بسم الله الرحمن الرحیم...

تصمیم بزرگی گرفته شد! با یک یا زهراء ... با یک سبد اندیشه و با یک دنیا تشویش! تصمیم گرفته شد... قدم هایی استوار تر برای خودم و دوستانم از خداوند خواستارم، شک و تردید به یقین تنها باعث شکست هاست ...

هرچند که یاد گرفتم تقدیر را خود باید بسازم و نه منتظر باشم ... دریافتم هدفی بزرگ باید بیابم و از برای آن خود را به حرکت وادارم و از بی هدفی رهایی یابم ... و به آیه شریفه عمل کنم : « قل انما انا اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی ثم تتفکروا ... »
و باید آرمانی باشم... و آرمانی چونان کسانی که از برای آن به طلب شهادت رفتند ... اینگونه باید بود ...

و بگویم از دریایی که هیچ کس را توان مقابله با آن نبود جز رودهای در جریانِ احساسات ! و وقتی این رودها کنترل نشوند... چه بر سر دریا آورند ...