به نام خدا.

بعد از مدتها؛ امروز تقریباً دوساعت با یکی از دوستان قدیمی (پیام)، در حال بحث کردن راجع به الگوهای فکری و روش اتخاذی بودیم. هرچند که پیام بطور قدرتمندانه تری - همانطور که پیش بینی می کردم - با هدف وارد شده بود و خب مسلماً در انتخاب خود شکی به دل راه نمی داد؛ 
اما من هم در این جبهه مخالفتهایی داشتم... اینکه باید به محتواسازی پرداخت و جای خالی محتوا بسیار پیداست - دیدگاه من - در مقابل ورود به عرصه عمل و جهاد عملی به همراه شبکه سازی تیمی - دیدگاه پیام - رقابت فکری شدیدی رو ایجاد کرده بود، تجربیات فوق العاده گرانبهای پیام رو همیشه دوست داشتم!

بهرحال، اینکه بر اثر داشته ها چه مسئولیتهایی خواهیم داشت؛ اینکه دغدغه سازی چطور باید انجام بشه و اصلاً باید انجام بشه یا نه ... 
به نظرم کسی که غرق در هدف میشه، خود بخود باعث جذب و دغدغه سازی برای جهان هستی میشه...
امشب بازهم فهمیدم که باید در تفکر و مطالعه چه کتاب، چه اشخاص سرعت بیشتری به خودم بدم و حواسم باشه قانع نشم ...

و یه نکته مهمتر! اونقدری که میدونم عمل کنم !!! 

خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار

پ.ن : پویایی الگوی فکری ... عنوان مناسبی هست برای تفکر! نه ؟ 
پ.ن 2 : خدایا همیشه بابت دوستانم قدردان تو ام!