بسم الله الرحمن الرحیم

 

إِلَهِی هَبْ لِی قَلْبا یُدْنِیهِ مِنْکَ شَوْقُهُ وَ لِسَانا یُرْفَعُ إِلَیْکَ صِدْقُهُ وَ نَظَرا یُقَرِّبُهُ مِنْکَ حَقُّهُ

خدایا! مرا قلبی بخش که شوق و عشق، به تو نزدیکش سازد،و زبانی عطا کن که صداقت و راستی‏اش به درگاهت‏بالا رودو نگاهی بخش، که حقیقتش، زمینه‏ساز قرب به تو گردد!

                               - بخشی از مناجات شعبانیه -

ماه شعبان رسیده است... 

اندیشه ام در انعطاف پذیری روح، شادابی همیشگی ...

و توجه به خالق جهان هستی... 

وقتی درک می کنم، توحید بسی بزرگتر از اندیشه من است و هیچ نمی دانم! در کوران بحث ها و شبهه ها، بیشتر عظمت حضرتش را درک می کنم و احساس می کنم هر کسی از زاویه ای می نگرد! 

و چه سخت می توان گفت حق، فلانی است! به راستی که حق را بشناس تا اصحابش را بشناسی ...

حق گسترده است... لااقل اکنون اینگونه فکر می کنم، بحثهای عارفانه دین بسیار عمیق است همانطور که ظاهر دین بسیار بسیط ...

هرچند که اساساً قائل به صراط مستقیم هستم، اما « لنهدینهم سبلنا » را نباید نادیده گرفت و این دو در کنار هم بیانگر چه هستند ... ؟ کثرت در وحدت ؟! وحدت در کثرت ؟!

برگردیم به قولوا لااله الا الله تفلحوا ؟

پرچم توحید که بسی گسترده است ؟

لااله الا الله ... نکند خودمان را برتر بدانیم و فخر بفروشیم ... یا اباعبد الله ... نکند ذلیل نفس بشویم ...

که هیهات من الذله تو یا اباعبدالله ... اول از چنگال نفس است! که اگر تسلیم نفس شدیم، چرا تسلیم ظالم نشویم ...

و هرکسی به طریقی آزمون می شود ...

شاخص چیست ... شاخص ها کدامند ؟ 

آیا می توانیم یک رفتار را شاخص قرار دهیم ؟ آیا می توانیم بدون دیدن شرایط و لمس موقعیتها مجموعه رفتارها را شاخص بدانیم ؟

یا اصلاً مهمتر، تاکنون همه یک چیز می گفتند؛ چون پدران آنگونه می گفتند، ما نیز همان را شاخص باید قرار دهیم ؟ شاید با کند و کاو در آن موقعیت نکته جدیدی حاصل شود برایمان که دیدمان را تغییر دهد! بفهمیم شاخص چیز دیگری است... آیا این ممکن است ؟

سئوالات مهم! و جوابهای مهم تر...

خدایا فرقانم ده که می دانم فرقان به اهل تقوا می دهی، پس تقوایمان بخش و باتقوا نگاهمان دار که جز تو کسی ما را نمی تواند از آتش جهنم نگاه دارد ...

اللهم صل علی محمد و آل محمد