تنبلی (بيان يک ارتباط) - شرک شناسی و ...

سلام ... تاحالا دقت کردين که چرا امام علی (عليه افضل صلوات المصيلن) فرمودند :‌ اوصيکم باالتقوی الله و نظم امرکم... رابطه اين نظم با تقوی چی هست که باهم بيان شدن ؟ حقيقت اين هست که يکی از راههای نفوذ شيطان‌ - به نظرم - تنبلی و بی نظمی در کارها هست ... چون بنابر يک قاعده کاربردی - به نقل از استادعلی صفايی - شيطان صورت مسئله رو پاک می کنه، مثلاْ تو يه کار ساده رو انجام نمی دی و شيطان خيلی ساده کل اعتقاداتت رو زير سوال می بره و می گه حالا که نتونستی اين کار رو بکنی پس کل تفکراتت هيچی و بيا گناه کن و « معمولا » ما هم گرفتار گناه می شيم! به همين سادگی ... پس يک راه حل برای مبارزه با تنبلي، تمسک به کلام امام علی هست و اينکه : تنبل نباشيم چون می خواهيم با تقوا و خدايی باشيم ! بی نظم نباشيم چون می خواهيم نمازمان، نماز باشد و حرکات و گفتارمان الهی ... يعنی واقعاْ رابطه انفکاک ناپذيری بين تنبلی و بی نظمی با تقوای الهی هست و اين تنبلی و بی نظمی در هرکار روزانه‌ای بيان می شه! مثل مسواک زدن! و ... من قشنگ حس کردم که وقتی خيلی خوب درس می خونم، لذتم (که هرچند معيار درستی نيست) از با خدا بودن بيشتر ميشه و چون از عمل دارم لذت می برم و از اين عبوديت - به نقل از استاد صفايی حايری - اين کار ادامه پيدا می کنه! اما تا کی ؟ تا زمانی که دوباره به سمت تنبلی نرفتم و خيلی ساده مثلاْ مسواک نزدم چون < حالش رو نداشتم ! > و اين سبب شده فرداش قدمهام سست تر و همين طور تا اينکه خيلی راحت گناه کنم ... با اين حساب تنبلی نوعی مقدمه گناه به حساب می آيد و ايجاد کننده محيط گناه و بايد از اون حذر کرد با نظم داشتن، بايد با نظم داشتن تقوای الهی پيشه کرد ... می بينين چطور خدا دنيا رو ساخته ؟

اما مسلماْ آنچيزی که در بحث تنبلی، شرک و هرچيز ديگه ای در وجود ما موثر هست، تشنگی هست ... خدايا چقدر علم ؟ << آب کم جو، تشنگی آور به دست >> ... اما مسئله اينجاست که وقتی آدم مريض هست هيچ اشتهايی برای غذا نداره! اما بايد غذا بخوره ... ما بايد زورکی هم که شده لااقل واجبات رو انجام بديم ولی اگه اين عبادات با تفکر انجام بشه و تشنگی رو به ياد ما بياره اونوقت هست که ... اصولاْ ما بايد در وجود خودمون فکر کنيم چون اين سوال که : چرا تو تشنه‌ای، وقتی که وجود تو تشنه آفريده شده، سوالی اساساْ بی معناست! بلکه برعکسش من بايد از خودم بپرسم : چرا تشنه نيستی ؟ و اين دليلش بر می گرده به گناهان ... و راهش هم توسل ...
معلوم هست که جلال، ثاقب، سلام و يا کبوتر حقايق رو مطرح می کنه همونطور که در قرآن هم مطرح می شه ... ما قضيه رسيدن به خدا رو سخت کرديم! فقط يه تشنگی هست ... می دونين نمی دونم شده قرآن بخونين و حقايق عالم هستی رو بفهمين اما براتون مهم نباشه ؟! خب اينو چی می گين ؟ چرا درست فهميدم! قشنگ خدا تو قرآن همه چيز رو تبيين کرده... اهل بيت هم همينطور ... اما وقتی من تشنه نيستم اين هم علمم زياد ميشه ... البته خب از يه جهت هم خوبه... چون اون وقت اگه خدا بخواد و همين امروز تشنگی رو با وجودم درک کنم اون وقت اون علمها بشدت کمکم می کنن تا رشدم سريعتر باشه از وقتی که نداشتم اون علمها رو ...
خدايا ... داشتم دعای کميل می خوندم، به فرازهايی رسيدم که امام علی نهايت نزديکی به خدا، نهايت درجه و ... از خدا خواستار ميشه، يه لحظه ياد آيات قرآن افتادم که از کلمات « فضل الهی » و « ايتاء آن به من يشاء »  درمورد لطف خاصی صحبت می کنه (جمعه - ۴، حديد - ۲۹ و ۲۱، مائده - ۵۴، آل عمران - ۷۳) و حضرت علی بعد از بيان اين خواسته‌ها می فرمايد : « فَاِنَّهُ لا يُنالُ ذلِكَ اِلاّ بِفَضْلِكَ » ( و قطعاْ آن نمی رسد مگر به فضل تو ) اين هم قرآن ناطق ...

پ.ن : اين دفعه خلاف دفعات قبلی، سير تفکر رو کامل نوشتم و فقط به نتايج بسنده نکردم! بخاطر همين شايد چگالی مطلب اومده پايين و خسته‌کننده شده! به هرحال قصد، بيان تفکرات هست ...

در مورد بحث شرک ... چون اين مطلب طولانی شد فقط به اين آيه کاملاْ دقت کنين :
« ذلک هدی الله يهدی به من يشاء من عباده و لو اشرکوا لحبط عنهم ما کانوا يعملون » انعام - ۸۸
- اين هدايت خداست، هدايت می کند با آن هرکس را که بخواهد از بندگانش و اگر شرک بورزند تمامی اعمالی که انجام داده‌اند حبط می شود.

گفتم تا تنور داغه(!) بعدی رو هم بچسبونم تو اين وبلاگ :
« يا ايها الذين آمنوا اجتنبوا کثيرا من الظن ان بعض الظن اثما » حجرات - ۱۲
- ای کسانی که ايمان آورده‌ايد اجتناب کنيد از کثرت در ظن، که بعضی از گمانها اثم (گناه) اند.
حالا اين بحث رو مرتبط کنيد با اينکه اصولاْ لذتی که از گناه برای ما فرض هست، وجود نداره و وهم هست بنابر آيه :‌ «ان الشيطان يعدکم الفقر » - بقره ۲۶۸ - قطعاْ شيطان شما را به فقر وعده می دهد.
و در نتيجه ما نبايد در لذت گناه فکر کنيم ! چون گمان هست و بعضی از گمانها اثم!
يواش می گم نشنوين(!) و همينطور لذت بردن از چيزهای ديگه که اصولاْ لذت در حلالها هم وهم هست و وجود نداره (يعنی گمان می کنيم لذت می بريم) و تمام اعمال ما بايد فقط و فقط برای الله باشه و نبايد بخاطر لذت کار کنيم! - ولی بايد آروم آروم سعی کنيم به اين مرحله برسيم - توجه : سعی کردنی نيست! بلکه با روشن شدن حقايق ما اينطور ميشيم ...

ان شاء الله در متن بعدی به اين سئوال خودم که آيا گناه، شرک هست يا نه، با مستندات قرآنی بحث می کنيم.