بسم الله الرحمن الرحیم

آهنگ بوی پیراهن یوسف، نماد آزادی اسیری است از چنگال دشمن ...

http://www.aviny.com/Voice/Defae_moghadas/boye_pirahan_yosof_02.mp3

اما آزادی آن هنگام شیرین تر است ... هنگام از بند اسارت در آمدن جان از زندان نفس... - تعبیر از آیت الله جوادی آملی -

واقعیت این است که شاکله شخصیت انسان در بستر زمان ساخته می شود و چون درختی که آرام آرام ریشه بدواند و تنومند گردد، تغییر رفتارش سخت می گردد... هرچند که انسان قدرتی فوق تصور دارد و می تواند در هر زمانی بازگشتی اساسی داشته باشد، لیکن واقعیت را نباید فراموش کرد... حتی با درک ریشه اشکال، تصحیح اشکال ساده نمی نماید! چرا که جان عادت کرده است ...

و مَثَل عادت کردن جان آن است که چون جان خویش را به اسارت به نفس بسپاری و نفس بدان برسد، جان تو چون کبوتری در قفس خواهد بود که گرچه دانه و آبش به راه است؛ اما پرواز نتواند ...

هرچه بیشتر در این قفس، کبوتر اسیر بماند، آرام آرام پرواز را از یاد خواهد برد ... تا آنجا که بعض کبوتران را اگر از قفس آزاد کنی، خواهند مُرد ...

پس این بسی نگران کننده است که جان خویش را به اسارت چه و که داده ایم ؟ و این همه توان و استعداد را که خداوند متعال در جان ما ودیعه نهاده خرج چه می کنیم ؟

همان آب و دانه برایمان کافی است ؟ و دیگر هوس پرواز نداریم ؟ ...

اما نمی دانم این چه فطرتی است که در نوع بشر قرار داده شده! که از تیرگی مطلق نیز بر می گردد و حتی اگر بالهایش بریده شده باشد نیز، چون قصد بازگشت کند؛ بالهایی در می آورد بسان روز اول ...

ای انسان، از آن روزی بترس که همه غم تو نان و آبت شده باشد ...