قناعت، زيور اخلاقی؛ بلای عقلانی

اگر قناعت فقط در معنای اخلاقی آن مورد استفاده قرار بگيرد، چه حديثها در مدح آن وارد شده. اما اگر مفهوم قناعت در تفکر انسان، حرکت او به سمت نامحدود جلوه کند، آن هنگام است که نه تنها زيوری نيست بلکه دردی است که شناخت آن، تلاش بسيار می طلبد. اما منظور، اين که انسانی که با رجوع به خود در می يابد در هيچ حيطه ای محدود طلب نيست، چه در زيبايی و عشق و چه در آرامش و حتی در مسائل مادی، چگونه ممکن است که با چيز محدودی قانع و از آن راضی گردد ؟ می داني، بلای بزرگی است که کم و بيش همگی ما بدان مأنوسيم و اکنون جزئی از وجودمان را فرا گرفته کلماتی از قبيل « بس » و « کافی بودن » در جملاتی که استعمال می کنيم که فقط جمله نيست! بلکه نشأت گرفته از تفکری است قناعت پذير بدين جا پايان نمی يابد، چه اينکه انسان های موفق حتی در کارهای مادی کسانی بوده و هستند که قانع نشدنی اند! و اين آيا مزيت است ؟ يا زياده خواهی چيز مذمومی است ؟ بگذار وسيع تر حرکت کنيم!‌ آيا زياده خواهی مراد و خواسته دين نيست ؟ و در نزد دين نکوهش شده ؟
حقيقت اينکه اينطور نيست! اما چرايی آن بحث خواهد شد.