بیان مطلب به شیوه دیگر؛ تفسیری کوتاه

تفکر را هیچ پایانی متصور نیست و رساندن علم از عقل به جان را تمامی نیست. اگر جواب سئوال را هم بدانی باز هم تفکر در ابعاد دیگر مسئله لازم می باید.
اینکه از کجا آمده ام، برای چه آمده ام و به کجا خواهم رفت : انا لله و انا الیه راجعون.
اینکه مدام با خود تکرار کنی که چون از خدایی به خدا بازخواهی گشت.
در این میان بسیاری از پرسش ها ارزش خود را از دست می دهند که عمر ما محدود است و زمان گذرا. پس چه اندیشه ای مهم تر از اینکه من کیستم ؟ و به دنبال چه می گردم و چه چیز و یا چیزهایی نیاز مرا برآورده می کند و آرامش را به من هدیه می کند ...
اما چون نگران خودت گشتی و کشتی وجودت در طوفان اتفاقات اعم از خوشی ها و ناخوشی ها گرفتار آمد، پس آن هنگام است که الله را با اخلاص صدا می کنی و او را می خوانی(لقمان - 32) ... پس تو را به کوه وجودت (در تو ای انسان دنیای بزرگی نهفته است، امام علی) آشنا می کند و به آن می رساند تو را و در می یابی که تنها با یاد خدا اطمینان حاصل می شود. (رعد - 28)
اما بعد هنگام پیاده شدن از این کشتی اگر حمد خدای را نگویی و به سمت شناخت این کوه حرکت نکنی، آن گاه است که مُهر کفر بر پیشانی وجودت حک می کنی و البته تو گمان می کنی و فقط گمان که به آرامشی رسیده ای و در این کوه ناآشنا راه خود را گم می کنی در حالی که از همه اطراف تو را می خوانند و ادعا می کنند شاهراه آن است که آنها می گویند (انعام - 71) و تو مستأصل می شوی اما پرده غرور که از غفلت بر گوش و چشم و قلب خود آویزان کرده ای و خویشتن را بدان سرگرم نموده ای مانع شنیدن و دیدن و فهم تو از راه راست می شود(اعراف - 179) و اصلاً تو را چه به راه راست ؟! که قناعت پیشه کرده ای و راضی شدی به این زندگی !
به راستی چگونه خود را فریب می دهی و بر خود و خدایت دروغ می بندی که راه یافته ای و نیافته ای! چه ظلمی فراتر از این !
و تو که اینگونه گمان نمی کنی بدان ریشه اینها همگی غفلت و فراموشی از خودت است، پس هم اکنون به فکر رو و باقی عمر را در راه شناخت خود صرف کن. پس اگر ریشه های این درخت خبیثه غفلت  (ابراهیم - 26) را در وجودت با نور معرفت النفس خشکاندی و به جرگه تشنگان پیوستی (آب کم جو تشنگی آور به دست) پس بشارت باد بر تو که اولین قدم را برداشته ای پس اکنون استقامت و تداوم را طلب کن (فصلت - 30)
اما اگر این درخت خبیثه را که در کویر بی تفاوتی با زهر و سم جهل تغذیه می شود رشد دادی (اعراف - 176) مسیری تنگ و تاریک برای خود برگزیده ای(طه - 124) و آن را برای خود هموار کرده ای (لیل - 10) اما نمی دانی که با چه توشه ای قصد راه نموده ای ...
و صبر کن ... لحظه ای به درون خودت رجوع کن؛ ای آنکه مسلمانی و مکتب تشیع را جزء خود می دانی و داعیه دار رهیافتگی هستی و چه بسا غرق زندگی شده ای چگونه است که نور کلام خدا بر تو هیچ اثری نمی افزاید و چه بسا که جز خسارت بر تو نباشد (اسراء - 82) ...
اما در وصف آنانی که چون از کشتی در دریاها به کوه وجود خود با سلام و برکت فرود آمدند (هود - 48) اینکه با راهنمایی طلبیدن از عقل (انعام - 32) به شناختن کوه همت گمارده اند و با درک نیازهای خود و با یافتن گوهر علم در خویشتن به خشیت الهی (فاطر - 28) سرها بر سجده می نهند (اسراء - 109) و چون قرآن بر ایشان نازل گردد زمان عروج آنهاست که کوه وجودشان از خشیت الهی متلاشی می گردد (حشر - 21)  و آخرین نقطه های منیت آنها از بین می رود و به نهایت آرامش که در آن نه حزنی است و نه خوفی دارد می شوند با درود خدا (یونس - 62) و این است که با شناخت خودشان هیچ خاموشی را توان روبرویی با نور آنها نیست (مائده - 105) و چه مسیر ساده و کوتاهی (ان الراحل الیک قریب المسافه - همانا کوچ کننده به سوی تو، مسیر کوتاهی دارد. دعای ابوحمزه ثمالی)
و هرگز گمان مبر که اینچنین افراد که حقیقت انسان را دروجودشان به تجلی رسانده اند زندگی خاصی دارند به این معنا که از جامعه فاصله گرفتن بایدشان؛ آنان در میان خلق اند اما با خدا؛ لبخند بر صورتشان دائمی، رفتارشان مملو از زیبایی. آنها را انسانهایی متضاد می بینی! و البته تو متضاد می بینی که آنها تحت امر پروردگارشان قرار گرفته اند... لبخند بر لب دارند؛ و چون اراده کنند غضبناک. همچون خالق خود رئوف و رحیم و در همان حال منتقم و ... (جوهر عبودیت، ربوبیت است - حدیث)
و دیگرانی البته وجود دارند که به اندکی از آنچه خدا نصیبشان کرده راضی شده اند و بیش از آن را طلب نمی کنند و با خودشان مثل جنسی برخورد می کنند که آن را نشناخته از آن سود می برند و بهره کشی می کنند از آن. البته اینان خود را فراموش نکرده اند! اما چون خداوند پاداش را در عمل قرار داده؛ اینان به خاطر اعمالشان محبوب الله می گردند ... که البته با طی طریق طولانی که با چندین سال عبادت و ریاضت حاصل می شود و خطرات نشناختن خویشتن بسیار رهزن است در این راه که البته فضل الهی بیشتر ...
اما دسته آخر که قبلاً از آنان یاد کردیم کسانی هستند که نه تنها به خود بهایی نداده اند؛ بلکه با سرعت به سمت فقط آنچه در ظاهر لذت است حرکت کردند و هر چند که سختی های بسیاری به آنها وارد شد اما به تفکر نرفتند (مومنون - 76) و یا اگر اندیشیدند اندکی نگذشت که کفر پیشه کردند (عنکبوت - 65)
پس چه شده است ما را که نه خدا را بلکه خودمان را فراموش کرده ایم(حشر - 19) و از زمره انسانیت خارج گشته ایم ؟ چه اینکه انسانی که نداند به دنبال چیست را چگونه انسان می توان نامید ؟
امید آنکه بفضل الهی و توجه و عنایات ائمه معصومین علیهم صلوات الله؛ شالوده ای که از خود ساخته ایم و بافته ایم در طوفان لطف الهی متلاشی گردد و نور ذات الهی که همان شناخت نفس است وجودمان را فرا گیرد.
انشاء الله.

پی نوشتها :
* این تقسیم بندی سه گانه را با احتمالی می توان به تقسیم بندی سوره واقعه تشبیه کرد. - هرکس به اندازه دانش خود فهمد -
* مخاطب اين متن، خودم هستم نه شخص خاصی.
*
قبل از ورود به مبحث شرک، باید از چند مرحله گذر کرد... یک مرحله این هست.
=> مطلب فنی :
* با بردن اشاره گر موس روی اسم سوره و آيه، آيه بهمراه ترجمه نمايش داده ميشه. ترجيحاً از مرورگر اينترنت اکسپلرور برای نمايش صحيح استفاده کنيد.