بسم الله الرحمن الرحیم

اینکه انسان در مرحله اول و دوم و سوم، به خویشتن خود بپردازد و خودش برایش اهمیت داشته باشد نه جهان آفرینش و نه هیچ مخلوقی، گاه در کوچه های پر رمز و راز مهربانی و عشق گم می شود و برای آن کس که هدفی دارد توجه به مخلوقات به جز دوری و افسردگی پیامد دیگری ندارد...

در اصل سفر به مردم و مخلوقات الهی، پس از کشف هیولای خود و رسیدن به بی خودی از سرمستی وحدانیت و یکپارچگی است...

سبحان الله که شیطان چه دام ها پهن می کند برای نابلدان این سفر که آن ها از همه مهربانی ها افسرده شوند و در آخر راه هیچ توشه ندارند ...

مبادا که مسیر خود را برای کسی کج کنی! که اینجا نه خدایی است و نه نوری ... و آن وقت به امید نوری در ظلمات به آسمان خیره می شوی، حیف که مسیر را اشتباهی آمده ای... کلما اضاء لهم مشوا فیه و إذا أظلم علیهم قاموا ... (بقره - 20)

شاید این همان سرابی است که در پی آن دوان دوان می دویم ...

یحسبه الظمآن ماء ... (نور - 39)

الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور... (بقره - 257)

ای آنکه بهانه ای بودی که بدانم می توان آنگونه بود ...