به نام خدا

 

1- آن زمان که چیزی فخر شود، سقوط اتفاق می افتد! این فخر، ممکن است درونی باشد؛ افتخار به اینکه چهل روز زحمت کشیده، یا هر چیز دیگری. این مضمون : فخر به داشته عامل سقوط است (نوعی لذت و غرور به همراه دارد) (شاید) این است که پیغمبر اعظم فرمود : الفقرُ فخری … نداری فخر من است! آلوده نبودن و نداشتن، طمع نکردن حتی به عبادتهای طولانی، احساس بلندی نکردن با گریه های شبانه و …

2- عجیب است انسان در بلا و ناراحتی به گونه ای است و در شادی و خوشحالی به گونه ای دیگر … عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد.

3- عمل به احکام دین، ضرورتی بسیار اصیل است. این امر نباید در شبهه هایی چون « نظر مرجع دیگری فرق دارد » و نتیجه گیری « نسبیت در احکام » به سستی و کاهلی گرفته شود! زمانی که « مرجع » را با علم و عقل انتخاب نمودی، در پیروی از احکام دینی، سستی جایز نیست. این تمرین بزرگی است که همه برای رشد به آن نیازمندیم. اصولاً ایمان در فضای شک و شبهه، بزرگترین اتفاق برای فردِ انسانی است؛ به شرط آنکه به دور از تعصب باشد و بر روی حقایق چشم خویش نپوشاند؛ اما این قول را به خویشتن بدهد که تا بر عقیده قبلی است، استوار بماند و حرفها، گفته ها و ناگفته ها او را سست نکند، یادمان باشد برای فرار به سمت شبهه ها همیشه وقت داریم! اما برای پاسخ دادن به آنها همیشه وقت نیست، پس زمانی شبهه گردی کنیم که زمان و حوصله پاسخ یابی را هم داشته باشیم ! (جالب اینجاست، شبهه ها را زمانی در آغوش می گیریم و به انکار داشته ها می پردازیم که زمان و حال و مجالی برای پاسخ دادن به آنها نیست)

این مسئله ای که مطرح شد، بدین گونه هم تعبیر می شود : قوی و محکم با سئوالات روبرو شو و نه چون ترسوها که گاه فقط می گذرند و در دل می گویند می دانستیم چنین است و گاه فرار می کنند! بلند شو، بایست و نگاه دار… و شهامت پذیرفتن اشتباه را داشته باش که دست بالای دست بسیار است و لزوماً فهم تو از مسائل، درست نیست!

در دلِ این آیه الهی نکته ها جاری است : « و لا تقف ما لیس لک به علم » (اسراء – 36)

گاهی فکر میکنم؛ زمانی که مطلبی را می خوانیم و از آن می گذریم؛ یا می شنویم و از آن می گذریم، نوعی احساس پذیرش در درونمان اتفاق می افتد؛ چطور است که در مورد کتاب داستان همراه نویسنده می شویم، در اتفاقهای روزمره هم همینطور است؛ حال اگر شنیدن، دیدن و گذشتن را موشکافانه تر ببینیم که در آن نوعی پیروی ناخودآگاه هم اتفاق می افتد، این آیه چقدر عجیب رو می نماید :

وَلَاتَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَٰئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا ﴿٣۶﴾

و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن، همانا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.

می خواهم بگویم در روبرویی با مسائل روزمره باید به بررسی جوانب مختلف بپردازیم! ساکن نباشیم، نسبت به مسائل بی تفاوت نباشیم چون بی تفاوتی در عالم هستی امکان ندارد! و چون نمی توانی بی تفاوت باشی، پس لاجرم در حال پیروی هستی (خواسته یا ناخواسته). تحلیل و بررسی تو و انتخاب تو – که باید آگاهانه باشد – ناشی از چیست ؟

به یاد آن بزرگ که گفت : نگذاریم روزمرگی ها ما را با خود ببرد …

4- وقتی خوب باشی، همه وسایل و رفتار تو خوب است! عادت به رفتار خوب، عادت به انتخاب آگاهانه هم ممکن و شدنی است. (توضیح مفصل می طلبد)

5- محمدصالح هم به دنیا آمد… با همه عشق و امید به مجید عزیزم تبریک میگم! و از خدا میخوام که فرزندش جزو صلحا و مقربین درگاه حضرت حق قرار بگیره …

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد.