دلم با تو بودن می‌خواهد بازهم...

دلم صدا کردنت می‌خواهد بازهم...

چه شد که مرا راندی از خویشتن ؟

چه شد که خودم را دور ساختم بازهم ؟

می‌گذرد این روزگار تلخ بازهم...

می‌رسم دگرروز به درگاهت بازهم...

صدایت کنم بگویم یا من ذکره حلو...

صدایم کنی بگویی ادعونی استجب بازهم...