عقل

صدای زمزمه های دل به گوش می رسد. عقل طلايه دار حکومت انساني، با اکثريت ر‌أی به قدرت رسيده ... تمدن بی پايه و اساس دل که شکل گرفته شده از ضعيف ترين فهم ها از خدا بود، درهم ريخته و مايه عبرت « من » های بعدی شده ... عقل با قدرتی وصف ناپذير و لدتبخش، سکان زندگی را به دست گرفته ...
او اولين مهم خود را تثبيت پايه های حکومت خود می داند و در اين تلاش است تا روح خفته در طبيعت حيوانی را بيدار کند و او را با حقيقت فطرتش آشنا سازد. شدت اتصال روح به متعلقات دنيوی بيش از حد انتظار است، ولی قدرت عقل که نشأت گرفته از قادر مطلق است مسلما بيشتر است ...
همگان از انتخاب عقل خرسندند، حتی دل نيز که با قدرت يافتن عقل، حيطه اثرش کاهش يافته نيز چون در مقام خويش آرام گرفته شاد است ... شيطان با نفس أماره ديشب در راه ورود مخفيانه به دژ حکومتی دستگير شده اما گريختند ... شادی وصف ناپذير وجود که توانسته بود از ورود شيطان جلوگيری کنند تا کنون ادامه دارد ... و اين شادی قرين به شکر کامل مطلق، مطلق رحمان زينت داده شده و گزافه نيست گر گويم تمام شادی را شکر بر عهده گرفته ... ليک مهمتر از اين توفيق، هدايت الهی عقل بوده و عقل چونان طفلی که از ترس دزدها و تيرگی ها دست مادر را محکم گرفته، ريسمان هدايت الهی را چنگ زده ...
زمان، انتظار گونه، نظاره گر عقل است و در اين فکر است که آيا تئوريسين های حکومت عقل توان مقابله با هجمه های سنگين او را دارند ؟

پ.ن : بعد از يک ماه، وبلاگ رو بروز کردم ... همونطور که می بينين وبلاگ به کل عوض شده و اين عوض شدن بدليل عوض شدن تفکر من هست !  از خدای متعال ثبات قدمم رو در راه حق خواستارم ... آمين