خدايا اينبار ديگه با تمام وجود خوشحالم !

خدايا شکرت ... ماه رمضان اومد... ديگه نمازهام به وقت شده ... روزه می گيرم ... فقط برای تو ... خودت گفتی : الصوم لي، روزه برای من است! خدايا نميدونم اين چه احساس ذوق عجيبيه که تو دلم موج می زنه! واقعا خوشحالم ... اصلا به عمرم اين قدر شاد نبودم ... خدايا هيچ وقت تاحالا اينقدر احساس نکردم بهت نزديکم ! خدايا می دونم نزديک شدن به تو خيلی راحت هست ... يا سريع الرضا ... اما اينکه يه نفر مقرب تو بمونه و شيطان فريبش نده سخته ... خدايا می دونم هرچقدر که قرار باشه مقام يه بنده خودت رو بياری بالا امتحانش می کنی ... خدايا می ترسم ... تاحالا کلی امتحان ازم گرفتی خدايا تو که می دونی من هميشه مردود ميشم ... و وقتی مردود ميشم از اونی که بودم خيلی بدتر ميشم ... نميشه من رو قبول کنی ؟ خدايا نميخوام مثل بنده های عادی تو باشم ... می خوام بهترين بنده تو باشم ... بهترين ... جزو اونهايی که تو خيلی دوسشون داری ... اونهايی که محبت خودت رو بهشون چشوندی ... چه لذتی ... محبت الله نار ... محبت خدا آتشی است که از چيزی نمی گذرد مگر آنکه آن را آتش می زند ... خدايا چقدر دلم ميخواد اون آتش تو وجود من شعله بيفروزه ... ميدونم بايد پاک و پاک و پاکتر بشم ... خودت کمکم کن اونی بشم که می خوای ... الهی وفقنی علی ما تحب ... خدای من قربون کرمت ... يا کريم...