و گناه :

الکلی است که عقل را زايل و تفکر را تخمير می کند و پرده ای بر حجابهای فهم می گستراند و انسان را به حمق نزديکتر می گرداند.
من هنوز نفهميده‌ام اين لذت چند لحظه‌ای چه مزيتی دارد که من آن را بر ذکر محبوب که ذکر خودم است برتری داده و اينچنين خود را از رشد نگاه می دارم ؟
هرگاه انديشه کنم در مقام سوی خدا دچار سکون شده‌ام، برای رفع اين سکون حرکتی به سوی گناه می کنم و ناخواسته رشد خود را متوقف و
« ممکن است انسان را، يک نظر به نامحرمان يا يک لغزش کوچک لساني، مدتها از سراير و حقايق توحيد باز دارد و از حصول جلوات محبوب و خلوات مطلوب ـ که قر‌ه العين اهل معرفت است ـ باز دارد. پس وقوف در هريک از مراحل و مراتب، و قلت مبالات به هريک از نشئات، موجب حرمان از سعادت مطلقه و از دامهای ابليس است. »
(شرح حديث جنود عقل و جهل، آيت الله خمينی، ص ۶۹)
هرچند گه گناه من سنگين تر از آن است که اشاره کرده قطعا ...
مشکل اين است که به خدايی بودن عادت نداريم !! فقط ۶ روز ! اينبار شماره کردم ...
اما چون مسير، هويداست و قد تبين الرشد من الغی ... بار ديگر حتی شده از صفر بايد شروع کنم ...