بسم الله الرحمن الرحیم

به راستی که انسان طغیان می کند هنگامی که هم آغوش امنیت، آسایش و رفاه می گردد! و چه سخت می نماید عبادت حضرت حق در عافیت و اینکه فرمودند شکر زمان عافیت که همان عبادت خداوند است به مثابه صبر و عدم گله در سختی هاست، به حق است! بارها اندیشه می کردم که در عافیت، شکر و عبادت ساده تر می نماید اما هنگامی که اندیشه در عافیت به یغما رفت و « لقد خلقنا الانسان فی کبد » (قطعاْ انسان را در سختی آفریدیم - بلد، ۴) جای خویش را به « انهم کانوا قبل ذلک مترفین و کانوا یصرون علی الحنث العظیم » (اینان پیش از این در ناز و نعمت بودند و بر گناهان بزرگ اصرار می ورزیدند - واقعه، ۴۵ و ۴۶) سپرد، انسان ساکن می شود و در گذر زمان گوش هایش ناشنوا، چشمهایش نابینا و قلبش به نافهمی می رود و سیر قهقرایی اش که تا قبل آن حرکتی زیگزاگی بود شروع می شود. « جیبشان را پر عادت کردیم » (سهراب سپهری). اینجا گذرگاهی سخت می شود، روزمرگی جان می گیرد؛ در این حال اگر نماز و عبادتی هم برای فرد مانده باشد، جز عادتی بیش نیست! البته اینان که به عادت نیز نمازی می گزارند در پیشگاه حضرت حق و به لطف دستگاه فضل او درجاتی بس بسیار بالاتر از بی نمازان و غیر عابدان دارند و این بهانه عده ای برای نماز نخواندن و سختی نبردن که نماز را نمی فهمم و آن عادت است؛ جز حیلت شیطان ملعون نیست که ترک نماز و واجبات و انجام محرمات به هر بهانه ای جز گمراهی نیست ... البته وظیفه ای که قرآن حکیم بدان دستور داده و اولیاء عظام بدان وصیت کرده اند، سعی در فهم واجبات و انجام عبادات نه از روی عادت است. « مبادا غافل شویم و روزمرگی ما را از حضور تاریخی خویش غافل کند » (شهید آوینی)
اما پس انسانهای بسیاری در دام روزمرگی گرفتار آمده اند و خودشان خبر ز آن ندارند که « آنکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند » و اینجاست که فریاد از عمق وجود هر جویای حقیقتی برآید که « درد بی دردی علاجش آتش است » و آن را که فهمی حاصل شده باشد، در می یابد که تمام دردهای زندگی که دامن گیر عام و خاص شده، جز چالشی برای عافیت طلبی و تغییر نگرش انسان نیست و این از لطف بی حد و حصر حضرت حق است ... « ... عسی أن تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی أن تحبوا شیئا و هو شر لکم... » (...
شايد چيزی را، ناخوش بداريد و در آن خير شما باشد و شايد چيزی را دوست داشته باشيد و برايتان ناپسند افتد...، بقره - ۲۱۶) و « خوابشان را به سفر آینه ها آشفتیم » (سهراب سپهری)
اما کسی که چنان غرق دنیا شده که این اسباب و دگرگونی روزگار و ناکامی های به ظاهر را به حسب شانس خود می گذارد و گذار شب و روز را لعنت می کند و به کل فراموش کرده که « و ما من دابه الا علی الله رزقها ... »
(هيچ جنبنده ای در روی زمين نيست ، جز آنکه روزی او بر عهده خداست، هود - ۶) پس سختی بسیار متحمل خواهد شد و « و من أعرض عن ذکری فله معیشه ضنکی ... » (و هرکس از یاد من اعراض کند، زندگی اش تنگ شود، طه - ۱۲۴) در باره ی او ظهور می یابد حال آنکه اگر لحظه ای تفکر نماید و خالق آسمانها و زمین را که رب اوست بیابد؛ آیه شریفه « ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه ... » (بدرستیکه آنان که سیر زندگیشان چنین بود که الله را پروردگار خود گرفتند پس استقامت نمودند، ملائکه بر آنها نازل خواهند شد که ...، فصلت - ۳۰) برایش تجلی خواهد یافت و نه حزنی از گذشته خود خواهد داشت و نه خوفی از آینده « ألا تخافوا و لا تحزنوا ... » و این است که مسلمان واقعی نه اضطرابی خواهد داشت و نه افسردگی! نه غمی و نه ترسی و چه زیبا مسیری باشد چنین راهی که مژده داد خداوند تلاش کنندگان را به چنین مسیری ... « و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا ... » (و کسانی را که در راه ما مجاهدت می کنند، قطعاْ (۳ تأکید) به راه های خویش هدایت می کنیم ...، عنکبوت - ۶۹)
و البته وای از مکر الهی که آنان را که در عافیت خویش گم شدند و نه دردی دارند و خویش را به زهر طبیعت بیهوش کرده اند و به مردگان زنده نما بدل گردیده اند و برای اینان امید آنکه حضرت حق دستگیری نماید.
و هیچ کس در هیچ مقام و مُقامی از دستگیری خداوند متعال به وسیله اهل بیت علیهم السلام غنی نباشد که همه فقیر به درگاه اوییم و جز او گریزی نیست ...
خداوند را سپاس و ستایش...

پ.ن : البته پرواضح است که از برای اولیای الهی، سلامت و بیماری؛ غنی و فقر هیچ تأثیری در سیر آنها به سمت حضرت حق ندارد و آنچه که در بالا ذکر شد از برای کسانی چون من است که خدای خویش را نشناخته و عصیانگری اش رو به فزونی رفته...

پ.ن : دلیل این همه تأخیر با وجود حرفهای زیاد؛ بسیار هست! ممنون از دوستانی که لطف کردند و پیامی گذاشتند...