به نام خدا

واقعاً هدف یعنی چه ؟! هدف آن چیزی است که دوست داریم به آن برسیم ؟ هدف آن چیزی است که برای آن تلاش می کنیم ؟
آیا اینکه می خواهم در آینده استاد دانشگاه شوم هدف است ؟
در چند وقت اخیر بحث زیادی پیرامون Vision مطرح شده به طوری که عده ای آن را فراتر از هدف فارسی ترجمه می کنند، آنهم به خاطر مفهوم گسترده ای که در این لغت می بینند! این مفهوم آنقدر گسترده است که شرکت مایکروسافت در اولین بند روش شناسی تولید نرم افزار خود (MSF) حرکت به سمت Shared Vision در بین افراد یک تیم را جزو پایه های اساسی خود می داند.

هرچند که بحث من پیرامون این صحبتها نیست، اما برای فضاسازی هدفی که واقعاً آن را طلب می کنیم، این صحنه را شبیه سازی کنید : (خدای نکرده) یکی از عزیزان خویش را در بستر بیماری ببینید، و بیمارستان به شما بگوید برای درمان ایشان باید مبلغ 20 میلیون تومان تهیه کنید، و شما این مبلغ را نداشته باشید و کس دیگری هم نتواند این مبلغ را بدست آورد، چه خواهید کرد ؟ حال فرض کنید که فقط 2 روز فرصت دارید، به این نوع خواستن خود توجه کنید؛ خواستنی که شدتش بسیار زیاد است، نمی دانید از کجا اما مطمئن هستید که این مبلغ را به دست خواهید آورد.

واقعیت این است، هدفی که اینگونه برای فرد صورت پذیرد در آن زوالی نیست و رسیدن به آن جزمی است. این است که می گویند دعای افراد دلشکسته روا می شود و احادیث فراوان در مورد اینکه اگر از همه ببرّید خداوند حاجتتان را خواهد داد و از این قبیل بسیار است.

مثال دیگر، کم نیستند انسانهای باهوشی که از زمانی که خود را می یابند دوست دارند به همه چیز مسلط شوند! خطاط شوند، نقاش، استاد دانشگاه، مدیر توامند، ثروتمند، راستگو، زندگی مناسب و … اما بسیاری از این افراد بعد از عمری که می گذرانند متوجه می شوند به هیچ کدام از آنها نرسیده اند! در عوض هستند افرادی که فقط یک چیز را خواسته اند، فقط خلبان بشوم و اتاقش از دوران نوجوانی و جوانی پر از عکسهای مربوط به آن بوده و موفق هم شده… جالب است بدانید که شرکتها نیز همین گونه هستند، شرکتهایی که از ابتدا دید نامحدودی داشته اند عموماً با شکست روبرو شده اند.
برآیند جملات فوق این است که

تمرکز، قانون موفقیت است.

حال این قانون از طرف هر کسی با هر نگرشی صورت پذیرد، موفق خواهد شد! و ادیان الهی و حتی غیر الهی موفقیتهای خودشان را مرهون همین قانون هستند و البته دین مبین اسلام به راستی اثبات می کند که این قانون در راستای قانونهای دیگری است، چنان که انسان به عنوان خلیفه الهی که می بایست همه صفات حضرت حق را دارا باشد و به مقام ربوبیت محض برسد و چون حضرت باریتعالی با یک فعل « بشو » هستی ببخشد تنها موجودی است که این قانون را می تواند به کار برد تا دنیا در تسخیر او باشد.

به راستی وقتی برنامه ریزی می کنیم، برای خود هدفگذاری می کنیم؛ تا چه حد آن هدف را خواسته ایم ؟ آیا فقط بخاطر اینکه دیگران آن را می خواهند ؟ یا چون پیشرفت کنم ؟ یا …

تا وقتی که یک هدف برای انسان جایگاه خودش را نیابد، یعنی چنان نشود که انسان را به حرکت وادارد، هیچ امیدی به آن نیست!

اما برای آنکه بتوان هدف را این چنین خواستنی کرد، باید از ابعاد متفاوت به آن نگریست و همچون همسری که قصد ازدواج با آن داریم وی را شناخت، با او ازدواج کرد و با وی عشقبازی. { هرچند این سخن ممکن است برای عده ای خوشایند نباشد اما همچنان که گفته شد این مطلب دور از ذهن نیست } و اینکه کلیه شهوت انسانی در راستای هدف خویش به کار گرفته شود اعم از شهوت به مقام، ثروت، آرامش، امنیت و … و پرواضح است چنین توانی را به کار گرفتن باعث چه اوج گرفتنی خواهد شد. و کسانی که چنین هدفگذاری می کنند درخواهند یافت که در ایامی که معشوقشان هدف شده بود و دیگر به هیچ نمی اندیشیدند چه راحت به خدای باریتعالی نزدیک می شوند و عباداتشان رونق می یابد و این سرّ این است که وحدت در خواسته ها به توحید الهی خواهد انجامید که بعداً توضیح خواهم داد.
به بیان دیگر انسان باید ابعاد بعد از رسیدن هدف را برای خویش تصویرسازی کند و در آن غرق شود و لذت برد (آیات قرآنی راجع به بهشت برین و در مراحل بالاتر شراب الهی) و در عین حال از نرسیدن به هدف و مشکلات و موانع آن بهراسد(آیات قرآنی راجع به جهنم و مراتب آن و بدتر دوری حضرت حق سبحانه و تعالی) این چنین انسان توان می گیرد، بلند می شود و به حرکت می ایستد…

امید آنکه خداوند خواسته های ما را بهترین قرار دهد.

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و موضع الرساله.