به نام خدا

حرکت و گذار از حالی به حال دیگر، صورت سئوال پیچیده‌ای است که هنوز به دنبال جوابِ آن بعضی وقت‌ها اندیشه‌ام بسیار درگیر می‌شود ...

زمانی که خسته می‌شوی، ناامید می‌گردی، بی‌حالی تو را در بر می‌گیرد، اندوهی بر جانت می‌نشیند، فشار کار گلویت را می‌گیرد، چه باید کرد ؟

در بسیاری از این حالات، حرکت انسان کُند می‌شود؛ آنچه که ایده‌آل می‌انگارد را رها می‌کند و به کم‌ترین بسنده می‌نماید و این خود باز بر غمِ او می‌افزاید که چُنان می‌طلبم و چُنین هستم ...

این همان حالتی است که بدان «‌ قبض » می‌گویم... این حالتی است که در آن « قول » ها و « وعده » ها به خطر می‌افتد و « هستیِ » فرد دچار تزلزل می‌گردد.

بنظرم می‌رسد هرکسی با شدتی در این حال قرار می‌گیرد، این‌جا دو موضوع متصور است : ١- می‌توان هرگز درگیر این وضعیت نشد، ٢- انسان مجبور به تحمل چنین وضعی‌ است.

در توجیه موضوع اول، قرار گرفتن دوستان و معلمان و مربیانی در حلقه معرفتی انسان است که در آن‌ها چنین حالاتی را سراغ نداریم و توجیه موضوع دوم، دائمی دیدن این حال در خود با آنکه بارها تلاش نموده‌ایم آن را از خویش دور کنیم.

باید بگویم آنچه یافته‌ام و بنظرم ارزشمند می‌نماید « نادیده انگاشتن این حال » است، توضیح آنکه تاریکی نبودِ نور است، با تابیدن نور، تاریکی از بین می‌رود اما آن‌کس که با دیدنِ‌ تاریکی بدان خو می‌گیرد و به خواب می‌رود روشنایی نیز او را بیدار نخواهد کرد. این چنین در این طیف دوستان و مربیان دیده‌ام که آنها هم دچار حالاتی شبیه آنچه ذکر کردم می‌گردند اما هنرمندانه (شاید با همان هوش هیجانی) از آن می‌گذرند و به دنبال بهانه‌هایی ولو اندک هستند تا شادابی را در جان خویش برافروزند تا با نور شمع‌ای مسیر خود را ادامه دهند که در تاریکی نمی‌توان حرکت کرد...

این افراد هرگز خویش را ناچیز نمی‌انگارند و خودباوری دارند و برای هر لحظه‌شان دلیلی دارند و حاضرند از آن دفاع نمایند.

اما در موضوع دوم،‌ آیا انسان دائماً باید این حال « قبض » را درک کند ؟ بنظرم جواب این سئوال آری است؛ اما با رشد انسانی نوع این « قبض » تفاوت می‌کند ...

به‌ هر ترتیب، همواره با هدف زیستن، پرهیز از ماندگاری در شک، حرکت به سمت آنچه درست می‌پنداریم ولو با سختی،‌پذیرش پیچیدگی‌ها همه و همه بنظرم رفتارهای فوق‌العاده ارزشمندی هستند که توان انسان را در روبرویی با این مسئله بالا می برد.

در پایان باید اشاره کنم، باید قبل از وقوع حادثه قوی بود تا با آن به خوبی برخورد شود، ورنه چه دوستی‌هایی که از بین می‌رود، محبت‌هایی که خدشه می‌یابد و ...

حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر

اللهم صل علی محمد و آل محمد