بسم الله الرحمن الرحیم

هر انسانی باید اندیشه کند آیا گمشده‌ای دارد ؟ و اگر چنین است، گم‌شده او چیست یا کیست ؟

محبت، زیبایی، آرامش، حکمت، دانش، قدرت، ثروت، عشق، ...

آن جمله معروف از علامه جعفری که : ارزش انسان برابر آن چیزی است به که به آن علاقه دارد و به آن عشق میورزد...

سئوالی که ذهنم را به خود مشغول داشته همین است... امکان ندارد آدمی گم‌شده‌ای داشته باشد و به فکر آن نباشد...

پس یک گام عقب‌تر... فکر ما دائم مشغول به چیست ؟

اصطلاحی هست با نام Word of Mouth که در آن اولین کلمه‌ای که به زبان آدم می‌آید را بررسی می‌کنند...

اگر با حروف اول فارسی از خود بپرسیم اولین کلمه‌ای که به ذهنتان می‌رسد را بگویید چه می‌گوییم ؟

الف... ب... پ... ت... ث... ج... چ... ح... خ... د... ذ... ر... ز... ژ... س... ش... ص... ض... ط... ظ... ع... غ... ف... ق... ک... گ... ل... م... ن... و... ه... ی...

این بازی ساده می‌گوید فکرمان در چه حوالی می‌گردد...

با این جملات از حضرت علی علیه‌السلام مطلب را به پایان می‌برم... باشد که چنان شویم :

حکمت 281 : 

(و فرمود:) در گذشته مرا برادرى بود که در راه خدا برادریم مى نمود. خردى دنیا در دیده اش وى را در چشم من بزرگ مى داشت، و شکم بر او سلطه اى نداشت، پس آنچه نمى یافت آرزو نمى کرد و آنچه را مى یافت فراوان به کار نمى برد. بیشتر روزهایش را خاموش مى ماند، و اگر سخن مى گفت گویندگان را از سخن مى ماند و تشنگى پرسندگان را فرو مى نشاند. افتاده بود و در دیده ها ناتوان، و به هنگام کار چون شیر بیشه و مار بیابان. تا نزد قاضى نمى رفت حجت نمى آورد و کسى را که عذرى داشت سرزنش نمى نمود، تا عذرش را مى شنود. از درد شکوه نمى نمود مگر آنگاه که بهبود یافته بود. آنچه را مى کرد مى گفت و بدانچه نمى کرد دهان نمى گشود. اگر با او جدال مى کردند خاموشى مى گزید و اگر در گفتار بر او پیروز مى شدند، در خاموشى مغلوب نمى گردید. بر آنچه مى شنود حریصتر بود تا آنچه گوید، و گاهى که او را دو کار پیش مى آمد مى نگریست که کدام به خواهش نفس نزدیکتراست تا راه مخالف آن را پوید بر شما باد چنین خصلتها را یافتن و در به دست آوردنش بر یکدیگر پیشى گرفتن. و اگر نتوانستید، بدانید که اندک را به دست آوردن بهتر تا همه را واگذاردن.