حرکت از متن وجودی به متن قرآنی (۱)
بيان توحيد ابراهيمی

پس از آنکه با کنکاش در وجود خويش اين حقيقت را با عقل خود دريافتی که به هيچ محدودی در عالم راضی نمی شوی و همواره سودای برتر و بهتر در سر داری و فقط زمانی به آرامش نهايی می رسی که به بی نهايت مطلق قدم نهاده باشی؛ بايد با هوش و ذکاوت بفهمی که نه تنها هيچ کدام از اين مخلوقات بلکه گمان تو از آنها - تغيير رتبه آنها در عالم آفرينش - نيز جوابگوی « نياز » تو نيستند! پس حرکت کردن به سمت آنها را بيهوده بدانی و در زندگی خود تغيير بدهی. و اين که در تعريف « توبه » فرموده‌اند توبه حقيقی زمانی حاصل می شود که نحوه زندگی تو دگرگون شود و « ديگران » اين تغيير را احساس کنند، اين ديگران، در ابتدا وجود تو و سپس سپاهيان عقل و جهل را در بر می گيرد که قوه وهم و شهوت و غضب بفهمند که رويکرد تو به عالم تغيير نموده و ديگر زمام امور خود به دست آنها نمی دهی بلکه به عقل خود می سپاری.
و نيک توجه کن که اين امر جدای از « مفهوم دين عوام » است بدين معنا که اگر انسان؛ بدون دين و هيچ نگرشی، بدون تعصب بر وجود خود نگاه کند؛ وجود خود را بی نهايت طلب می بيند و می فهمد که برخوردش با اين عالم و موجودات آن - که به اعتراف فطرت انسانی و علم دانشمندان ‌« محدود » است - نبايد از جهت « اغنای نياز » باشد! چرا که « نياز » انسان، در پرتو بی نهايت مطلق برطرف می گردد و اگر در ظرفی که گنجايشش بيشتر از تمامی درياهاست، با سرابی خود را مشغول کنی معلوم است که چه خسرانی نموده ای! از اين جهت « سراب » است هر چيز محدودی چرا که بی نهايت با هيچ چيز جمع نمی گردد مگر بی نهايت شود! پس اگر لذتمدارانه به محدودی روی نمودی چنين است که بی نهايت را کنار نهاده ای! و بعد می فهمی که آن محدود، چيزی جز « ظن » تو نبوده است.

بررسی آيات قرآن
خداوند انسان را خالق دروغ می داند. « انما تعبدون من دون الله اوثانا و تخلقون افکا ان الذين تعبدون من دون الله لا يملکون لکم رزقا  ... » ( عنکبوت - ۱۷ ) « بدانيد آنچه غير خدا می پرستيد بتهايی بيش نيست و شما دروغ ساخته ايد! بدانيد آنچه غير خدا عبادت می کنيد قادر به رزق شما نيستند ... »
اين است که قرآن « نگرش به محدود برای اغنای نياز يا همان کسب رزق » را خسرانی بزرگ می داند ( شوری - ۴۵ ) که وجود خود و اهل خود - اعمال نيک خود - را به تباهی کشانده است و بارها کلام قرآنی در اين زمينه وارد شده که شما گمان می کنيد! و چه بد گمانی که بعداْ به تفصيل خواهد آمد.

موعظت در اين باب
و با ظرف وجود خودت که کمال مطلق طلب است، « ... و نفخت فيه من روحی فقعوا له ساجدين » ( حجر - ۲۹ ) « و از روح خود در آن دميدم پس همگی شما به سجده بر افتيد » چه کرده ای که قرآنی که اگر بر کوه نازل می گشت از خشيت الهی متلاشی می شد، در ظاهر و باطنت اندکی تأثير ندارد. « لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرأيته خاشعا متصدعا من خشيت الله ... » ( حشر -  ۲۱ ) « اگر اين قرآن را بر کوه نازل می کرديم، مشاهده می کردی کوه از ترس خدا خاشع و ذليل متلاشی می گشت ... »
و تو که دم از ايمان می زنی چطور است که هيچ اثری از ايمان در تو يافت نمی شود : « انما المومنون الذين اذا ذکر الله وجلت قلوبهم و اذا تليت عليهم آياته زادتهم ايمانا و علی ربهم يتوکلون » ( انفال - ۲ ) « اين است و جز اين نيست که مومنان فقط کسانی هستند که هنگامی که ياد خدا می شود، قلبهايشان از عظمت و جلال خدا لرزان می شود و چون آيات او بر آنها تلاوت می شود ايمانشان افزوده می گردد و بر پروردگارشان توکل می نمايند. » و نکند با اين استعدادی که در وجود ما نهاده است بازهم به سمت لذت شهوت، افسردگي، آرامش، شخصيت و ... حرکت نماييم ! بازهم با تعريفی احساس عزت کنيم و با برخوردی تند مايوس! با هماهنگ شدن کاری که مدتها دنبالش بوده ای خوشحال و با لغو شدن امری که پيگير آن بوده ای ناراحت... و فراموش کنی که « لا مؤثر فی الوجود الا الله »

* من و وبلاگ ؟
۱) از خودم، سيدهانی؛ الان در همين مسيری هستم که دارم می نويسم - البته شايد کمی جلوتر، چون نوشتن کمی تسلط می خواد - خدا رو شکر که در مسيری هستم که حيران نباشم. به دنبال ايجاد شاکله قوی، تمام سعی ام بودن در مسير هست که راهبر کس ديگه ايه! البته سعی در فهم برهان امکان فقری؛ دارای يه سری عادتها مثل همه، بعضی اشتباهات بزرگ، و خدايی که در اين نزديکی است... بسه ديگه! حرف اگه منطقی بود پذيرا باش و اگه نبود نپذير!
۲) خيلی دير شد! البته گفته بودم ۱۴ ام به بعد که شد ۲۳ ام! ايشالا بعدی ها مرتب تر خواهد بود.
۳) راستی کماکان فکر می کنم تعداد کسانی که استفاده می کنن از مطالب از ۳ نفر بيشتر نيستن! اگه افراد ديگه ای هم هستن لطفاْ نظر بدن که مسير رو بهتر برم! اگه جايی واضح نيست بگن.