زمان به سرعت در گذر است! چند اتفاق مبارک و عجیب در این چند وقت به سراغم آمد، اول آن جدایی ام از دوستی قدیمی بود که مرا رنجید و رفت؛ سپس ماجراهایی که هر کدام برایم شگفتی ساز بودند و به قولی عیش را ما ضنک قراردادند، از ابتدا رو در رویی با این اتفاق ها برایم سخت می نمود، خب من هم مثل همگان با خود می گفتم : « چرا من ؟ » ! ولی به مرور دریافتم آنچه را که باید در می یافتم؛ شاید به زعم عده ای این فریبی بیشتر برای لذت نباشد، اما زمانی که حق می آید و باطل رخت بر می بندد که از ابتدا نیز باطل رفتنی بوده است و اصولاً آمدنی از وی متصور نبوده، چرا خوش نباشم ؟ چرا در طرب نباشم از این آزمایش های فوق العاده و استثنائی خداوندم! آن سان که عنان عقل به عشق می سپارم و فریاد می زنم « باز هم مرا بیازمای » تا بزرگم کند! درسم دهد که جز او کسی را ندارم و جز او مفری برایم نیست !

آه که چه لذتی دارد، آن سان که کوه ها در برابرت به پنبه ای بدل می شوند، زمانی که کوه را می طلبیدی جهت مبارزه! در قدم های اول گرچه بزرگی آن تو را سخت می فریفت و خودخوری همراه با افسوس و زجر بر تو مستولی می شد اما بعد که رویایی تو با این کوه را آن کس پدید آورد که تو برای بیش از این ها آمده ای و این کوه که چیزی نیست ...

الان که فکر می کنم به خوبی یاد می آورم زمانی را که می گفتم : « چرا همه چیز خوب است ؟! » و من خوب نبودم ! اما الان همه چیز خوب نیست! ولی من خوب هستم... سعی می کنم خوب باشم اما نه سعی ای که بر اثر جبر و اکراه باشد! بل صبری که از عقل کمک گیرد و بال پروازش عشق باشد ...

خدا را شکر، بابت همه چیز! من خیلی کوچکم که هنوز مسائل کوچکی برایم بزرگ می نماید و گهگداری در مقابل آنها به سختی و تکاپو می افتم، خود را گم می کنم ! اما خدا بزرگ است، به هرحال من نیز بنده ای از بندگان اویم ! هرچند که از بندگی جز نامش به یدک نمی کشم لیکن ...

چند وقتی است موج جدیدی از نقد تفکرات دکتر علی شریعتی در میان عده ای رواج یافته! قصد تحلیل این نقدها را ندارم، اما دوستداران آگاهی را به چند مطلب زیر رجوع می دهم :

متن اول : نوشته دکتر مصطفی چمران در سوگ دکتر علی شریعتی (... ای علی! شاید تعجب کنی اگر بگویم که همین هفته گذشته که به محور جنگ «بنت جبیل» رفته بودم و چند روزی را در سنگرهای متقدّم «تل مسعود» در میان جنگندگان «امل» گذراندم، فقط یک کتاب با خودم بردم و آن «کویر» تو بود؛ کویر که یک عالم معنا و غنا داشت و مرا به آسمان‌ها می‌برد و ازلیّت و ابدیّت را متصل می‌کرد؛ کویری که در آن ندای عدم را می‌شنیدم، از فشار وجود می‌آرمیدم، به ملکوت آسمان‌ها پرواز می‌کردم و در دنیای تنهایی به درجه وحدت می‌رسیدم؛ کویری که گوهر وجود مرا، لخت و عریان، در برابر آفتاب سوزان حقیقت قرار داده، می‌گداخت و همه ناخالصی‌ها را دود و خاکستر می‌کرد و مرا در قربانگاه عشق، فدای پروردگار عالم می‌نمود… ) پیوند به کل مطلب

متن دوم : سخنرانی امام موسی صدر در مراسم به خاک سپاری دکتر شریعتی (... چون‌ خوب‌ به‌ افق‌ می‌نگریم‌ می‌بینیم‌ که‌ مردی‌ به‌ نام‌ دکتر علی‌ شریعتی‌ ظاهر شده‌ است‌ که‌ می‌تواند به‌خوبی‌ انقلاب‌ اصیل‌، افکار اصیل‌ و ایدئولوژی‌ اصیلِ منطقه‌ ما را توضیح‌ دهد. بنابراین‌، او برای‌ ما ثروتی‌ است‌ که‌ با هیچ‌ قیمتی‌ قابل‌ تعویض‌ نیست‌. ...) پیوند به کل مطلب

متن سوم : سخنرانی آیت الله خامنه ای در سالگرد دکتر شریعتی (... طلوع مطهری در آفاقی شد كه آن افاق را از لحاظ جو كلی، كوشش های شریعتی به وجود آورده بود و یا در آن سهم بسیار بزرگی داشت. البته ارج و ارزش فیلسوف متفكر پرمغزی مثل مطهری در جای خود روشن و واضح است.... ) پیوند کل مطلب

هیچ وقت خودم به شخصه فراموش نمی کنم زمانی که « آری این چنین بود برادر » با صدای دکتر شریعتی را گوش کردم! فارغ از یک جلویش بی نهایت صفر! یا پدر، مادر ما متهمیم، مسئولیت شیعه بودن و ... این فراتر بود! نمی دانم کویر جز این را نتیجه ای می توان متصور بود یا خیر...

خدایا مرا آن ده که آن بِه