موسیقی به چه قیمتی ؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

صدای زیبای سامی یوسف، انسان را به دنیای دیگری می برد .... دنیایی که لااقل اینبار برچسب مذهبی بودن بر آن خورده است، چرا که سامی یوسف آهنگسازی است که خدا را می شناسد و با اسلام عجین است!
دقیقاً همین نقطه است که ما موسیقی را گوش کردنی فرض می کنیم و جان و دل به آن می سپاریم و غرق آن می شویم ...
و به راستی کسی که غرق در موسیقی سامی یوسف است با کسی که غرق در موسیقی های نوع متال و راک است چه تفاوتی دارد ؟
یک نفر از آن موسیقی لذت می برد و یکی از این! با این تفاوت که کسی که خویش را بهره مند از موسیقی سامی یوسف می داند؛ بر مذهبی بودن خویش اصرار می ورزد و خود را ناخودآگاه جزو مذهبی ها می داند ولی کسی که آن طرف راک گوش می دهد هرگز چنین فکری نمی کند ...
این لبه پرتگاهی است که به نام مذهب، خطر آن بسیار زیاد است؛ و علمای دین به انحاء مختلف بر آن یادآوری می کردند که مبادا نوعی نگرش خاص راجع به مطلبی از هر نوعی، این احساس را در انسان تقویت کند که « من مذهبی هستم » و این خطر بزرگی است...
جدای از اینکه غرق شدن در هر موسیقی، به معنی آرامش یافتن با آن؛ قطعاً فریبی بیش نیست، چرا که آرامش مولود رجوع انسان به خودش است؛ نه مولود فرار از خویشتن! چه اینکه اگر کسی ادعا کند من در زمانی که بسیار غمگینم به سراغ موسیقی می روم، یا هنگامی که تشویش دارم و سامی یوسف گوش می دهم به آرامش می رسم، بر این ادعا مهر صحت زده است که برای فرار از این غمگینی به این موسیقی رو آورده و برای این فرد؛ این موسیقی چنین کاری کرده؛ چه بسا برای فردی دیگر، موسیقی از جنس دیگر ...
و این اعجاب موسیقی نیست! بلکه اعجاب از انسانی است که به جای آنکه با خود به صحبت بنشیند و بفهمد که غم و اندوه و ناراحتی اش از کجا ناشی شده و چرا اصولاً به چنین راهی کشیده شده است؛ به سمت موسیقی پناهنده شده است و آن را آرامش دهنده خویش یافته است...
درحالی که این آرامش را اگر قطعیتی بود، دوامی نیز بود! اما چنین نیست و جز مسکنی کوتاه مدت اثری در آن نیست .... که همان مسکن نیز، مشکوک به فرار انسان از خویشتن خویش  است ...
با این اوصاف است که علمای دین در مورد موسیقی به صراحت نظرهایی دارند که همه متفق القول بر این حرف اند که « مواظب باشید که با چه رویکردی به موسیقی می نگرید و از آن سود می جویید » که اگر این رویکرد، برای کسب آرامش است! پس بدانید که اشتباه می روید و نیتجه آن را خواهید دید؛ اما اگر برای هر منظور دیگری است، - جدای از رقص و مجالسی که فقط انسان خودش را فراموش می کند - پس مشکلی در موسیقی نیست چه اینکه آیت الله خامنه ای گفتند که چه بسا موسیقی ای که ارزش آن را دارد که انسان برای آن خود را به زحمت بیاندازد (در این مضمون)
پس این تفاوت گویش در بزرگان دینی، از تفاوت نظر دین نیست، بلکه در انتقال این مفهوم بزرگ است که حل مشکلات خود را در موسیقی جستجو نکنید و سعی نکنید افسردگی ای را که جان شما برای یافتن مفهوم خویش به شما منتقل کرده؛ با موسیقی به فراموشی بسپارید ... و این درد بسیاری است که برای فراموشی درد به سراغ موسیقی می روند و با آن لذتجویی می کنند غافل از آنکه این درد، دردی ارزشمند است که باید برای آن زمانی انسان با خودش خلوت کند و در جستجوی خویش باشد که چه زیبا گفت : « درد بی دردی علاجش آتش است. »
اما موسیقی با این رویکرد که انسان را به تفکر در جایگاه خویش یاری رساند را ارزشی دوچندان است هرچند موسیقی ای که صریحاً توسط دین حرام اعلام شده، هرگز چنین قابلیتی را دارا نیست و اگر کسی چنین داعیه ای کند، در منظر دین دروغگویی بیش نیست. اما دین فقط دسته مشخص و محدودی از موسیقی ها را حرام اعلام کرده است ...
و دین اسلام که اول تکیه گاهش، عقل انسان است، چه اینکه از قرآن کریم و احادیث معصومین علیهم السلام چنین مطلبی به وضوح دیده می شود، بعد از مشخص کردن خطوط حرام و حلال موسیقی؛ مسلمان را به تفکر بر می انگیزد که رویکرد تو به موسیقی چیست ! و چرا موسیقی گوش می دهی ؟! همانطور که اسلام در مورد تمام افعال مسلمان، او را به تفکر فرا می خواند! که چرا چنین کاری را انجام می دهی و چرا چنان کاری را انجام نمی دهی ...
درمورد موسیقی نیز به همین نحو اما با دقت بیشتر ... که رویکرد تو به موسیقی چیست ...
اسلام، خواستار پیاده سازی نگرشی در انسان است که او را به سمت خودش رهنمون می نماید، هر چند که این نگرش در موارد محدودی با امر و نهی هایی همراه شده است که این امر و نهی ها لازمه این نگرش و جزو همین نگرش هستند .
با امید اینکه اسلام حقیقی را بشناسیم و در آن قدم برداریم ...
و تفکر را لازمه عباداتات و ترک محرمات بدانیم در عین اینکه واجبات را انجام می دهیم و از محرمات دوری می ورزیم ...
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

پ.ن : البته این نگرش؛ ماحصل فهم من از اسلام هست، شاید نقصهایی داشته باشه و جزمی نیست... امید اینکه با نظرات بزرگان در رفع این کاستی ها و نگرش بکوشم.