به نام خدا

در حال مطالعه تفسیر یکی از عجیب ترین آیات قرآن کریم : « قل کل یعمل علی شاکلته » (اسراء – 84) بودم که به این مطلب از حضرت علامه طباطبایی رسیدم :

 

« در این میان یک نوع ارتباط دیگرى است که در میان اعمال و ملکات آدمى و میان اوضاع و احوال جو زندگى او و عوامل خارج از ذات او است که در ظرف زندگى او حکمفرما است مانند آداب و سنن و رسوم و عادتهاى تقلیدى ، زیرا اینها نیز آدمى را به موافقت خود دعوت نموده ، و از هر کارى که با آنها ناسازگار است و همچنین از مخالفت با آنها بازمى‏دارد ، و چیزى نمى‏گذرد که یک صورت جدیدى در نظر انسان منعکس مى‏سازد که از مخالفت آن وحشت نموده و مخالفت با آن را شناى بر خلاف جریان آب تصور مى‏کند ، و قهرا اعمالش با اوضاع و احوال محیط و جو زندگى اجتماعیش تطبیق مى‏گردد .
این رابطه نیز غالبا تا حد اقتضاء مى‏رسد و از آن تجاوز نمى‏کند ، و لیکن گاهى آنچنان ریشه‏دار و پاى‏برجا مى‏شود که دیگر امیدى به از بین رفتن آن نمى‏ماند ، به خاطر اینکه در اثر مرور زمان ملکاتى - یا رذیله و یا فاضله - در قلب رسوخ پیدا مى‏کند و در کلام خداى تعالى هم اشاره به آن آمده ، مانند آنجا که مى‏فرماید : ان الذین کفروا سواء علیهم ء انذرتهم ام لم تنذرهم لا یؤمنون ختم الله على قلوبهم و على سمعهم و على ابصارهم غشاوة و همچنین آیاتى دیگر . »

 

(ترجمة المیزان ج : 13  ص :  265)

خدای من! چه کلام بزرگی از این اندیشمند شیعی برخاسته است! تصویر ذهنی ! فیلم راز ! چرا کسی نیست که از لابلای متون پرمغز شیعی ما، به استخراج محتوا مشغول شود ؟