بسم رب الزهراء

موضوعات اين نوشته : مرثيه يا مدح ؟ - يك شبهه و جواب - دختر رسول و ... - يك مطلب راجع به وبلاگ - دعوت

* مرثيه يا مدح ؟
شايد؛ نه قطعاً يك وظيفه
اگر تشنگي در وجود خود احساس مي كني اين متن را بخوان! وگرنه نخوان و راحت باش.
گريه كردن بر اهل بيت نه از جهت احساسات و عواطف صرف، به بار خواهد نشست و نه از جهت بي تفاوتي. كه همواره شيعيان اندك‌اند. بسيار ملموس است : گريه‌اي كه تحولي در زندگي روزمره ايجاد نكند و زندگي را از روزمرگي خارج نكند را چه سود ؟
مسئله اساسي اينجاست كه مرثيه اهل بيت همان مدح آنهاست و فقط توجه به شأن آنها اشك را در ديدگان هر انساني از هر مكتبي خواهد نشاند ... هرچقدر گوهر معرفت - كه در گراني است و به هر كس ندهندش - در نزد تو بيشتر شناخته شود، آنگاه است كه صداي گريه ها و ضجه هاي تو با فريادهاي ديگران تفاوت خواهد داشت !! اما صدايت قريب تر به صدايي غريب خواهد شد! آري ... گريه‌ات بسان گريه صاحب الزمان خواهد شد! چه خيال كرده‌اي ؟ معرفت را از لابلاي كتابها نخواهي يافت كه بزرگترين انديشمندان خودنشناس نيز در جلو اهل بيت، باطلانه ايستادند و هارون خود عالمي يكه تاز بود! پس بدان كه سرّ معرفت يافتن، فقط و فقط در درك وجود خود تو نهفته است. براي اثبات اين مدعا به اين فراز زيارت جامعه كبيره دقت كن : « اجسادكم في الاجساد و ارواحكم في الارواح و انفسكم في النفوس » مي داني اين فراز چه سرّي از عالم را بازگو مي كند ؟ اين كه وجود تك تك ما علي است! فاطمه است؛ و به همين خاطر است كه علي در قيامت ترازوست ! مي بيني حقايق عالم هستي را ؟
پس بفهم كه هرچقدر در وجود خودت سير كني و آفاق و انفس را ببيني، اهل بيت را خواهي شناخت و خدا را ... كه صاحب سخن، علي بن ابيطالب عليه افضل صلوات المصلين فرمود : در تو انسان دنياي بزرگتري نهفته است ...
اما براي شناخت خودت؛ اگر هم قدم شوي، من نيز خواهان اين راهم پس بيا با هم بپيماييم كه « يد الله مع الجماعه »

* اشكال در لعن دشمنان
عده‌اي حرف به گزافه مي زنند كه لعن را چه معناست و چه لزومي بر لعن دشمنان اهل بيت - كه سالهاست مرده و كفن پوسانده‌اند - مي باشد ؟
بدان كه لعن در عالم آفرينش خبر از حقيقتي مي دهد كه شخصيت اين افراد ملازم آن حقيقت است و شخصيت دشمنان اهل بيت، آنقدر شرك آميز است كه لحظه‌اي نبايد به آنها نزديك شد كه آنها مظهر باطل‌اند ! توجه كن كه اگر فعلي را چندين نفر با هم انجام دهند به يك قصد، لااقل در آن، هم از فعل داراي اشتراكند و هم از نيت و اين، افراد را يكي مي كند.
اگر تو اكنون از امام زمان خود سرپيچي كني و به لذت گناه خوار گرداني خودت را چون همان ملعوني هستي كه امام خويش را به شهادت رساند كه فرمود‌ : هرگناه شما چون تيري است بر وجود ما ...
پس اين لعن، در طول تاريخ حركت مي كند و حتي چه بسا كه خود تو را نيز در بر بگيرد! پس خود را نيك بنگر و استغفار كن كه جزو دشمنان اهل بيت نباشي ! و از صرف اينكه دلت با آنان است و با آمدن اسمشان اشك در چشمانت حلقه مي بندد مغرور نباش و عمل خود بين كه تا چقدر مرضي ذات اقدس اله و اهل بيت است.
دين خود را از پرتو احساسات پوچ به عقلانيت رهسپار كن و با عقل خود اشك بريز كه در رشد تو مؤثر افتد.
كه شأن امام هدايت است.

* آيا سزاست كه با دختر رسول اينگونه كنند ؟
مي داني؛ چون اعراب به ظاهر مسلمان نزد پيامبر آمدند و گفتند : اي پيامبر، بهر اين همه لطف تو بر ما، از ما چيزي بخواه تا خشنود سازيم تو را! آنگاه بود كه بعد از يكصد و بيست و چهار هزار پيغمبر، خاتَم پيامبران را وحي اينگونه به سخن آورد : « قل لا اسئلكم عليه اجراً الا المودة في القربي » خداوند با علم خود مي داند كه اينها چه خواهند كرد ! لذا دستور مي دهد به عزيز خويش كه بگو : از شما هيچ نمي خواهم اجري بر اين همه - سال مشقت و زحمت - جز دوست داشتن نزديكانم !
گوييا اجر تمامي 124 هزار پيغمبر همين بوده است كه همه آنها اجر كار خود را بر خدا واگذار كرده اند و اينك خداوند اجر زحمات انبياء خود را به گوش مسلمين مي رساند ! اگر مي خواهيد اجر بدهيد، اينگونه سپاسگزار باشيد!
اما تاريخ شاهد هست كه چگونه اين مسلمانان مقدس تر از پيامبر، پاداش دادند زحمات پيامبرشان را !
چه بگوييم ؟ بعضي از آناني كه در تاريخ قدمي ندارند به انكار وقايع تاريخي، افكار را مي ربايند! اما بدان آنچه اتفاق افتاده صحيح رسيده است!
اين است كه بدان عبد شدن جز در پرتو ولايت پذيري نيست. الا لعنت الله علي القوم الظالمين
لينک متن کامل خطبه حضرت زهراء سلام الله عليها

* يك مطلب راجع به وبلاگ
راستش بعد از تموم شدن امتحانها، برگشتم... چندتا از دوستان گفتن خاص مي نويسي و قابل پذيرش نيست، حقيقتش اينه كه همونطور كه از پست اولين متن وبلاگ معلومه، من اين وبلاگ رو فقط براي خودم درست كردم و به خواننده‌ها كاري ندارم و فقط اگه لينك مي دم براي دعوت به تفكر هست... كه بعد از اين هم نخواهم گفت كه بروز شد بياين سر بزنين! كه هركه خواهد خواهد آمد!

* دعوت
اگه مشخص بشه دوستاني هستن كه مي خوان با تفكري كه راستاي قرآني داره، آشنا بشن و تو اين مسير قدم بذارن، قطعاً يه وبلاگي رو با هماهنگي جلال راه خواهيم انداخت كه در اون به صورت يه كار فكري جلو بريم البته اين نياز به پيگيري شما داره چون در غير اينصورت ديگه ادامه نخواهد داشت...
اگه بخوام از اين تفكر تعريفي ارائه بدم اين هست :
1- تعيين رابطه كامل دين و زندگي، 2- تاثير گناه در زندگي، 3- يافتن حقيقت هستي، 4- فهم قرآن، 5- قدرت عمل كردن و ... كه خيلي زياد هست...
تحول من هم در راستاي همين تفكر بود.