۲ نکته و ۲ مطلب

... اين ۲ نکته رو می نويسم چون واقعاْ قابل فکر هستند و ديروز جلال اونها رو گفت و من واقعا حيرت زده شدم!!! ما هم اينطوريم که با کوچکترين جرقه‌های نور و فهم هم کلی ذوق می کنيم و دوست داريم همه بدونن که چه مطلبی هست!

اوليش راجع به آيه ۳۰ سوره ق که يادمه قبلا هم تو وبلاگ زده بودم! ولی اون وقت با چه ديدی و الان با چه ديدی ! و يوم نقول لجهنم هل املات ؟ و تقول هم من مزيد ؟ ... معنيش : روزی که ما به جهنم می گوييم : آيا پر شدی ؟ و او می گويد : آيا بيش از اين هم هستند ؟ (يعنی حريص بودن جهنم به کافران)

واقعاْ اين آيه داره دقيقاْ همين دنيا رو مطرح می کنه که چطور انسانها به سمت گناه حرکت می کنند و با چه شور و شوقی و چه کلاس گذاشتنی به سمت گناه می رن ...

دوميش راجع به روز قيامت هست! کسانی که در اين دنيا به سمت تبهکاری و گناهی رفتند، در تاريکی زندگی کردند، حال بعضی هنگام اينقدر مدت بودن در تاريکی زياد است که کور شده اند، ناگهان روز قيامت که همه اش نور است، برای شخصی که مدت بسياری در تاريکی بوده، چگونه است ؟ و چه درد وحشتناکی دارد ؟ و البته آن روز، حساب درد و زمان دردش مجزای از اين دنياست و قابل قياس نيست ... اما بعضی که کور شده اند که همواره در عذاب ديدن نور خواهند ماند!

اما دو مطلب ... مطلب اول شعری بود که جلال گذاشته بود تا بيشتر فکر کنيم :

قومي متفکرانند اندر ره دين                        قومي به گمان فتاده در راه يقين 
ترسم از آن روز که بانگ برآيد                       کاي بي‌خبران، راه‌نه آنست نه‌اين

خدايا، کمکم کن قدم در راهی بذارم که در کثرت، وحدت رو ببينم !
خدايا کمک کن تا به علم وابسته نشوم و از حضور تو غافل.
خدايا کمک کن تا حجاب اکبر که علم است مرا به خود مشغول نسازد.

مطلب دوم هم اينکه رسيدم به اينجا که رابطه خيلی عميقی بين تمامی رفتارهای ما وجود داره، مثلا رفتار با پدر و مادر فوق العاده موثر در نماز خوندن ما هم هست! و اين ها يه رابطه عجيبی دارن! و حقيقتا اينها روابط حاکم بر جهان‌اند ...

دعا يادتون نره ... اللهم عرفنی نفسی لک و الهی وفقنی علی ما تحب و ترضی