند... و این اهانت به خود را بر نمی&amp;zwnj;تابد ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;این ساده&amp;zwnj;انگاری و گذار از انتخاب&amp;zwnj;های لحظه لحظه، انسان را افسرده می&amp;zwnj;کند ... پرخاشگر می&amp;zwnj;نماید، اگر از برخورد کسی با خودمان ناراحت می&amp;zwnj;شویم آثار همان انتخاب&amp;zwnj; نکردن&amp;zwnj;هاست...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;امید آن&amp;zwnj;که خداوند در این باقی&amp;zwnj;مانده ماه شعبان، ما را بیامرزد و آنچنان که شایسته ماه مبارک رمضان است بپذیردمان ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;خداوند ما راه به مکارم&amp;zwnj;الاخلاق برساند ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اللهم صل علی محمد و آل محمد&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://seyedhani.persianblog.ir/post/267</link>
      <author>سیدهانی</author>
      <comments>http://seyedhani.persianblog.ir/comments/2507/7386260/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-2507.post-7386260</guid>
      <pubDate>Fri, 29 Jul 2011 10:10:06 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>محدوده انسانی</title>
      <description>&lt;p&gt;به نام خدا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انسان&amp;zwnj;های بزرگ، خطوط قرمزشان فقط اعتقادات مذهبی&amp;zwnj;شان است و این اعتقادات هم بر پایه درک عمیقی نسبت به توحید شکل گرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر کسی برای خود محدوده&amp;zwnj;ها و حریم&amp;zwnj;هایی تعریف می&amp;zwnj;کند که اگر امری (کسی یا چیزی) از آن خطوط بگذرد، فرد دچار فشار روحی شده و حالت تدافعی به خود می&amp;zwnj;گیرد، این تدافع گاه به صورت تهاجم و گاه با سکوت توام با رنج همراه است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما آن&amp;zwnj;کس که روح بزرگی دارد ...&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://seyedhani.persianblog.ir/post/266</link>
      <author>سیدهانی</author>
      <comments>http://seyedhani.persianblog.ir/comments/2507/7376471/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-2507.post-7376471</guid>
      <pubDate>Wed, 27 Jul 2011 21:01:25 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>برای که ؟ همه چیز</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به نام خدا&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;می&amp;zwnj;پرسد برای که می&amp;zwnj;نویسی ؟ ... فکر می&amp;zwnj;کنم! همان است، سئوال همیشگی ... برای که کار می&amp;zwnj;کنی ؟ برای که حرکت می&amp;zwnj;کنی ؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;قدم از قدم برای که بر می&amp;zwnj;داری ؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;تفاوت دارد، وقتی می&amp;zwnj;نویسی، بیشتر دیده می&amp;zwnj;شوی؛ در معرض قرار می&amp;zwnj;گیری، معرفی می&amp;zwnj;شوی ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اثر می&amp;zwnj;گذاری و هر کلام از انگیزه تو نفوذ خواهد کرد، و انگیزه غیر از خدا چه خواهد کرد ؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مسئولیت خواستن&amp;zwnj;ها، مسئولیت گفتن&amp;zwnj;ها، مسئولیت بودن ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;شروع از پس شروع ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;می&amp;zwnj;توان فکر نکرد؛ بعضی وقت&amp;zwnj;ها انسان می&amp;zwnj;خواهد فکر نکند، رعایت ادب کردن اندیشه می&amp;zwnj;طلبد، خواست محضریت می&amp;zwnj;خواهد ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;زمانی می&amp;zwnj;خواهد فکر نکند که فکر کردن عمل می&amp;zwnj;طلبد! این&amp;zwnj;جاست که سخت می&amp;zwnj;نماید &amp;laquo; به آن&amp;zwnj;چه می&amp;zwnj;دانی عمل کن ... &amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;وقتی که &amp;laquo; حوصله ندارد &amp;raquo; و نمی&amp;zwnj;خواهد بپذیرد که &amp;laquo; حوصله ندارد &amp;raquo;، پس &amp;laquo; فکر نمی&amp;zwnj;کند &amp;raquo; و نمی&amp;zwnj;داند که &amp;laquo; فکر نکردن &amp;raquo; عادت می&amp;zwnj;شود ...&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حال آنکه باید &amp;laquo; فکر کند &amp;raquo; که چرا &amp;laquo; حوصله ندارد &amp;raquo; و به خود &amp;laquo; حق دهد &amp;raquo; و بداند که &amp;laquo; واجبات &amp;raquo; مهم است ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;چهل روز تا آخر رمضان باقی است ... 30 روز که ما راه مهمان خود خواهد کرد انشاءالله ... حواسمان به این 10 روز باشد ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها اللهم افعل بنا ما أنت أهله&amp;nbsp;و لا تفعل&amp;nbsp;بنا ما نحن أهله&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://seyedhani.persianblog.ir/post/265</link>
      <author>سیدهانی</author>
      <comments>http://seyedhani.persianblog.ir/comments/2507/7338496/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-2507.post-7338496</guid>
      <pubDate>Fri, 22 Jul 2011 17:40:50 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>نیمه شعبان</title>
      <description>&lt;p&gt;به نام خدا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آرام آرام به نیمه شعبان نزدیک می&amp;zwnj;شویم؛ متن سخنرانی حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی را که حاوی نکات بسیار نغز و مهم و همچنین دستور به خواندن دعای فرج در ساعت 11 شب نیمه&amp;zwnj; شعبان است، در ذیل می&amp;zwnj;آورم :&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;در آستانه حلول ماه شعبان المعظم ایم، در این ماه یک شبی هست و در آن شب مولودی هست. عظمت آن شب وعظمت مولود آن شب فوق بیان و ادراک ماست. شیخ الطائفه در هزار سال قبل تقریبا، در کتاب مصباح المتهجد این دعا را ذکر می کند: مطلع دعا این است:&lt;strong&gt;&amp;nbsp;اللهم بحق لیلتنا هذه ومولودها.&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;چه شبی است که در این دعا خدا را به آن شب قسم باید داد و عظمت آن شب در چه حد است که امام دستور داده بگوئیم:&amp;nbsp;&lt;strong&gt;بحق&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;لیلتنا هذه&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;اما آن کس که آن شب متولد شده ، آنجا دیگر کمیت عقل لنگ است. در مُلک منظومه ای است، خدا در منظومه مُلک ، خورشید را آفریده، در ملکوت هم منظومه ای است و خورشیدِ منظومه ملکوت، ولی عصر است ، صاحب الزمان است. اگر چشمی قدرت دارد جرم خورشید را ببیند عقلی هم در عالم قدرت دارد مقام آن خورشید را که اسمش صاحب الزمان است و مهدی موعود است، درک کند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;ما عمری گذشت ، هنوز نفهمیدیم رعیت چه امامی هستیم؟! وقتی امام زمان شناخته می شود که خاتم انبیاء، شخص اول عالم شناخته بشود. چرا؟ حدیث، صحیح است ، معنای حدیث صحیح این است که تمام فقهاء عظام مذهب- بلا استثناء- بر طبق سند این حدیث در اعظم و ادق مسائل احکام خدا فتوا می دهند. فقهاء مذهب، مبانی شان در حجیت خبر مختلف است. عده ای کثیر خبر ثقه را حجت می دانند، عده ای مثل فقیه نحریر، صاحب مدارک، به خبر ثقه هم فتوا نمی دهد، به خبر صحیح فتوا می دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;این مطلب در خبر صحیح است وآن خبر این است : رسول خدا فرمود: &amp;laquo;&lt;strong&gt;المهدی من وُلدی اسمه اسمی وکنیته کنیتی أشبه الناس بی خَلقا وخُلقا&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&amp;raquo;. عقل این جا دیگر کمیتش لنگ است؛ اولا پیغمبر خاتم کیست؟ او کسی است که در قرآن یک سوره هست ، اسم آن سوره، &amp;laquo;سوره بلد&amp;raquo; است. بعد به قرآن رجوع کنید، اسم سوره ها مختلف است : سوره یس، سوره صافات ، سوره مُلک؛ آن عمود سوره نقطه اسم سوره می شود. این سوره اسمش &amp;laquo;سوره بلد&amp;raquo; است . بلد یعنی چه؟ شهر. مشهد شهر است. تهران شهر است. مدینه شهر است. مکه شهر است. خدا، ذات قدوسی که میلیاردها کهکشان به اراده او می گردد و می چرخد و تمام عالم امکان به امر &amp;laquo;کُن&amp;raquo; از او &amp;laquo;فیکون&amp;raquo; است، همچو خدایی به آن شهری که پیغمبر خاتم در آن شهر است، قسم یاد می کند: &amp;laquo;&lt;strong&gt;لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ ، وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&amp;raquo;، چون تو دراین شهری من به این شهر قسم یاد می کنم .عظمت خاتم این است، کیست او؟ آن کسی است که یک سوره در قرآن است به اسم &amp;laquo; سوره اسراء&amp;raquo; مبدأ سوره این است: &amp;laquo;&lt;strong&gt;سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آَیَاتِنَا&lt;/strong&gt;&amp;raquo;. مثل شیخ انصاری دیگر اینجا مبهوت می شود. خدا خودش را تسبیح می کند : سبحان الذی که او را آن شب به معراج برده. عظمت پیغمبر خاتم این است. &amp;laquo;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آَیَاتِنَا&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&amp;raquo;. آن شب او را بردیم که آیات مان را به او نشان بدهیم. حالا آن آیات چیست؟!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;باز یک سوره در قرآن است به اسم سوره نجم: &amp;laquo;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى ، مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَى ، وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى&lt;/strong&gt;&amp;raquo;. قسم به نجم و ستاره یاد می کند بر شرح حال این پیغمبر. آن وقت مدح این است، مداح کیست ؟ مداح خدا ، مدح &amp;laquo;سوره والنجم&amp;raquo;، مدح هم این است :&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&amp;laquo; وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى ، عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى ، ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى ، وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى ، ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى ، فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى...&lt;/strong&gt;تا می رسد به آنجا:&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&amp;laquo; لَقَدْ رَأَى مِنْ آیَاتِ رَبِّهِ الْکُبْرَى&amp;raquo;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;. این آیات چیست؟ آن وقت آن شب چه دید؟ شبی که به معراج رفت آن معراجی که خدا خودش را به آن معراج تسبیح می کند، پرده از مقابل چشمش برداشته شد، نگاه کرد دوازده ستاره دید. ستاره اول امیرالمومنین، بعد دید یک ستاره باز بین این ستاره ها مثل ستاره صبح می درخشد، پرسید پروردگارا! این کیست؟ خدا معرفی کرد: این مهدی آل محمد است. امام زمان این است. بعد حدیث صحیح این است: &amp;laquo;&lt;strong&gt;المهدی من ولدی&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;...&amp;raquo;. آن خاتم که مداحش خداست باز شده مداح امام زمان ، مقام ولی عصر این است . &amp;laquo;&lt;strong&gt;المهدی من ولدی إسمه إسمی کنیته کنیتی&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;...&amp;raquo;. در عالم اسم پیغمبر خاتم و کنیه او برای احدی جائز نیست، فقط یک نفر است که هم اسم خاتم اسم اوست و هم کنیه خاتم کنیه اوست.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;دو اسم پیغمبر دارد: اسم آسمانی احمد است؛ اسم زمینی محمد است .هر دو اسم را خود پیغمبر خاتم به امام زمان هدیه کرد: هم اسمش را ، هم کنیه اش را. اسم، اسم خاتم؛ کنیه هم ابوالقاسم . این اسم و این کنیه برای هیچ امامی نیست الا ولی عصر.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;این است که امام زمان را بشناسید. آنجایی که عقل مبهوت است این است : اشبه الناس ، شبیه ترین تمام مردم عالم هم در خَلق، هم درخُلق به من، آنچه پیغمبر دارد همه در وجود او منعکس است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;آنچه پیغمبر خاتم دارد چیست؟ علمی است که خدا در قرآن می فرماید: &amp;laquo;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;وَعَلَّمَکَ مَا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَکَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیمًا&lt;/strong&gt;&amp;raquo;. علم او به حدی است که آیة الکرسی را بخوان : &amp;laquo;العلی العظیم&amp;raquo;، آن وقت آن &amp;laquo;علی عظیم&amp;raquo; به علم پیغمبر خاتم که می رسد تعبیرش این است :&amp;laquo;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;وَکَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیمًا&lt;/strong&gt;&amp;raquo;، علمش به عظمتی است که خدای علی عظیم آن علم را عظیم شمرده است . می رسد به خُلقش، می فرماید :&amp;laquo;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;إِنَّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ&lt;/strong&gt;&amp;raquo; هم آن علم، هم آن خُلق، هر دو به مهدی آل محمد داده شده. امام زمان این است .&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;بعد از این همیشه نگران باشید این کلمات را به او با این نظر گفتگو کنید. هر چه معرفت بالاتر ارزش بیشتر. چه مقامی است؟! چه منصبی است ؟! قرآن بخوان . موسی بن عمران کیست؟ موسی بن عمران کسی است که خدا در قرآن می فرماید: &amp;laquo;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;وَکَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَکْلِیمًا&lt;/strong&gt;&amp;raquo;&lt;strong&gt;،&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&amp;laquo;&lt;strong&gt;وَنَادَیْنَاهُ مِنْ جَانِبِ الطُّورِ الْأَیْمَنِ وَقَرَّبْنَاهُ نَجِیًّا&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;موسی بن عمران کسی بود که خدا نُه آیه به او داد، یک آیه اش عصایی بود که انداخت ، سحر تمام سحره را بلعید. یک آیه اش این بود : دستش را از آستین در می آورد دنیا را به آن دست منور می کرد، آن وقت همچو موسی بن عمرانی در سِفر اول تمکین و فضلی که خدا به امام زمان داده مطالعه کرد. وقتی به مقام او پی برد، گفت: بارالها!... ـ این دعای موسی بن عمران است ـ ، گفت: بارالها! مرا به آن مقام برسان . مقام همچو مقامی است . چنین موسایی آرزو می کند. بعد جواب می آید: ای موسی! این مقام برای احدی میسر نیست. باز دوباره نظر کرد، آن مناقب و آن فضائل و آن مکارم و آن کمالات را نسبت به آن حضرت دید، دوبار، باز دعا کرد: خدایا! مرا او قرار بده ! جواب آمد: این میسر نیست. مرتبه سوم...، اینجا است که عقل همه علما، حکما، فقها مبهوت است. مرتبه سوم باز دعا کرد: خدایا مرا آن آخرین جانشین خاتم قرار بده. جواب آمد: میسر نیست . این است مقام امام زمان .&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;رابطه با او چیست؟ راه ارتباط این است . این شیشه را می بینید؟ تاریخ این شیشه را ببین. هرچه هست اینجاست. این لامپ شیشه بود، آن شیشه در دل سنگ بود، آمیخته به سنگ. آن سنگ رفت در کوره ، ذوب شد، شیشه جدا شد، آن شیشه ها، ذرات، جمع شد. بعد شیشه گر آن ذرات را خمیر کرد، آخر در آن دمید، شد لامپ ، بعد به این دستگاه متصل شد رابطه با برق پیدا کرد الان دیگر شیشه نیست، سرتا پا نور است. دل من وتو این است؛ روح ما هم این است. این روح آلوده به سنگِ هوی وهوس است، باید به مجاهده جدا بشود از آن هوی وهوس ، آن روح می شود شیشه صاف ؛ بعد در کوره تقوا آن شیشه می شود لامپ ، وقتی شد لامپ ، مرکز برق امام زمان است ، متصل می شود همان دل از این جوان به آن مرکز، یکسره می شود نور. راه این است .&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;امام زمان وقتی می آید مجسمه پیغمبر خاتم است. پیغمبر خاتم که بود؟ &amp;laquo;&lt;strong&gt;وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ&lt;/strong&gt;&amp;raquo;. وجود امام زمان ، رحمة للعالمین است؛ بعضی از نادانها تصور می کنند می آید قلع و قمع می کند، بعد فکر می کنند وقتی ما را می کشد پس چرا در انتظارش باشیم؟! اینقدر شعور نیست که درک کنند...؛ باغ را دیده ای؟ باغبان می آید در باغ خارها را از زمین می کِشد. باید بکشد یا نه؟! باغ برای پرورش گُل است، نه برای خار. همانطوری که باغبان از باغ خارها را درو می کند، امام زمان هم خارهای باغ انسانیت را درو می کند. اگر گُل بشوی پرورش ات می دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;جراح چه می کند؟ وقتی غده پیدا شود، اول آن غده را معالجه می کند تا جایی که میسر است مرهم می گذارد، دوا می دهد، اگر دوا اثر نکرد، مرهم نتیجه نداد، آن وقت چه باید بکند؟ یا باید این آدم بمیرد یا باید این غده درآید، آنجاست که جراحی می کند غده را در می آورد. به آن جراح می شود گفت: چرا غده را در آوردی؟! چرا تیغ کشیدی بر سر این بیچاره؟! امام زمان غده های انسانیت را در می آورد. این است که شمشیرش رحمت است، بخشش اش هم رحمت است؛ تمام وجود رحمت است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;خدایا! به خون سیدالشهداء، به آن لب زهر خورده علی بن موسی، همه ما را مورد نظر خاص او قرار بده! اگر یک نگاه کند با آن نگاه چه می کند؟! یک نظر او اثرش این است:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;شیخ صدوق -اعلی الله مقامه- رأس المحدثین ، او در کمال الدین نقل می کند از محمد بن حسن صیرفی، این مرد ساکن سرزمین بلخ بوده، مردم بلخ وجوهات مالشان را به این مرد می دهند که بیاورد در بغداد به نائب امام زمان ، ابوالقاسم حسین بن روح، تحویل بدهد. خوب اینها را فکر کنید. بلخ کجا، بغداد کجا! آن هم آن زمان که از تهران تا مشهد دو ماه باید با مرکب راه بروند تا به اینجا برسند. از بلخ تا بغداد!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;آن اموال را سبیکه کرد، شمش طلا ونقره کرد. آماده سفر شد. مدتها راه را طی کرد ، رسید به سرخس، وقتی به سرخس رسید خیمه اش را در یک زمین ریگزاری نصب کرد، شمش ها را شمرد. یکی از این شمشس ها در میان آن ریگ ها گم شد. این مرد امین از مال خودش رفت نقره خرید. رسید به همدان. باز از سرخس آن روز تا همدان، آنجا نقره ها را شمش کرد، این شمش را درمیان آن شمش های نقره ضمیمه کرد، بعد از همدان بار سفر بست، رسید به بغداد. سراغ گرفت که ابوالقاسم حسین بن روح کجاست؟ وقتی خانه او را پیدا کرد، کیسه طلا و نقره و شمش ها را مقابل او گذاشت. این کسی است که نَفَس امام زمان به او رسیده، شمش ها همه مقابل او جمع شد، محمد بن حسن نگران است، دید حسین بن روح این شمش ها را زیر و رو کرد، یکی از اینها را درآورد، گفت: این شمش از ما نیست، شمشی که مربوط به ماست در سرخس در میانه ریگ ها گم شده، تو هم برای اینکه خیانت در امانت نکنی به همدان که رسیدی از مال خودت این سبیکه را درست کردی، در میانه این اموال گذاشتی، این برمی گردد به خودت ، تو هم وقتی برگشتی به سرخس در همان جا خیمه می زنی بعد می گردی آن شمش گمشده را پیدا می کنی، بعد که پیدا کردی سفر دیگر که آمدی به بغداد دیگر مرا نمی بینی، به نائب بعد از من تحویل بده.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;این کسی است که دَم او، نَفَس او به این شخص خورده، به این مقام رسیده، گذشته را می بیند، آینده را می بیند، در بغداد است، بلخ و سرخس زیر نظر اوست ، همدان در قبضه قدرت اوست . اگر نوکر امام زمان این است، نائب ولی عصر این است، آیا خود صاحب امر در چه مقامی است ؟! این است که موسی بن عمران، کلیم الله حسرت مقام او را می خورد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;خوشا به حال شما اگر قدر بدانید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;امسال نیمه شعبان، شب نیمه، ساعت 11 ،همه باید دعای فرج را بخوانید. دوره سال هم این برنامه راترک نکنید. هر روز به قدری که وقتتان اجازه می دهد قرآن بخوانید، به خود ولی عصر هدیه کنید. اگر این کار را عمل کنید، تو، دوره سال هر روز بالاترین گوهر را که کلام الله است قرائت کنی، به او هدیه کنی ، شب بیست و سوم رمضان که شب قدر است دفتر عملت به امضای او می رسد، آیا با تو چه معامله خواهد کرد؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;افسوس که عمر گذشت و ما از این زندگی بهره ای که باید نبردیم. شما جوان اید! از دوران جوانی کار کنید، قرآن را هر روز ترک نکنید، به امام زمان هدیه کنید، اگر یک گِلی را کنار دسته گُل بگذاری، روز اول اثری نمی بینی اما اگر یکماه این گِل کنار آن گُل بود بعد که برداشتی می بینی بوی گُل می دهد. دل من و تو هم این جور است، یک روز قرآن بخوانی مثل گِلی است که یک روز کنار گُل است، اما اگر یکسال هرروز قرآن بخوانی، آن هم قرآن را به او هدیه کنی، به این هدیه برمی گردد به او، دیگر کار، کارتو نیست؛ می شود از من و تو هدیه ای به سلیمان زمان. آن وقت او به کرمش با ما چه معامله خواهد کرد؟! این است مقام ، منصب، این است راه ارتباط با ولی عصر.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;شما تصور می کنید که او از نظرها پنهان است ولی خبر ندارید که چشم ها از دیدن او محروم است اما اشعه انوار او برهمه این دلها می تابد. خودش فرمود: ما شما را فراموش نمی کنیم، ما مراعات شما را از دست نمی دهیم. همه شما تحت نظر او اید، سعی کنید از این نظر بیگانه نشوید. نماز را اول وقت بخوانید، رابطه را با خدا حفظ کنید، قرآن را هر روز بخوانید، به او هدیه کنید. با این دو عمل ، هم به مبدأ عالم مرتبط اید، هم به حجت او، سعادت دنیا وآخرت نصیب همه شماست.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه، فی هذه الساعة وفی کل ساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتعه فیها طویلا&lt;/strong&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;اللهم أصلح کل فاسد من أمور المسلمین، اللهم صل وسلم علی ولیک وحجتک صاحب العصر والزمان عدد ما فی علمک، بحق محمد وآله الطاهرین، والحمد لله رب العالمین&lt;/strong&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;تاریخ: 10/4/1390 ش &amp;nbsp;- 28 رجب 1432 ق&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;a href="http://www.vahid-khorasani.ir/web/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=6280%3A2011-07-07-15-47-21&amp;amp;catid=4%3A2009-05-17-05-51-07&amp;amp;Itemid=18&amp;amp;lang=fa"&gt;&amp;nbsp;منبع&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://www.vahid-khorasani.ir/web/files/lecture-audio/lecture-152.mp3"&gt;دانلو&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://www.vahid-khorasani.ir/web/files/lecture-audio/lecture-152.mp3"&gt;د فایل صوتی&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://seyedhani.persianblog.ir/post/264</link>
      <author>سیدهانی</author>
      <comments>http://seyedhani.persianblog.ir/comments/2507/7281353/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-2507.post-7281353</guid>
      <pubDate>Wed, 13 Jul 2011 01:25:18 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>مراقب اول شعبان باشیم ... 15 عمل برای آویختن به شاخه‌های درخت طوبی و درخت زقوم</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به نام خدا&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اول شعبان می&amp;zwnj;رسد، رجب و ندای أین الرجبیون هم به پایان می&amp;zwnj;رسد ... &amp;nbsp;شعبان و مناجاتش می&amp;zwnj;رسد ... چه فاصله کمی تا رمضان مبارک مانده است ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در مفاتیح الجنان (اعمال ماه شعبان)، با مطلب مهمی روبرو شدم که گفتم در اینجا نقل کنم تا توجه بیشتری به &lt;strong&gt;روز اول شعبان&lt;/strong&gt; داشته باشم : (به نقل از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه&amp;zwnj;السلام به نقل از رسول اعظم محمد مصطفی صلی&amp;zwnj;الله علیه و آله و سلم)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حتماً ادامه مطلب را بخوانید، که به تفکیک 15 عملی که باعث اتصال به درخت طوبی و بهشت است و همچنین 15 عملی که باعث اتصال به درخت زقوم و فرو رفتن در جهنم است را حضرت فرموده&amp;zwnj;اند...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اما کوتاهی در نماز یکی از اعمال درخت زقوم &amp;nbsp;و شکر خدا یکی از اعمال برای اتصال به درخت طوبی و ورود در بهشت ...&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;چون روز اول شعبان مى&amp;rlm;شود :&lt;/p&gt;
&lt;ul style="text-align: justify;"&gt;
&lt;li&gt;پراکنده مى&amp;rlm;کند ابلیس لشکر خود را در اطراف زمین و آفاق آن و مى&amp;rlm;گوید به ایشان که سعى کنید در کشیدن بعضى از بندگان خدا را به سوى خود در این روز و&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;به درستى که خداى عز و جل پراکنده مى&amp;rlm;کند ملائکه را در اطراف زمین و آفاق او و به ایشان مى&amp;rlm;فرماید براستى نگاه دارید بندگان مرا و ارشاد کنید ایشان را پس همه ایشان نیک بخت مى&amp;rlm;شوند به شما مگر آنکه امتناع و سرکشى کند پس به درستى که او از حد گذشته مى&amp;rlm;گردد در حزب ابلیس و جنود او&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;به درستى که خداوند عز و جل چون روز اول ماه شعبان مى&amp;rlm;شود امر مى&amp;rlm;کند به درهاى بهشت پس باز مى&amp;rlm;شود و امر مى&amp;rlm;کند درخت طوبى را پس نزدیک مى&amp;rlm;کند شاخه&amp;rlm;هاى خود را بر این دنیا آنگاه ندا مى&amp;rlm;کند منادى پروردگار عز و جل اى بندگان خدا این شاخه&amp;rlm;هاى درخت طوبى است پس در آویزید به او که بلند کند شما را بسوى بهشت&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و این شاخه&amp;rlm;هاى درخت زقوم است پس بترسید از او که نبرد شما را بسوى دوزخ&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&amp;nbsp;رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود قسم به آنکه مرا به راستى به رسالت مبعوث نموده که&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&lt;strong&gt;هر که فرا گیرد درى از خیر و نیکى را در این روز پس به تحقیق که در آویخته به شاخه&amp;rlm;اى از شاخه&amp;rlm;هاى درخت طوبى پس او کشاننده است او را بسوى بهشت&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و&lt;strong&gt;&amp;nbsp;هر که فرا گیرد درى از شر را در امروز پس به تحقیق که در آویخته به شاخه&amp;rlm;اى از شاخه&amp;rlm;هاى درخت زقوم پس آن کشاننده است او را بسوى آتش&lt;/strong&gt;&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آنگاه فرمود رسول خدا صلى الله علیه و آله :&lt;/p&gt;
&lt;ol style="text-align: justify;"&gt;
&lt;li&gt;پس هر کس که نماز مستحبى کند امروز براى خدا پس در آویخته به شاخه&amp;rlm;اى از آن.&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و هر که روزه گیرد در این روز پس به تحقیق که در آویخته به شاخه&amp;rlm;اى از آن&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و هر که صلح دهد میان زن و شوهرش یا پدر و فرزندش یا خویشاوندانش یا مرد و زن همسایه&amp;rlm;اش یا مرد و زن بیگانه پس به تحقیق که در آویخته از آن به شاخه&amp;rlm;اى&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که تخفیف دهد پریشانى را از طلبى که از او دارد یا کم کند از آن پس به تحقیق که در آویخته از آن به شاخه&amp;rlm;اى&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&amp;nbsp;و کسى که نظر کند در حساب خود پس ببیند قرض کهنه را که صاحبش از آن مایوس شده پس ادا کند آن را پس به تحقیق که درآویخته به شاخه&amp;rlm;اى از آن&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که کفالت کند یتیمى را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه&amp;rlm;اى&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که باز دارد سفیهى را از عرض مؤمنى پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه&amp;rlm;اى&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که بخواند قرآن یا چیزى از آن را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه&amp;rlm;اى&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که یاد آرد خداى را و بشمرد نعمتهاى او را و شکر کند پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه&amp;rlm;اى&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که عیادت کند مریضى را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه&amp;rlm;اى&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که نیکى کند پدر و مادر خود یا یکى از آنها را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه&amp;rlm;اى&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که پیش از این روز به غضب آورده بود ایشان را پس خوشنودشان کرد در این روز پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه&amp;rlm;اى&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و هر که تشییع کند جنازه را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه&amp;rlm;اى&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که تسلیت دهد در آن مصیبت زده را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه&amp;rlm;اى&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و همچنین هر کسى که بجا آورد چیزى را از ابواب خیر در این روز پس به تحقیق درآویخته از آن به شاخه&amp;rlm;اى&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;/ol&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آنگاه فرمود رسول خدا صلى الله علیه و آله قسم به آنکه مرا به راستى به پیغمبرى مبعوث فرموده که هر کس که فراگیرد درى از شر و گناه را در این روز پس به تحقیق که&lt;strong&gt;درآویخته به شاخه&amp;rlm;اى از شاخه&amp;rlm;هاى درخت زقوم&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;پس آن کشاننده است او را بسوى آتش آنگاه فرمود قسم به آنکه مرا براستى به پیغمبرى فرستاده که :&lt;/p&gt;
&lt;ol style="text-align: justify;"&gt;
&lt;li&gt;هر کس تقصیر کند در این روز نماز واجبى خود را و ضایع کند آن را پس به تحقیق که درآویخته از آن درخت به شاخه&amp;rlm;اى&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و هر کس که بیاید در نزد او فقیرى ضعیف که مى&amp;rlm;داند بدى حال او را و او قادر است بر تغییر حالش بدون آنکه ضررى به او برسد و کسى هم نیست از او نیابت کند و بنشیند به جاى او پس واگذارد او را که ضایع شود و هلاک گردد و دست او را نگیرد پس به تحقیق که درآویخته به شاخه&amp;rlm;اى از آن&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که عذر خواهى کند از او بدکارى پس نپذیرد عذر او را آنگاه عقوبت نکند او را به قدر بدى او بلکه بیفزاید بر آن پس به تحقیق که درآویخته به شاخه&amp;rlm;اى از آن&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که جدائى اندازد میان شوهرى با زنش یا پدر با فرزندش یا برادر با برادرش یا خویشى با خویشش یا میان دو همسایه یا میان دو رفیق یا دو خواهر پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه&amp;rlm;اى&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که سخت بگیرد بر تنگدستى و حال آنکه مى&amp;rlm;داند تنگدستى او را پس بیفزاید بر غیظ او بلاى او پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه&amp;rlm;اى&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که بر او دینى باشد پس منکر شود آن را بر صاحبش و تعدى کند بر او تا آنکه باطل کند دین او را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه&amp;rlm;اى&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که جفا کند یتیمى را و آزار رساند او را و مال او را تباه کند پس به تحقیق که درآویخته به شاخه&amp;rlm;اى از آن&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که داخل شود در عرض برادر مؤمن خود و وادارد مردم را بر آن پس به تحقیق که درآویخته به شاخه&amp;rlm;اى از او&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که آوازه&amp;rlm;خوانى کند به قسمى از خوانندگى که برانگیزاند در آن خواندن بر معاصى پس به تحقیق که درآویخته به شاخه&amp;rlm;اى از او&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که بنشیند بشمرد کارهاى قبیح خود را در جنگها و انواع ستم خود را بر بندگان خدا و افتخار کند بر آن پس به تحقیق که درآویخته به شاخه&amp;rlm;اى از آن&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که همسایه&amp;rlm;اش مریض شده پس او را عیادت نکرد محض استخفاف به شان او پس به تحقیق که درآویخته به شاخه&amp;rlm;اى از آن&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که همسایه&amp;rlm;اش مرد پس مشایعت نکرد جنازه او را به جهت خوار بودن او در نظرش پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه&amp;rlm;اى&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که اعراض کند از مصیبت زده و جفا کند او را محض حقارت و کوچکى او در نزدش پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه&amp;rlm;اى&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که عاق کند پدر و مادر خود یا یکى از آن دو را پس به تحقیق که درآویخته به شاخه&amp;rlm;اى از آن&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و کسى که پیش ایشان را عاق کرده بود و خشنود نکرد ایشان را امروز و حال آنکه قدرت دارد بر آن پس به تحقیق که درآویخته به شاخه&amp;rlm;اى از آن&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;و همچنین هر کس بکند کارى از سایر اقسام شر را پس به تحقیق که درآویخته به شاخه&amp;rlm;اى از آن&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;/ol&gt;
&lt;ul style="text-align: justify;"&gt;
&lt;li&gt;و قسم به آنکه مرا به راستى به پیغمبرى فرستاده که درآویختگان به شاخه&amp;rlm;هاى درخت طوبى بلند مى&amp;rlm;کند ایشان را آن شاخه&amp;rlm;ها بسوى بهشت آنگاه رسول خدا صلى الله علیه و آله نظر خود را به جانب آسمان انداخت اندکى و مى&amp;rlm;خندید و مسرور بود آنگاه نظر مبارک را به زیر انداخت بسوى زمین پس پیشانى مبارک را درهم کشید و روى مبارکش ترش شد .&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;آنگاه رو کرد به اصحاب خود و فرمود قسم به آنکه فرستاده محمد را براستى به پیغمبرى که دیدم به تحقیق درخت طوبى را که بلند مى&amp;rlm;شد و بلند مى&amp;rlm;کرد آنان که به او درآویخته بودند بسوى بهشت و دیدم بعضى از ایشان را که درآویخته بود به یک شاخه از آن و بعضى درآویخته بودند به دو شاخه از آن یا به چند شاخه بر حسب فراگرفتن ایشان مر طاعت را و به درستى که هر آینه مى&amp;rlm;بینم زید بن حارثه را که درآویخته به بیشتر شاخه&amp;rlm;هاى از آن پس آن شاخه&amp;rlm;ها بلند مى&amp;rlm;کند او را به اعلى علیین بهشت پس از این جهت خندیدم و خوشحال شدم پس نگاه کردم بسوى زمین پس قسم به آنکه مرا براستى به پیغمبرى فرستاده که دیدم درخت زقوم را که پایین مى&amp;rlm;رفت شاخه&amp;rlm;هاى او و پایین مى&amp;rlm;برد درآویختگان به او را بسوى دوزخ و دیدم پاره&amp;rlm;اى از ایشان را درآویخته به شاخه&amp;rlm;اى و دیدم پاره&amp;rlm;اى از ایشان که درآویخته به دو شاخه یا به چند شاخه بر حسب فراگرفتن او مر قبایح را و به درستى که هر آینه مى&amp;rlm;بینم&amp;nbsp; بعضى از منافقین را که درآویخته به بیشتر شاخهاى او و آنها فرو مى برند او را به اَسفَلِ دَرَکات او پس از این جهت روى خود را تُرش کردم و پیشانى را درهم کشیدم.&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;</description>
      <link>http://seyedhani.persianblog.ir/post/263</link>
      <author>سیدهانی</author>
      <comments>http://seyedhani.persianblog.ir/comments/2507/7216763/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-2507.post-7216763</guid>
      <pubDate>Sat, 02 Jul 2011 16:56:30 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>نگرش...</title>
      <description>&lt;table style="width: 514px;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="2"&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" width="273"&gt;دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" width="239"&gt;و از شما پنهان نشاید کرد سر می فروش&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" width="271"&gt;گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" width="239"&gt;سخت می&amp;zwnj;گردد جهان بر مردمان سختکوش&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" width="270"&gt;وان گهم درداد جامی کز فروغش بر فلک&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" width="239"&gt;زهره در رقص آمد و بربط زنان می&amp;zwnj;گفت نوش&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" width="269"&gt;با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" width="239"&gt;نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" width="268"&gt;&lt;strong&gt;تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی&lt;/strong&gt;&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" width="239"&gt;&lt;strong&gt;گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش&lt;/strong&gt;&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" width="268"&gt;گوش کن پند ای پسر و از بهر دنیا غم مخور&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" width="239"&gt;گفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت هوش&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" width="268"&gt;در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" width="239"&gt;زان که آن جا جمله اعضا چشم باید بود و گوش&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" width="268"&gt;بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" width="239"&gt;یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" width="268"&gt;ساقیا می ده که رندی&amp;zwnj;های حافظ فهم کرد&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" width="239"&gt;آصف صاحب قران جرم بخش عیب پوش&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;</description>
      <link>http://seyedhani.persianblog.ir/post/262</link>
      <author>سیدهانی</author>
      <comments>http://seyedhani.persianblog.ir/comments/2507/7208352/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-2507.post-7208352</guid>
      <pubDate>Fri, 01 Jul 2011 09:23:39 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
