به نام خدا

صحنه اول :
بازی T-Lord، شبکه های BBS، بحث ها و گفتگوهای فراوان، انجمن ها...
قرارها و ملاقات،
آشنایی ها و دوستی ها...

فکر اول :
 دقیقاً نمیدونم به صورت ناگهان از آب سرد در استخرها به جکوزی رفتن و بالعکس خوب هست یا نه، اما این رو می دونم که چنین کاری اگه در مورد روح انسان اتفاق بیفته چقدر سنگین میشه ...
دقیقاً چنین احساسی رو دارم، وقتی که روح رو عادت می دی به گناه و بعد به دنیای طیب قدم می ذاری، دچار بحران هویت میشی!

فکر دوم :
با یکی از دوستان جلسه داشتیم، بحث « لذت » پیش اومد، گفتم انسان باید « لذت » ببره و بعد دنبال تأییدیه ای برای حرفم بودم که به « شکر » معطوف شدم؛ یه سئوال خیلی مهم اینجاست، اصولاً مگه آدم از چیز بد هم شکر می کنه ؟ چرا اینقدر دستور به شکر در هرحالتی اومده ؟ مگه نه اینکه احساس شکر و تشکر و سپاسگذاری زمانی در انسان پیدا میشه که انسان احساس آرامش و لذت کنه ؟

مسئله :
چرا هنوز مشخص نیست چه می خواهیم ؟