سال نو مبارک، بهار عاشورا تسليت؛ تأملی کوتاه

کسانی که عاشورا را مرگ می دانند و جز سياهی از آن ياد نمی کنند، سخت در اشتباه اند که عاشورا ادامه دهنده خط حيات انسانی است؛ انسانی که هيچ محدودی در عالم آفرينش او را ارضاء نمی کند و تمامی نيازهای او در بی نهايت طلبی او تعريف شده چگونه ممکن است با محدودی به آرامش رسد ؟ اين است که استاد  آيت الله صفايی حايری (رحمت الله عليه) در بيان آيه « ان الشرک لظلم عظيم » (لقمان - ۱۳) « همانا شرک، ظلمی بسيار بزرگ است »؛ می فرمايد که انسان بدون خدا هيچ ارزشی ندارد چون انسانی که سراپای وجودش خواهان کمال مطلقی است، چون کمال مطلق را در غير خدا بخواهد قطعاْ بر خويش ظلم فراوان نموده است (تفکر شود) که از همين باب آيت الله جوادی آملی نيز حيات انسان را در گرو « الهی بودن » آن بر طبق آيات قرآنی بيان می نمايد (رجوع شود به تفسير موضوعی آيت الله جوادی آملي، جلد ۱۵، حيات حقيقی انسان در قرآن). پس عاشورا نه تنها نقطه پايان نيست، بلکه نقطه شروعی برای حيات حقيقی انسان است : « اين محرم و صفر است که اسلام را زنده نگهداشته است » و چه زيباست تلاقی اين دو روز با يکديگر... ۲ روز که هر دو مصداقی برای شروع اند ... يکی بهار طبيعت و ديگری بهار طريقت.
و امسال که مزين شده به نام حضرت ختمی مرتبت؛ چه نيکوست که در عظمت او سخن برانيم. پس از توحيد حضرت ابراهيم در ادامه بحثهايمان استفاده خواهم کرد که پيامبر عظيم الشان اسلام نيز از سلاله پاک اوست و به مناسبت هر مطلب سعی می کنم چهره نبی اکرم در قرآن را مورد بررسی قرار دهم انشاء الله.
درضمن مطلبی هم نوشته شد تحت عنوان « تقارن و تصادف از ديدگاه ماترياليستی و اسلامی » که بنظرم ارزش يک بار خوندن را داره. اگه خوندين کامنت يادتون نره ...