بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا فاطمة‌الزهراء ... صلی الله علیک...

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها

معرفت، بنیان اصلی نگرش است و نگرش تعیین کننده رفتار... 

آیا دوری از عقیده افتخار است ؟ سست کردن ارزش‌ها خواستنی است ؟ 

شکی در این نیست، تا وقتی که عقیده بر محمل معرفت سوار نگردد، عقیده بر دوش انسان سنگینی می‌کند و برای فرار از این سنگینی؛ خود را به بی‌محلی می‌زند... موسیقی گوش می‌دهد، فیلم می‌بیند، کار می‌کند ... بی‌خوابی می‌کشد ...

انسان بی‌عقیده آزادتر می‌نماید وقتی که معرفتی در کار نباشد، به در و دیوار می‌زند تا به خویشتن ثابت کند این عقیده آن‌چنان هم که می‌گویند استوار نیست ... و در این دنیای پر صدا و پرحرف؛ در بستر ارتباطات آنی، شنیدن عقیده‌های مختلف ساده شده و ذهن پلوراریزم‌زده، ایمان به عقیده خود را از دست می‌دهد... 

خطری که جوانمردی و آزادگی را نیز در نهایت شکار خواهد کرد! هر کسی بهانه‌ای دارد؛ حتی برای نامردی! حتی برای آتش زدن!

نگرانی دائمی که برای بعضی خطور می‌کند این است که مباد ما نیز چون متحجران شویم و آرام آرام عقل از دست داده، با مقدس مآبی و با توجیه دین چونان کنیم که بعضی در این قرون کردند ... از خوارج تا ...

در پاسخ به این نگرانی، باید گفت صراط مستقیم به همین باریکی است، نمی‌توان به بهانه ترس از افتادن در دامی، صورت مسئله را حذف کنیم... باید در عین ایمان به خویشتن، عقیده‌ها و ارزش‌ها؛ خشوع داشته باشیم و سر تسلیم در مقابل آن‌چه زلال‌تر است فرود آوریم ...

اما در این مسیر خطرهاست! چه اینکه اگر می‌خواهی علمی را کسب کنی، باید نگاه کنی از چه کسی آن را دریافت می‌کنی ... « فَلْیَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ » (عبس - 24) و باز در اینجا به دام قیل‌ها و قال‌ها نیفتیم! که چون قیافه‌اش به دلمان ننشسته ... یا چون عده‌ای با وی مخالف‌اند یا ...  

که اسلام دین آزاداندیشی است ... 

و علمای عزیز اسلام در این قرون از خویش گذشتند تا معارف حقه را به ما برسانند... 

تا نه چون آنان که بی‌عقیده بودند در مدینه و هیچ‌کار نکردند؛ آن شب‌ها که حضرت زهراء با حسنین علیهم السلام به در خانه تک تک می‌رفت و یاد غدیرخم زنده می‌نمود ...

و نه چون آنان که چشم خود بر حقیقت بستند و به داشته‌های خود بسنده کردند و به آتش زدن درب خانه دخت پیغمبر - آنکه حجت خداوند بر امامان است - پرداختند ...

کدامیک را می‌پسندی ؟ اینجا انتخاب بد و بدتر نیست... هر دو بدترند ... باید توسل نمود و به سمت حضرت حق گام برداشت ...

از تحجر دوری نمود، و از بی عقیدگی نیز ... 

خدایا پناه می‌برم به تو از اینکه جزو دو دسته بالا باشم ... 

ائمه علیهم الصلوة و علیهم السلام حجت خداوند بر مردم و حضرت زهراء سلام‌الله علیها حجت خداوند بر ائمه است ...

این عبارت کافی است تا انسان، اندکی از این مصیبت را درک کند ...

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها 

بگذار اندیشه داشته باشی و اندیشه‌ات جریان داشته باشد! از جمود همان‌قدر بترس که از نداشتن اندیشه قوی فرار می کنی ...که باید استوار بود در عین حرکت نمودن ... و بزرگ‌مردانی چون شهید مطهری و دکتر شریعتی نیز چنین بودند ...

اللهم صل علی محمد و آل محمد