قدر نزدیک است ...

شبها و روزها گذشتند تا دگربار ماه ساختارشکن رمضان فرا رسد ... ماهی که در آن هرکس به اندازه سعه وجودی خویش بهره ای خواهد برد.

« فمن یرد الله ان یهدیه یشرح صدره للاسلام ... » (انعام - 124)
« هرکس را که خداوند بخواهد هدایت نماید؛ سینه اش را از برای اسلام می گشاید .... »
اما هیچ اندیشه کرده ای که سینه گشاده از برای اسلام به چه معناست ؟
شاید اینگونه باشد از آنجا که پیوند اسلام و زندگی؛ نه از صرفاً از جهت احکام بل از جهت معرفت ناگسستنی است، هر حرکت انسان برای خویشتنداری، نوعی سعه صدر است...
معمول است که انسان از خود توقع بسیار دارد و چون برآورده نمی شود مأیوس می گردد، معمول است که با هر کار بد کوچکی از خویش ناامید شده و به سادگی پیوند خویش می گسلد...
پس انسانی که در این هجمه تاریکی زیست می کند؛ و محیط لحظه لحظه بر او اثر می گذراند، سینه گشاده او در این است که اثرپذیری نه تنها از بیرون را؛ بل از درون را نیز به حداقل کاهش دهد... بطوریکه بر او حادثه ای نگذرد که در امور زندگی اش او را به کاهلی و سستی برساند و لحظه ای از زندگی خویش غافل شود...
و این از امهات مسائل در باب خودشناسی است، چراکه بسیار انتظار دارنده از خویشتن را راهی به سوی نور نیست که انسان باید در هرلحظه ببیند در کدامین جایگاه است ؟ به کدام جهت حرکت می کند و چه فرستاده است ...
و اینکه فرموده اند مؤمن زیرک است؛ احتمال آن است که در اول درجه زیرکی وی نسبت به نفس خود باشد که هرچه انسان بیشتر بر خود مسلط باشد؛ امور زندگی را ساده تر ببیند و در سختی ها و مصائب، صدا به گله و شکوه بلند ننماید...

خدایا... نگرانم! شد 4 مهر و 21 بهار هم تمام شد! چقدر از جوانی باقی است ؟ لحظه ای هم برای وصول به تو کافی است... خدایا قدر نزدیک است و من؛ خویشتن را می بینم بسیار پست منزلت تر شده نسبت به قدر گذشته! غرق شده در گناهان و ای خدا... چه بگویم از کنونم ؟ که تو خود شاهد و ناظری که با خود چه می کنم و این جان را چگونه اسیر هوای خویشتنم کرده ام ... خدایا مدد نما که قلب را مریضی سختی عارض شده که جز تو رافع آن نباشد ... که امیدم از تو ناگسستنی است ...
خدایا... در این ماه؛ شب قدر را چه کنم ... می دانی امید چه دارم و چه چراغ افشانی هایی که در جانم روشن نیست! نمی دانم به کدامین امید؛ منِ چنین گرفتاری را این ذوق است ؟ قطعاً به امید تو!
خدایا... هرچقدر بار گناهانم سنگین باشد، از رحمت تو بیش نیست! این درس را از سالکان حقیقی کوی تو، اهل بیت علیهم السلام یافتم ...
خدایا... تو جوان توبه کار را دوست داری... ای خدا... می دانی؛ توبه از می وقت مستی کِی کنم ؟ این جان را که اینگونه متصل به دنیایی خیال و وهم شده و لذتها می جوید و من حقیقت را می دانم، چگونه وادار نمایم در مسیر الی الله که تنها حقیقت عالم است حرکت دهم ؟ و مگر حرکتی بی اذن و خواست تو میسر است ؟
خدایا... توانم دِه جایگاه خویشتن بشناسم و بر خود سخت نگیرم اما از راه تو منحرف نشوم که آنکه مسیرش به سویت را تغییر داد، به کجا می رود ؟
خدایا... نگرانم و می دانم تو را دارم ... خدایا شکرت که تو رب کائناتی! خدایا حمد مخصوص توست که تو سزاوار حمدی ...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه.... السلام علیک یا رسول الله؛ السلام علیک یا امیرالمؤمنین؛ السلام علیک یا فاطمه الزهراء؛ السلام علیک یا حسن بن علی؛ السلام علیک یا حسین بن علی ....
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
السلام علیک یا صاحب الزمان؛ یا اباصالح المهدی