به نام خدا

می‌پرسد برای که می‌نویسی ؟ ... فکر می‌کنم! همان است، سئوال همیشگی ... برای که کار می‌کنی ؟ برای که حرکت می‌کنی ؟ 

قدم از قدم برای که بر می‌داری ؟

تفاوت دارد، وقتی می‌نویسی، بیشتر دیده می‌شوی؛ در معرض قرار می‌گیری، معرفی می‌شوی ...

اثر می‌گذاری و هر کلام از انگیزه تو نفوذ خواهد کرد، و انگیزه غیر از خدا چه خواهد کرد ؟

مسئولیت خواستن‌ها، مسئولیت گفتن‌ها، مسئولیت بودن ...

شروع از پس شروع ...

می‌توان فکر نکرد؛ بعضی وقت‌ها انسان می‌خواهد فکر نکند، رعایت ادب کردن اندیشه می‌طلبد، خواست محضریت می‌خواهد ...

زمانی می‌خواهد فکر نکند که فکر کردن عمل می‌طلبد! این‌جاست که سخت می‌نماید « به آن‌چه می‌دانی عمل کن ... »

وقتی که « حوصله ندارد » و نمی‌خواهد بپذیرد که « حوصله ندارد »، پس « فکر نمی‌کند » و نمی‌داند که « فکر نکردن » عادت می‌شود ... 

حال آنکه باید « فکر کند » که چرا « حوصله ندارد » و به خود « حق دهد » و بداند که « واجبات » مهم است ...

چهل روز تا آخر رمضان باقی است ... 30 روز که ما راه مهمان خود خواهد کرد انشاءالله ... حواسمان به این 10 روز باشد ...

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها اللهم افعل بنا ما أنت أهله و لا تفعل بنا ما نحن أهله