فطرت، دین، عقل

شاید برای بعضی گمان حاصل شود که عقل، خشک است و طراوتی همراه ندارد و لذتی.
لکن آنان که قدم در قدمگاه فطرت خویش نهاده اند غرق حیرتند که چون است که خداوند دستگاه آفرینش انسان را چنین منطبق بر دین خود نهاده و دین را از برای این انسان خلق کرده و عقل را رسول آن قرار داده است.
آنانکه جایگاه عقل را شناختند از پس این هدایت الهی اینگونه زبان به شکر او باز می کنند که :
الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا أن هدانا الله
هرگونه سپاس و ستایش مر خداوندی را سزاست که ما را به این راه هدایت فرمود و اگر هدایت او نبود، ما هدایت نمی یافتیم. ( اعراف - 43 )

[و اگر بعضی ایراد کنند که این سخن، سخن بهشتیان است هنگام ورود در بهشت الهی، جواب به سادگی تفسیری ناب از کلام الهی که شارح حدیث جنود عقل و جهل فرمود :
در « ان الجهنم لمحیطه بالکافرین » (توبه - 49) نه فقط در آخرت چنین است، در این دنیا هم جهنم محیط بر کافرین است لکن چون در حجاب عالم طبیعتند درک نمی کنند و الا غیر این نیست.
و این کلام و تفسیر حمل بر سایر آیات و حالات نیز خواهد شد.]

و اینکه من نیز خود را متصف به چنین صفتی دانستم؛ پای بر جایگاه بزرگان گذاشته ام و امید دارم الله که ربّ و پروردگار عالم هستی است من را در این راه استقامت بخشد که فرمود :
« ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون » (احقاف - 13)
و طمع به کرَم الهی تا آن حد که مرا از جمله اولیاء خود قرار دهد که « ألا إن اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون » (یونس - 62) و این بلندگاهها را نیز از جلوه خود او در انسان کامل آموختم که فرمود :
" وهب ...
اَسرح الیک فی میادین السابقین ... در میدان طاعتت بر همه پیشینیان سبقت گیرم
اسرع الیک فی البارزین ... از همه شتابندگان به درگاهت زودتر آیم
اشتاق الی قربک فی المشتاقین ... عاشقانه با مشتاقانت به مقام قرب حضرتت شِتابم
اَدنُوَ منک دنو المخلصین ...  چون اهل خلوص نزدیکِ تو گردم البته دانم که در این راه پر خطر راهزنها بسیارند... اما آن را که یار و یاوری چون الله دارد را چه غم ز راه ؟
امید دارم کلام آخر از دل برآید ...
... " دعای کمیل

بالجمله این راه، راه فطرت انسانی است و اگر ذوقی بماند در متن های بعد به شرح مطلب خواهم پرداخت.