به نام خدا 
- لطفاً بدون عینک تعصب مطالعه شود - 

با دیدن فیلم مستند آقای احمدی نژاد که همین چند لحظه پیش تمام شد؛ بار دیگر تمام افکار و احساساتم به وجد آمدند تا تفکری نو را بیابم.

روش تبلیغاتی آقای احمدی نژاد که با کارگردانی شمقدری اتفاق افتاد، هرچند شاید به زعم ایشان تبلیغات نبوده باشد؛ قوی ترین کاری بود که امکانش بود! دست گذاشتن بر روی احساسات مردم، همان چیزی که برخی اصلاح طلبها واژه پوپولیستی را برای آن به کار می برند، نکته اصلی این فیلم بود...

اما فارغ از این نگاه، فکر می کردم مردم ما، خودم، مادرم، پدرم و همه؛ چقدر دوست داریم که رئیس جمهوری در کنار ما قرار بگیرد و هم سطح ما باشد ... شاید مردم غرب اینگونه نباشند، اما شرقی ها همینگونه اند...

این عیب نیست! نباید مردم را به واسطه این علاقه مسخره کرد! نباید آنها را به استهزاء کشید... این حقیقت است...

اما متاسفانه و صد البته متاسفانه این که آقای احمدی نژاد با همه صداقت، کار کردن را نمی داند؛ نمی داند که تعویض مکرر مدیر بانک مرکزی چه می کند با اقتصاد کشور، نمی داند تعویض مکرر وزیر کشور چه بلایی بر سر آینده مملکت می آورد؛ نمی داند حضور فردی مثل آقای ..... که بارها مخالفت مراجع عظام را بر انگیخته و حمایت بی چون و چرای آقای احمدی نژاد از ایشان نشان از نوعی تفکر می دهد یعنی چه ... آقای احمدی نژاد نمی داند برای کمک به مردم فقط حضور در جمع آنها و در آغوش کشیدن و نامه گرفتن و پاسخ دادن و حل مشکلات روزمره آنها مهم نیست... مدیریت هم مهم است؛ آینده مردم هم مهم است ... او با همه صداقتش؛ اکنون را می بیند و خوب عمل می کند بیشتر از یک رئیس جمهور! آنچنان کار می کند که عده ای به او می تازند که چرا اینقدر کار می کنی... اما آقای احمدی نژاد کاش آینده را می دیدی و می دیدی با تصمیمات خود چه صدمه ای به آینده مردم می زنی ...

حضور آقای احمدی نژاد نوعی گفتمان جدید را چه در حوزه سیاست خارجی و چه سیاست داخلی به همراه داشته است .... این گفتمان جدید در حوزه سیاست خارجی به رقابت کشیدن مباحث پذیرفته شده « علم سیاست » است! آنجا که ترک جلسه ژنو از لحاظ « علم سیاست » برای ایران تحقیری بین المللی شمرده می شود اما آقای احمدی نژاد از آن به عنوان « اقتدار ملی » نام می برد و از این قبیل....

در سیاست داخلی هم، « رسیدگی به وضعیت فعلی مردم » از « مدیریت » مهم تر است...

هر چند که در دو حوزه انتقادات جدی به شخص ایشان وارد است، اما امیدوارم کاندیداهای دیگر لزوماً به سمت نفی این دیدگاه ها پیش نروند! چرا که هرکدام در جای خود کاربرد دارد ... 

واقعاً باید اندیشید! عده ای می گویند 1) « رسیدگی به وضعیت فعلی مردم » با همه انتقادات وارد به دولت اعم از « کارهای کارشناسی نشده » بهتر از اوضاع قبل است! و همینطور بحث اقتدار ملی ...

و عده ای قائل به 2) « مدیریت کارشناسی شده » و « سیاست تنش زدایی خارجی » هستند... و این را ارجح می دانند...

آیا بین این دو نمی توان به وحدتی رسید ؟ گمان می کنم هر دو طرف ماجرا ! که در انتخابات فعلی حقیقتاً آقای احمدی نژاد در طرف اول و بقیه کاندیداها طرف دوم هستند به دلیل شدت قبول نداشتن طرف مقابل(!) حتی اندکی به تفکر همدیگر نیز توجه نمی کنند و این بد است ...

صحبتهای مقام معظم رهبری را در مورد دولت نهم که مرور می کنیم، خیلی جالب است! ایشان با پذیرش تفکر اول به عنوان اصلی اساسی، توجه به مورد دوم را بارها گوشزد کرده اند! « قانون پذیر » شدن دولت در سخنرانی ایشان در جمع هیأت دولت، « تأکید بر کار کارشناسی » نیز از همین قبیل است... 

نگاه آیت الله خامنه ای به مسائل ریاست جمهوری از این دید کاملاً واضح است... ایشان با حمایت از تفکر توجه به محرومین و همچنین عدم پذیرش زور در سیاست خارجی ولو با پرداخت هزینه های گزاف؛ و از دیگر سو حرکت به سمت قانون مداری و کار کارشناسی و ارتباط صحیح و درست و دوری از اقدامات نسنجیده در ارتباط با سیاست خارجی از سوی دیگر حقیقتاً جامع هر دو نگاه فوق اند ...

آقای احمدی نژاد نمونه واضحی از تفکر اول است؛ هرچند که گفتم به وی نقدهای بسیار اساسی نیز وارد است؛ اما سایر کاندیداها پیرو تفکر دوم هستند... هر چند گفتمان میرحسین موسوی به نوعی در پی هر دوی اینهاست ...

با تحلیل فوق واضح است که عده ای انقلاب و نظام را در خطر می بینند و آن را نزدیک دره احساس می کنند، کسانی که واقعاً برای نظام جمهوری اسلامی زحمت کشیده و سختی دیده اند و نمی توان آنها را دشمن نامید... دلیل این نگرانی آنها توجه بی حد و حصر به بُعد دومی است که در بالا اشاره شد ...

امید آنکه همه با اخلاق، همراه کردن احساس با عقل و درایت به پیش رویم ... و با شور در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنیم... 

حضرت امام فرمود : « میزان رأی ملت است ».  سعی کنیم نامزدها را بشناسیم و فارغ از احساسات رأی دهیم...

اللهم صل علی محمد و آل محمد . 

پ.ن : حقیقتاً آیت الله خامنه ای رهبر تیزبینی هستند... و خدا را بابت چنین رهبری شکر می کنم و از حضرت حق پایداری و سلامتی ایشان را خواستارم.

پ.ن2: میدانم شاید نتوانستید کاملاً بدون عینک تعصب بخوانید، من هم نتوانستم بدون عینک تعصب بنویسم... این ویژگی دائمی انسان است ... 
باید به هم کمک کنیم تا تکذیب و تصدیق عالمانه داشته باشیم و از جهل بپرهیزیم... تهمت نزنیم... نیت همدیگر را هدف نگیریم و نگوییم تو به نیت بدی نگاشته ای! وقتی با نام خدا شروع می شود، یعنی نیت برای خداست ...