به نام خدای ستار

آن چیز که انسان را بیش از همه چیز به پرتگاه ناامیدی سوق می‏دهد از دست دادن آبروست. اینکه چگونه، در چه زمانی و به چه دلیلی و نزد چه کسانی این اتفاق بیفتد بر شدت ناامیدی و یأس می‏افزاید...

و دوباره ایستادن برای ساختن آنچه که از دست رفته و جاری کردن آب از سرچشمه‌ی آن آسان ننماید ...

و این‌چنین است که زندگی با گذشته‌ی تلخ و ناگواری که بر همگان روشن شده است چه سخت است و آرزوی لحظه‌ای دیگر زندگی نکردن با هر دمی قوت می‌گیرد و چون بازدم می‌آید سکونِ زمان؛ انگار این قطار متوقف شده است و تو هستی و گناهانت و چشمهایی که تو را می نگرند و جمله « از تو چنین انتظار نمی‌رفت » و « بر ما خیانت کردی » ...

این خود آتشی است سوزاننده که از درون تو را با داشته‌هایت دود خواهد کرد و آرزو می‌کنی کاش نباشی و تمام شود اما حیف که لحظه لحظه با آن خواهی بود ...

یوم تبلی السرائر...

اللهم انی اسئلک الامان یوم یعرف المجرمون بسیماهم...

اللهم صل علی محمد و آل محمد