انتظار، پرواز، ساختن

خب معلوم است ! نه جاي سئوالي است نه جاي پاسخي كه آن چه عيان است چه حاجت به بيان است ! البته جاي بيان هست كه چشماني كه بصيرت ندارند را بايد با گوش شنوا گرداني اما مگر كساني كه در قبر طبيعت خفته‌اند را مي تواني شنوا گرداني ؟ (فاطر - 22) پيامبر هم نمي تواند، چه برسد به اين صحبتها و اين متنها‌! آري سياهم ! سياه تر از هميشه ... وقتي كه پرواز مي كني بايد در انتظار مشكلات باشي و خود را آنچنان بسازي كه با بدترين سقوطها نيز از خود فرو نپاشي وگرنه مانند آني مي شوي كه از آسمان بر جايگاهي دور مي افتد و درراه پرندگان او را تكه تكه مي كنند (حج - 31)
تعريف ساده نفاق اين است كه ظاهر و باطن‌ات يكي نباشد و اگر اين چنين باشي كه بدا بحالت كه پيغمبر هم با اين عظمتش اگر 70 بار برايت استغفار كند هرگز بخشيده نخواهي شد ... (توبه - 80 )
شايد تو آن خفته در قبر 100% نباشي! شايد 100% مشركي كه از آسمانها افتاده در جايگاهي دور نباشي و شايد 100% منافق نباشي ... اما بدان بهرحال در مرتبتي از اينها هستي ! پس لااقل سعي كن كه خودت را اصلاح كني !
چرا كه اگر عقدنامه‌اي با خداي خود ببندي تا زماني كه عهدت به پايان برسد در حركت باش كه خدا متقين را دوست مي دارد (توبه - 4)
سخن بسيار و قلم خسته و روح بيمار است !
پس بماند باقي براي زمان شكفتن دوباره ...
فقط بگويم وقتي خودت را بسازي براي خدا، هرگز راه فراري از آن نخواهي داشت، (ذاريات - 50) و لايمكن الفرار من حكومتك، نه از باب قهر! بلكه از باب لذت برتو گشوده مي شود ... يعني آلوده مي شوي، اما نمي تواني آلوده بماني! چون خدا اينگونه خواسته است.
قدمهايت را كمي محكم تر بردار و به سادگي، نفس را بي افسار رها مكن كه كاري خطرناك است و بخوبي نتايج آن را مي بيني ...
نماز شب را فراموش مکن هرچند که با مذاقت خوش نيايد که مذاقی را که حقيقت را نچشد را آرام آرام بايد با حقيقت آشنا ساخت ....