به نام خدا

سلام بر حسین، سلام بر انسان کامل و سلام بر آنانی که حقیقت را می خواهند …

چند وقت پیش مطلبی دستگیرم شد که نوشتنش بسیار بِه زه فراموشی سپردن آن است! و آن سر تعیین نخواسته هاست، بازهم فقط کلیدی به دنیایی دیگر است که توضیحش مفصل.
خلاصه کلام اینکه در بعضی مواقع نمی دانیم چه می خواهیم و دچار افسردگی می شویم… در این حالات کافی است به این فکر کنیم که چه نمی خواهیم! با مشخص شدن حریم ناخواسته ها، خود به خود خواسته ها هویدا می شود …
این مسئله آخرین برگ نگرانی های من راجع به موضوع فیلم « راز » بود و تطبیق آن بر جهان بینی اسلامی که چرا در اسلام می گوییم : لا اله الا الله ! یعنی نخواستن اله دیگر را نفی می کنیم! چرا در اسلام برائت داریم و چرا دوری ؟ و چرا لعن ! اینها همه و همه برای شفاف شدن عین خواسته است! و یاد این جمله معروف حضرت امیر افتادم که فرمودند : « تُعرف الاشیاء بأضدادها » (چیزها با ضد خود شناخته می شوند) و این چه مهم است که بفهمیم چه نمی خواهیم !
مطلب دوم ارتباط این بحث با روز و شب که غوغا می کند! هر کدام مظهر خواستن ها و نخواستن های متفاوتی است! مثلاً در شب بر خواسته دنیایی تمرکز کردن سخت می شود! احساسات غلیان می کند و در روز به عکس خواسته های دنیایی قدرت می گیرد! و توازن بین اینها چه مهم است! این که فرمودند اگر کسی نماز شب بخواند خداوند رزق فردایش را می دهد ارتباط تنگاتنگ این دو خواسته در کنار هم است که توضیحش مفصل است.

بحث دیگر که امروز با آن روبرو شدم اشکال در طلب آنچه که نسبت به آن علم نداریم از خداوند باریتعالی است. (در ماجرای درخواست حضرن نوح از خداوند برای نجات فرزندش و اهل خواندن وی، سوره مبارکه هود آیات 46 و 47) دستور خداوند دقیقاً این است : « لا تسئلن ما لیس لک به علم » در مقابل گزاره های حضرت نوح : « إن ابنی من أهلی و إن وعدک الحق » چند موضوع در اینجا مطرح است (هر آنچه بیان می شود محتملاً صحیح است) :

اول : حضرت نوح به طور مستقیم و شفاف درخواست خود را مطرح نکرده است، خلاف درخواست مستقیم حضرت زکریا از خداوند در مورد فرزند : « فهب لی من لدنک ولیا یرثنی و یرث من آل یعقوب و اجعله رب رضیا » (سوره مبارکه مریم، آیات 2 الی 6) یا درخواست مستقیم حضرت ابراهیم از خداوند در مورد نشان دادن چگونگی زنده شدن مردگان : « و إذ قال إبراهیم رب أرنی کیف یحیی الموتی » (سوره مبارکه بقره، آیه 260) و موارد دیگر (سئوال مستقیم پیامبر الهی – عذیر – راجع به چگونگی زنده شدگان مردگان از خویش، سوره مبارکه بقره 259 و … )

دوم : سئوال را هم خواستن معنا کرده اند و هم پرسیدن که در مورد پرسیدن گفته شده در صورت این معنا با حرف اضافه « عن » می آید، اما در این جا پرسش مورد نظر نیست، بلکه خواسته مد نظر است، و نهی است که نخواه از من؛ و مفعول در اینجا آنچه را نسبت به آن علم نداری است، ـ این مسئله را باید بپرسم ـ اما آنچه من را به خود مشغول کرده این است که آیا می توانم بگویم : آنچه را که نمی دانی از من مخواه ؟ اگر این ترجمه درست باشد، تأکیدی می شود بر اینکه مشخص کن چه می خواهی بعد بخواه؛ چرا که قطعاً حضرت نوح می دانست فرزندش کافر است و خدا را قبول ندارد! و به همین دلیل مستقیماً درخواستی از حضرت حق نکرد چرا که صحیح نبود و عملاً درخواستی کرد که از طرف خداوند « ما لیس لک به علم » تلقی شده و خود حضرت نیز در ادامه می فرمایند : « قال رب انی أعوذ بک أن اسئلک ما لیس لی به علم » گویی در لفافه خواستن از حضرت حق که به نوعی حقیقت را می دانی و در عین حال خواسته ای داری که مغایر با حقیقت است نوعی خسران به حساب می آید : « و إلا تغفرلی و ترحمنی أکن من الخاسرین »

سوم : ترکیب دو نگاه فوق این می شود که خواستن شفاف بسیار مهم تر از نوعی دو دلی و شکی است که در خواسته های نامشخص بروز می کند، مثلاً حدیث معروف کسی که حب گناه در دل دارد و توبه می کند که به استهزاء خداوند می پردازد ـ درخواست استغفار از حضرت حق در حالی که گرایش به سمت گناه دارد ـ و غیره از این قبیل است.

چهارم : آخرین برداشت این است که انسان وقتی نمی داند از خود چه می خواهد، چطور می خواهد از خدا چیزی بخواهد ؟ و براستی آنانی که می دانند چه می خواهند، پس آیا خدا را یاری کننده خویش نمی بینند ؟!

و در نهایت سلام بر آنانی که غزه را در می یابند، سلام بر همه آنانی که هر آنچه در توان دارند در راه می گذارند … و امید به محو رژیم غاصب صهیونیستی.

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و موضع الرساله