به نام خدا

جز در مورد شخص نبی اکرم در دریافت و ارسال وحی (که توجه شما را عمیقاْ به مکاتبات بین آیت الله سبحانی و دکتر سروش جلب می کنم) که مصون از حالات طبیعی حضرت در متن قرآنی هست؛ نوشتار هرکسی در هر زمانی متأثر از حالات شخص در آن زمان و مکان مشخص و بالتبع در سیر زندگی او هست...
پس این نوشتار هم ناگریز از چنین واقعیتی است... چند مدتی است که مطالب پیوسته زیادی به ذهن دارم اما توان جمع بندی مناسبی را هنوز نیافته ام؛ اما آنچه که در این دوره به خصوص انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی ذهنم را به خود مشغول کرده؛ سیاست است! آن چیزی که به جرأت می توان گفت تا تقوای آن را نیافته ای نباید در آن وارد شوی... اتفاقی که برای بسیاری افتاده و از توهین به هرکسی فروگذار نمی کنند ... دو حزب که به مثابه دو بال برای حکومت اند، اکنون به چه دچار شده اند... از تخریب بیت حضرت امام که منجر به فوت آیت الله توسلی شد؛ تا بیاناتی که چندوجهی بودنشان در شک دور شدن از راه حضرت امام واضح بود و دامن زدن به این بحث و و و .... که قلم طاقت نمی آورد؛ اما در کنار همه اینها آنچه که واهمه ای بر من می افزاید؛ لزوم فعالیتی مناسب و مفید در این راستاست! نگرانی ام فزونی یافته است، امید دارم که راه درست را در این مسیر بیابم و در جهت آن قدم بردارم...
بگذریم ...
عید نوروز نزدیک است، درمورد عید سخنها گفته اند، از خانه تکانی دل نیز حرفها؛ آنچه که بیش از همیشه بر جانم سنگینی می کند؛ هدفمندی و برنامه ریزی است... نظم که در کنار این دو پدید می آید ... از خداوند برای همه همین را مسئلت دارم که هدف داشته باشند و برنامه ریزی کند...