بسم الله الرحمن الرحیم

هنوز هم به باورم نمی رسد که رفته ای، جسم پر از ترکش تو اکنون در امامزاده آرام گرفته و روح پر از نشاط و شادابی و محبتت در عوالم دیگر ...

این چند سالی که با تو آشنا شدم به یقین بهترین سال های عمرم بود و هرچه خدا را شکر کنم کم گفته ام...

چه لحظه به لحظه از تو آموختم که در عین مشغله های کاری، چطور عبادت باید کرد و در عین توجه به خدا چطور باید به خلق خدا متوجه بود...

چطور باید دنیا را ساده گرفت و بر سختی ها خندید و از همه مهم تر...

چطور محبت کنیم...

آن چند ساعتی که تنها بودم بعد اینکه قبر با شوق تو را در بر گرفته بود، برایم بسیار آشناست ...

می بینی! حتی رفتن تو هم پر از مهر و خیر و برکت است... دردهایی از من که مدتها بود با بی حسی طبیعت احساس نمی شد، الان احساس می شود...

فامیل همگی جمع شدند... امروز هفتمین روز است...

خدا را شکر بابت همه نعمت هایش...

خدایا کمکمان کن برای قبرمان...

اللهم صل علی محمد و آل محمد