يک تلنگر و ۱۴ روز دوری - قرآن و تنبلی

سلام، راستش چند موضوع هست که می خواستم درموردشون بحث کنم که با توجه به شروع شدن امتحانات، نمی نويسم چون وقت گير هستند، فقط موضوعی اشاره می کنم، البته ممکن هست بگين که چی شد تا حالا که امتحان اينا مهم نبود(!) بايد بگم بود ولی اين آيه زير ...، موضوعات اينها هستن :
۱- خشوع، ۲- بازنگری با ديدی ديگر بر برهان، ۳- اسماء در سوره يوسف، ۴- نرسيدن به آنچه خواسته است در سوره غافر، ۵- نگاهی به سوره های زمر و غافر، ۶- زنده شدن و مردن دلها در قرآن، ۷- توجه به نامه امام علی به امام حسن عليهما السلام، ۸- نامه‌ای به دوست ديگرم مهدی
اينها رو نوشتم که خودم يادم نره، اما به اين دو آيه توجه کنين :

أَ رَءَيْت مَنِ اتخَذَ إِلَهَهُ هَوَاتُ أَ فَأَنت تَكُونُ عَلَيْهِ وَكيلاً(43)
أَمْ تحْسب أَنَّ أَكثرَهُمْ يَسمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ  إِنْ هُمْ إِلا كالأَنْعَمِ  بَلْ هُمْ أَضلُّ سبِيلاً(44)

آيا ديدی آن کس را که خدای خود را هوای نفسش اتخاذ کرد ؟ آيا تو بر آنها وکيل (حافظ و نگهبان) هستی ؟
آيا گمان می بری بيشتر اينان می شنوند يا تعقل می کنند ؟ آنان فقط چون چهارپايانند بلکه بدتر. (سوره فرقان - به اسم سوره هم توجه کنيد)

حالا هوای نفس چی هست ؟ فکر نکنم تو تشخيصش مشکلی داشته باشيم! همون تنبلي، همون چيزی که می دونيم بايد کاری رو انجام بديم ولی از انجامش سرباز می زنيم و می ريم سراغ کاری که - به گمانمان - لذت داره !

اللهم ثبت اقدامنا علی دينک و استعملنا بطاعتک و لين قلوبنا لولی امرک
پروردگارا قدمهايمان بر دينت ثابت، ما را به طاعتت عامل و قلبهامان را بر پذيرش ولی امرت نرم گردان.