تنبلی


چرا تنبلی ؟ نمیدونم ... هر وقت که از خدا دور میشم به شدت تنبل میشم ! دیگه هیچ کاری نمیتونم بکنم !! خیلی جالبه  در نوع خودش ...
اون وقت که مجبور میشم کاری کنم ... باید هم با خدا آشتی کنم ! خدایا کَرَمِتُ شکر ...
اما لذت گناه چیز دیگه ایه ... گفتم : من هیچوقت آدم نمیشم ... می دونم ... گفت مأیوس نباشید ... اما خدایا من از رحمت تو مأیوس نیستم ... از خودم مأیوسم ... هرچند که اینقدر رحمتت وسیع هست که میدونم آخرش آدم میشم ... خدایا ... کاش این لذت گناه از دلم برچیده میشد ...
بعد از بحث مفصلی که داشتم با یکی از استادامون، دیگه استدلال شیطون هم برای گناه کردن و مأیوس بودن بی فایده شده !