به نام خدا

 

دوستان زیادی امسال قصد دارند در کنکور کارشناسی ارشد شرکت کنند... کنکور در روزهای 27،28 و 29 بهمن ماه برگزار خواهد شد ...

 

کمتر از 3 هفته باقی مانده است. به یاد دارم در 3 هفته مانده به کنکور، خودم بیشتر از پیش بر روی هدف تمرکز کرده بودم. 

 

واقعیت این است که آزمونهای بشرساخته ، رقابتی هستند « اعتماد بنفس - محور » بیشتر از « توان - محور ».

 

معنی این سخن آن است که آزمون، رقابتِ اعتماد به نفس هاست... برای رشد اعتماد به نفس، تلقین شاید ساز و کاری باشد؛ اما زمانی که آزمون سخت و مشارکت کنندگان زیاد باشند، انسان را خواهد شکست.

 

به راستی راز افزون کردن اعتماد به نفس در چیست ؟

 


 

 

راز افزون کردن اعتماد به نفس در آن است که انسان حائلی بین خود و هدف نبیند؛ برای این امر اولاً انسان باید خود را بشناسد، ثانیاً هدف را بشناسد و ثالثاً هرآنچه را که بین او و هدفش فاصله انداخته است شناسایی و نسبت به رفع آنها اقدام کند.

 

اما انسان خود را از چه زاویه ای باید بشناسد ؟ شناخت انسان در مرحله اولی که ذکر شد باید از بابت نسبیت او با هدف باشد، این امر در دو بخش قابل تصور است :

 

1) زمانی که هنوز هدف انتخاب نشده است؛ (مرحله تعیین هدف)

2) زمانی که به هر دلیلی هدفی انتخاب شده است؛ (مرحله بعد از انتخاب هدف)

 

با توجه به شرایط ویژه به حالت دوم می پردازم. زمانی که هدف به هر دلیلی انتخاب شده است، می بایست انسان دلایل ابتدایی را که برای انتخاب هدف داشته به یاد بیاورد، و به شناسایی توانایی ها، تفکرات، تجربیات موفق گذشته، اصالت داشتن نیازهایی که برای آنها هدف را انتخاب نموده بپردازد.

 

بعد از اینکه انسان خودش را در بُعد هدف شناخت، لازم است به شناخت هدف در راستای خودش بپردازد. این بدان معناست که زیبایی های هدف را برای خویش بازآفرینی کند؛ آنچه که با بدست آوردن هدف بدان نائل خواهد شد را به یاد آورد؛ در مسیر قرار گرفتن این هدف در ادامه اهداف خویش را چندباره بررسی کند.

 

در نهایت باید ببیند چه عاملهایی مانعی بین او و هدف گشته اند ؟ در حقیقت، انسان زمانی به هدف می رسد که آن را جزئی از خویش ببیند؛ در این هنگام است که تصویر ذهنی کار خویش را انجام می دهد، ضمیر ناخودآگاه انسان دست به کار می شود و انسان خود را با سنتهای الهی (سعی بی وقفه و تمرکز بر خواستن) تطبیق می دهد و رسیدن به هدف مقدور می شود.

 

یکی از عواملی که بعضاً افراد بین خود و هدف می بینند این مسئله است که « فکر می کنم تلاش من کافی نبوده است » در جواب باید بگویم با توجه به بحثی که در ابتدا مطرح شد مبنی بر « رقابت اعتماد به نفس ها »، اعتماد به نفس، عامل لازم و کافی برای رسیدن به هدف است، گرچه واضح است با تلاش اندک به هیچ کجا نمی توان رسید!  چه اینکه سنت الهی بر این منوال نیست؛(اصل عالم هستی این است که هر هدف، تلاش معینی را می طلبد) لیکن توجه کنید گفتم « تلاش اندک »! نگفتم زمان کم، نگفتم کم خواندن، کم تست زدن! آن چیزی که باید به آن توجه کنید جدا کردن تلاش و سعی از زمان و مطالعه و ... است ! تلاش می تواند در حوزه هدفیابی باشد، آن چیزی که بسیاری به آن ارزشی قائل نمی شوند در حالی که بیش از 80% موفقیت است. تلاش می تواند با تمرکز بر هدف درس خواندنی باشد که 10 دقیقه آن از 10 ساعت بی تمرکز بر هدف کم اثرتر است ... 

 

پس فراموش نکنید « برای انسان جز تلاشش نیست » اما کدام تلاش « تلاشهای انسان پراکنده و گوناگون است » !

 

درهر حال توکل به خداوند منان، و علم به اینکه حضرت حق هدف را در دسترس قرار داده است و ایمان به این امر که لحظه ای حرکت می تواند سرنوشت انسان را تغییر بدهد مهمترین اصولی هستند که باید بارها با خود یادآور شوید ...

 

اگر باورتان نمی آید، بهتر است خاطرات افراد موفقی را بخوانید که با تلاشهای شاید نه چندان زیاد به نتایج شگرفی رسیدند. از آن جمله دوست دوران پیش دانشگاهی من که با 3 هفته مطالعه، رتبه اول رشته MBA را در کنکور کارشناسی ارشد 1386 کسب کرد! 

 

این عادت او بود و هست که خود را عجین موفقیت بداند، پس هر موفقیتی که از او سر بزند شاید خرق عادت باشد؛ اما شدنی است ...

 

و در پایان اشاره کنم ... فراموش نکنیم ما پتانسیل تبدیل شدن به خلیفه اللهی را داریم، و خلیفه الله بودن به معنی داشتن تمام ویژگی های الله است! که « کُن فیکون » یکی از آنهاست .

 

امیدوارم در آزمون پیش رو موفق و پیروز باشید! که تنها تمرینی برای هدفگذاری است.