در تعريف هوس ولذت - همگی ما مشرکيم

قبل از شروع بگويم که تمامی آنچه بيان می شود، محتملاْ صحيح است و هيچ جزمی در آن نيست چرا که تفسير قرآن از هرکس برنيايد و اين حقير با توجه به برداشتهای شخصی از کلام خدا، به چنين چيزی رسيده ام که البته ادامه راهی است که امام خمينی پايه گذار آن بوده و برای بحث بيشتر برای هرکس که بخواهد آمادگی کامل خود را اعلام دارم.
خداوند می فرمايد : « و ما يتبع اکثرهم الا ظنا ان الظن لا يغنی من الحق شيئا » (يونس - ۳۶) « و اکثر آنها تبعيت نمی کنند  مگر گمانشان را و گمان از حق چيزی را غنی نمی کند - گمان باعث بی نيازی از حق نمی شود - »
اما منظور از گمان :
در لذتها نيک نظاره کن و ببين کدام نعمت در عالم طبيعت است که بخودی خود لذت داشته باشد ؟ اصولاْ اينگونه است که ما گمانمان آن است که فلان چيز لذت بخش است، مثال بارز آن در زمينه شهوت جنسی می باشد... مثالی مملوس بيان می دارم تا همگان دريابند کُنه ماجرا را ...
که البته دريافت اين مطلب در بازگشت از فرودگاه جده برايم حاصل شد.
بدون اينکه نگاهی به صورت فرد کنار خود کنی و بدانی که زن است يا مرد، نگاهت بر دستان او می افتد و از ظرافت دستان او گمان به زن بودنش می بری و با خود تلاش بسيار می داری که نگاهت را به آن ندوزی و لذت کسب نکنی! و با کلی زحمت چنين می کنی اما ناگهان متوجه ميشوی او مرد است! خوب نظر کن! حالا هيچ احساسی نسبت به او نداری و برايت تعجب برانگيز شده!
چطور بود تا زمانی که « فکر » - بهتر است بگويم « گمان » می کردی اون دختر است، از ديدن دست او لذت می بردی و حال ؟!
با بسط اين طرز نگاه به لذت، بدينجا می رسيم که حتی لذت مقام، شهرت، ثروت و ... همگی و همگی گمان ما هستند و بدين ترتيب معنای کلام الهی می درخشد ! چرا که همگی مردم در چنين چيزی فرورفته اند ...
نکته جالب ديگر در آيه اشاره به عدم اغنای گمان از حق است که در اين زمينه آيه ذيل را شهود می آورم :‌ « الشيطان يعدکم الفقر » (بقره - ۲۶۸) « شيطان شما را به فقر وعده می دهد »
حال اين ۲ آيه را کنار هم مشاهده کن! اين گمانهای ما عملاْ وزنی ندارند ! و حرکت ما به سمت آنها واقعاْ کار باطل بزرگی است !! و خداوند در يکی ديگر از آيات خود ما را به صفت فاعلی خلق منتسب می کند ! « ... تخلقون افکا ... » (عنکبوت - ۱۷) « ... شما دروغ و افک را می آفرينيد ... » يعنی با اينکه چنين گمانی در حقيقت هستی وجود ندارد، اما ما آن را ارزش دار تصور کرده و به سمت آن حرکت می کنيم، لازم است برای عدم شبهه بيان دارم که هرآنچه که توجه ما را به سمت خود جذب کند، معبود ما بحساب آمده و در جای جای قرآن کريم که سخن از کفر و شرک و معبودانی غير خدا آمده - با توجه به اين قطعيت که قرآن فقط برای زمان بت پرستان نبوده و در پس هر آيه ۷۰ بطن که هر بطن ۷۰ بطن ديگر دارد - ، محتملاْ، منظور هر‌آنچه باشد که ما را از حضور حضرت حق غافل نمايد و آن چيزی نيست مگر گمان ما ...
و شريفه کريمه « ارايت من اتخذ الهه هواه » (فرقان - ۴۳) « آيا ديدی کسی را که اله خود را هوايش اتخاذ کرد ؟ » منظور بيان شده، محتملاْ، تاييد می گردد چرا که شخص اله خود را بجای الله؛ هوايش گرفته و پرواضح است که لزوماْ ترک تمام آنچه به الله مختص است به معنی به الوهيت گرفتن هوای نفس نيست بلکه حتی کوچکترين عملها که رنگ و صبغه ای غير خدايی دارد نيز به معنی شرک و کفر به خدا و به خدايی گرفتن نفس است که البته ايمان درجاتی بسيار دارد که « و ما يومن اکثرهم بالله الا و هم مشرکون » (يوسف - ۱۰۶) « و بيشتر مردم به الله ايمان نمی آورد مگر مشرک شوند »
اما نکته جالب تر، اشاره عجيب قرآن به عدم قدرت ولايت غير خداست که در پيامهای بعدی اشاره خواهيم داشت.