به نام خدا

محض نوشتن؛ خواننده ای گذرش به اینجا می افتد، عزیزی نگاهش به این خطوط می خورد و زیبایی بطن جملات را می طلبد ...
گاهی است که در یک بازی خود را می بینم! « و ما الحیاه الدنیا الا لعب و لهو » (انعام - 32 : و نیست زندگی دنیا جز بازی و سرگرمی) اما ای خدا چه آفریده ای کاینسان با علم به بازی، فراموش می کنم و بازی می کنم و عجب از قضای تو که مرا خوب بازی می دهد « وَاَسْعَدَهُ عَلى ذلِكَ الْقَضاءُ » (دعای کمیل - قضاى آسمانى نيز مساعدت کرد) و ناگاه می بینم که بازی خورده ام! و ترک می شوم از خویش « وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِباً وَلَهْواً » (انعام - 70 : و رها کن کسانی را که دین خود را به بازی و سرگرمی گرفتند) ...
اللهم صل علی محمد و آل محمد
با دیدن رفتار انسانها بازی را خوب می فهمم، اما امان که به خویش نمی نگرم! براستی اگر می شد از بیرون خود را نظاره کنم آنگاه بود که خویش را مستحق بدترین عذابها می دانستم...
که چه بسیار آیاتی را دیدم و اعراض کنان از کنارشان گذاشتم « وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُکِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا » (کهف - 57)
نمی خواهم فلسفه افسردگی از جنس دینی سربدهم! چراکه این اعلام گناه آلودگی خود مظنون به حیلت شیطانی است! حال آنکه از ابوحمزه باید یاد گرفته باشیم چطور در پیشگاه مولای خویش به گناهمان اعتراف کنیم ...

بِسِتْرِكَ وَاعْفُ عَنْ
به فضل خويش ببخش با عفو خود بر من نيكى كن و منت گذار، پروردگارا مرا به پوشش خود بپوشان
تَوْبيخى بِكَرَمِ وَجْهِكَ فَلَوِ اطَّلَعَ الْيَوْمَ عَلى ذَنْبى غَيْرُكَ ما فَعَلْتُهُ
و به كرم ذاتت از سرزنش كردن من درگذر پس اگر ديگرى جز تو بر گناهم آگاه مى شد آن گناه را انجام نمى دادم
وَلَوْ خِفْتُ تَعْجيلَ الْعُقوُبَةِ لاَ اجْتَنَبْتُهُ لا لاِنَّكَ اَهْوَنُ النّاظِرينَ وَاَخَفُّ
و اگر از زود به كيفر رسيدن مى ترسيدم باز هم خوددارى مى كردم و اينكه با اين وصف گناه كردم نه براى آن بود كه تو سبكترين بينندگانى
الْمُطَّلِعينَ [عَلَىَّ] بَلْ لاِنَّكَ يارَبِّ خَيْرُ السّاتِرينَ وَاَحْكَمُ الْحاكِمينَ
و يا بى مقدارترين مطلعين هستى بلكه براى آن بود كه تو اى پروردگار من بهترين پوشندگان و حكم كننده ترين حاكمان
وَاَكْرَمُ الاْكْرَمينَ سَتّارُ الْعُيوُبِ غَفّارُ الذُّنوُبِ عَلاّمُ الْغُيوُبِ تَسْتُرُ
و گرامى ترين گراميان و پوشاننده عيوب و آمرزنده گناهانى گناه را به كرمت مى پوشانى
الذَّنْبَ بِكَرَمِكَ وَتُؤَخِّرُ الْعُقوُبَةَ بِحِلْمِكَ
و كيفر را به واسطه بردباريت به تاءخير اندازى

پس ای الله، ای آنکه رب العالمینی، همینگونه با تو نجوا می کنم و از بازی خوردنهایم گله می کنم... و خدایا هرگز نخواسته ام دین تو را بازیچه بگیرم، فقط حواسم نبود... نمی فهمیدم چه می کنم ... خدایا می دانم مستحق هیچم و بدتر مستحق عذابهایت ... که چه کردم با این همه لطف و کرم تو ... اما خدایا چه خوب فراموش می کنم گناهانم را ... و چه زود تو را در نزدیکی خودم می بینم... با آنکه گناهان و آتشی که هیزمش شده ام، فاصله ای زیاد بین من و منِ تو انداخته ! آه ای خدا مهربانم ... درود بفرست بر محمد و آل محمد که به واسطه آنها تو بر من روی می کنی، به کمال آنهاست که نقص مرا می بخشی ...

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائکه ...
.... و ما خصنا به من ولايتكم طيبا لخلقنا و طهارة لانفسنا و تزكية لنا و كفارة لذنوبنا  ...

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بینها بعدد ما احاط به علمک