به نام خدای بخشاینده مهربان

ماه رجب آغاز شد، نمی دانم در کدام روزمرگی ها، صداهای آشنایی می شنویم، به امیدی بر می گردیم و آنگاه نسیم خنکی در گرمای هیزم وجودمان که از زمانی که در خواب غفلت بوده ایم می سوخته جانمان را تازه می کند و به مانند آب خنکی بعد از ساعتها دویدن و خستگی؛ نشاط را به جانِ از دست رفته بر می گرداند به مانند زمین هایی خشک شده که باران رحمت آن را سبز می کند و زندگانی می رویاند ...

ماه رجب آغاز شده و ماه ذکر « استغفر الله و أسأله التوبه » طلب مغفرت و درخواست بازگشت ... که هیهات یادمان نرود اینکه لحظه ای به یاد او باشیم، به اراده اوست و نکند فراموشمان کند که ما نیز او را فراموش کرده باشیم ...

این چنین خداوند آیات خود را نشان می دهد، آن هنگام که در قبض مطلق غوطه می خوری و از حدیث امام علی علیه افضل صلوات المصلین سود نجستی که فرمود در هنگام ناتوانی، در گناه ناتوانی کن و در هنگام قدرت در عبادت (به این مضمون)

آنگاه شرح صدر را می بینی و آزادگی از جهان و وارستگی از وابستگی ها ...

این است که می گویم بحثهای سیاسی از خودمان دورمان کرده... فراموش کردیم چه هستیم و کجا ... غفلت این روزها بیشتر شده حال که رجب آمده و بعد از آن شعبان و رمضان ...

دلم تشنه آزادگی و حریت باطن است ... که امام حسین از بند نفس رها بود و در راه اصلاح امت قدم بر می داشت و وای بر ما که اگر غلهای نفسانیت ما را به زمین هوی و هوس زنجیر کرده اند، چگونه می خواهیم برای اصلاح جامعه قدم برداریم ؟

دلم تشنه آزادگی است! خدایا استسقایم ده در طلب آزادگی ... که به کم آن قانع نباشم...

می خواهم آزاد شوم از بند بند این جسم خاکی و این وابستگی ها، از نگاه هایی که ایمان می رُباید، از کلامهایی که وسوسه می افکند، از حرکاتی که پرده حیا می دَرَد و ...

و در این میان چه زیبا حلول می کند همسری، و نشان می دهد وارستگی در وابستگی و عشق در عشق چون آینه هایی روبرویی هم که تا بی نهایت متصل و ادامه دارند ...

برای همه دوستان عزیزتر از جانم توفیق عبودیت می طلبم... مخصوصاً پدرها (رضا، مجید، علیرضا) و فرزندان گلشان (زینب - که امیدوارم زودتر خوب شود -، محمدصالح، درسا) 

اللهم صل علی محمد و آل محمد