مدح یا مذمت اشتباه کردن  توهم شيطانی

بدان که چون حرکت به سوی حق آغاز کردی و قدم در راه ترک تعلقات دنیوی نمودی و لوازم رشد مهیا کردی، باید بعض مواقع خود را به اشتباه دراندازی تا به حقیقت مطلب بهتر واقع شده مرکبی سریعتر برای رشد بیابی.
آنچنان که تفقه کردم اگر قوای ذاتی را به دو دسته الهی و شیطانی تقسیم کنیم (هرچند که ارباب معرفت، کامل در جای خود به بحث نشسته اند) آنگاه علم به مسائل الهی که فلان عمل این مقدار از رشد باز می دارد را جزو قوای الهی و خلاف این علم عمل کردن را قوای شیطانی می نامیم.
اما باید توجه کرد این نفس عادت کرده و خو کرده به طبیعت را اگر ناگاه با قصد خدایی کردن فشار بسیاری بر آن آوری ممکن است برای مدتها از حقایق حق محروم شده و چه بسا با دام ساده ای از شیطان به گناه افتاده و در غی فرورفته و خارج شدنش سخت شود.
فلذا از اهم مسائل آن است که اولاً نفس انسان که « ألهمها فجورها و تقویها » (شمس - ۸) را آرام آرام باید به حقایق متذکرش نمود و ثانیاً گهگاه با اشتباهی بیاموزی که همان لحظه مصداق کریمه شریفه « إذا فَعَلُوا فَاحشه أو ظلموا أنفسهم ذکرو الله فاستغفروا لذنوبهم... » (آل عمران - ۱۳۵) بشوی نه چون آنانی که ناگهان در جو خدایی قرار گرفته و ناگاه با ارتکاب به گناهی محل تجری گناه می شوند و برای چند مدت از خدای خود و خویشتن دور می افتند و گاهی که نوای رحمت الهی آنها را مسح نمود، بر می گردند.
که طریق متقين عدم اصرار بر ظلم بر خویشتن است که طبق آیه فوق گذشت.
و نکته اینکه با اشتباه کردن، کمی افسار لذتجویی دنیوی و طبیعی را باز می گذاری و کمی اجازه لذتش می دهی ولی سریع اینبار مرکب را محکم تر گرفته قدمت را در راه حق استوارتر می نمایی.
البته مشهود است که این مرحله در اوايل سیر و سلوک لازم و واجب بر اهل طریقت است و هنگامی که حجابهای کثیره ظلمانيه و نورانيه از پس چشم ظاهر و باطن و قوه باصره عقل و قلب کنار رفت و فطرت مخموره بیدار گشت، آن هنگام است که حقیقت لا موثر فی الوجود الا الله در قلب هویدا شده و سالک به سکون بعد وصال نایل می شود. ان شاء الله