به نام خدا
محرم می آید...
وقتی بهتری را تصور نکنی؛ از اکنونت راضی هستی و هیچ وقت پیشرفتی نخواهی داشت... این رشد که در همه ابعاد انسانی ظاهر می شود ...
حرکت به سمت « من بهتر » باید هزینه هایی داد و برای کاهش این هزینه ها باید به « بهتر » بودن اندیشیدن و از شهوتهایی که در وجودمان ودیعه گذاشته شده کمال استفاده را برد، شهوت سرعت، شهوت سبقت، شهوت اولین بودن و شهوت راضی نبودن ...
باید به سوی هدف از همه ابزار استفاده کرد ... حتی اگر پسرت را در جلوی چشمت ...
و حتی اگر بدانی که بعد از تو با همسر و زنان خانواده تو بسان اسیری ...
و حتی ...
اگر الان از خودت لذت ببری به معنای آن است که گرفتار « حال » شدی و اصلاْ به « بهتری » نمی اندیشی ...
مثل بت پرستی که لذت می برد ! و شمر هم لذت می برد در عبادت خدا ...
هر لحظه ای که از خودمان راضی شویم...
کدام « بهتر » !؟ و کدام « خواستن » ؟
اصلاْ به « بهتر » ی فکر کردیم ؟
می دانی شمر هم بی هدف بود !؟ و عمر سعد ! گهی به سمت دنیا و گهی به سمت حسین ! نمی دانست چه می خواهد !! و آیا من می دانم چه می خواهم ؟ ...
...
نمی دانم ...
اما می دانم محرم را پیوند عمیقی با این مطلب است ... همین...
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار ...
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
سلام بر زینب کبری ....