" ارادهای که ریشه در اصالت و فطرت انسان دارد کیفتی است که او را در جهت و طریق شکوفایی بالقوگیها و جوهره ذاتی او پیش میبرد ولی اراده فعلی ما در حقیقت شلاق منهای قلدرتر است. "
محمدجعفر مصفا،
تفکر زائد،
صفحه 72
" ارادهای که ریشه در اصالت و فطرت انسان دارد کیفتی است که او را در جهت و طریق شکوفایی بالقوگیها و جوهره ذاتی او پیش میبرد ولی اراده فعلی ما در حقیقت شلاق منهای قلدرتر است. "
محمدجعفر مصفا،
تفکر زائد،
صفحه 72
به نام خدا
وقتی که به گذشته خویش نگاه میکنی، تا قبل از ازدواج دیگرگون به دنیا نگاه میکردی، مسائلی برای تو ساده و مسائلی پیچیده بودند... بعد از ازدواج، جای مسائل عوض میشود...
در هر دو حالت، با نگاه به خودت میبینی چقدر میتوانی کاملتر باشی وقتی همسر داری، صبر و آرامشی که زندگی مشترک به تو عطا میکند با هیچ گوهری قابل تعویض نیست ... حتی صداهای زیبایی که به زنگولههای شیطان میماند ...
آه که انسان خطا میکند و چه بسیار که از خطای خویش درس نمیگیرد ...
وقتی که میآموزی باید رجل باشی، بر پای خویش بایستی... و این هیچ ارتباطی با احوال فعلی تو ندارد!
فرقی نمیکند چه دوست داری؛ مهم این است که استقامت داشته باشی... و این سخت مینماید!
تمرین مهمی برای رشد است و همسرت نیز در این مسیر همراهت ...
به درستیکه انسان باید در گفتار و کردارش بسیار دقیق باشد.
خدایا در این ماه مبارک، ما را به نفس مطمئنه نزدیک گردان و ما از مخلَصین درگاهت قرارده ....
اللهم صل علی محمد و آل محمد
به نام خدا
وقتی که میخواهی مفهومی را منتقل کنی، باید مراقب باشی چون ابزار انتقال تو کلماتی است که ممکن است از پس این وظیفه خود بخوبی برنیایند... هرچقدر هم تو استاد کلام باشی، بازهم نخواهی توانست حق مفهوم را ادا کنی...
اینجاست که سکوت آگاهانه، جای خود را پیدا میکند؛ سکوتی که دربی از حکمت است...
کلامی که سوءتفاهم ایجاد کند، پلهای ارتباط را به لرزه بیاندازد هرچند که در پس آن نیت الهی باشد.
واقعیت این است که دقت در انتخاب ابزار را میتوان به اهمیت همان نیت دانست....
هنرِ خلاقیت در ابزار، با ایمان به حقیقت نیت خود را نشان خواهد داد؛ یقین به حضور حضرت حق سبحانه و تعالی و حضرات معصومین علیهمالسلام و شناخت ظرف ماه مبارک رمضان این امر را بر انسان تسهیل مینماید.
اما دریغ که انسان عجول است و در انتخابهایش دقت کافی نمیکند و این به سرخوردگی او میانجامد، از همین است که استادان بزرگ از کلام زیاد خودداری میکردند که باید « قل و دل » سخن گفت...
امان که میل به تغییر، میل به بودن، انسان را از خویش دور میکند اگر در راستای توحید نباشد ...
و هیچ کس از اشتباه مصون نیست... امید آنکه خداوند از ما دستگیری نماید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
به نام خدا
زمانی که کاری را میخواهی انجام دهی، حالا هر کار که باشد! از نفس کشیدن تا برنامهریزی و ... اگر نیت کنی، یعنی اختیار کردهای انجام آن را! یعنی مجبور نبودهای و این شکرگزاری انتخاب است ...
این نزدیک به آن است که میگویند انسان در هر لحظه باید انتخاب کند... فراموشی در انتخاب کردن به روزمرگی میانجامد ...
انتخاب کردن، ما را در چالشی همیشگی نگاه میدارد، درستی یا غلطی... خوب یا خوبتری ...
فرار از این چالش، انسان را به هم میریزد! چون اختیار را سلب میکند ... انسان نزد خویش احساس شرمساری میکند... و این اهانت به خود را بر نمیتابد ...
این سادهانگاری و گذار از انتخابهای لحظه لحظه، انسان را افسرده میکند ... پرخاشگر مینماید، اگر از برخورد کسی با خودمان ناراحت میشویم آثار همان انتخاب نکردنهاست...
امید آنکه خداوند در این باقیمانده ماه شعبان، ما را بیامرزد و آنچنان که شایسته ماه مبارک رمضان است بپذیردمان ...
خداوند ما راه به مکارمالاخلاق برساند ...
اللهم صل علی محمد و آل محمد
به نام خدا
انسانهای بزرگ، خطوط قرمزشان فقط اعتقادات مذهبیشان است و این اعتقادات هم بر پایه درک عمیقی نسبت به توحید شکل گرفته است.
هر کسی برای خود محدودهها و حریمهایی تعریف میکند که اگر امری (کسی یا چیزی) از آن خطوط بگذرد، فرد دچار فشار روحی شده و حالت تدافعی به خود میگیرد، این تدافع گاه به صورت تهاجم و گاه با سکوت توام با رنج همراه است.
اما آنکس که روح بزرگی دارد ...
به نام خدا
میپرسد برای که مینویسی ؟ ... فکر میکنم! همان است، سئوال همیشگی ... برای که کار میکنی ؟ برای که حرکت میکنی ؟
قدم از قدم برای که بر میداری ؟
تفاوت دارد، وقتی مینویسی، بیشتر دیده میشوی؛ در معرض قرار میگیری، معرفی میشوی ...
اثر میگذاری و هر کلام از انگیزه تو نفوذ خواهد کرد، و انگیزه غیر از خدا چه خواهد کرد ؟
مسئولیت خواستنها، مسئولیت گفتنها، مسئولیت بودن ...
شروع از پس شروع ...
میتوان فکر نکرد؛ بعضی وقتها انسان میخواهد فکر نکند، رعایت ادب کردن اندیشه میطلبد، خواست محضریت میخواهد ...
زمانی میخواهد فکر نکند که فکر کردن عمل میطلبد! اینجاست که سخت مینماید « به آنچه میدانی عمل کن ... »
وقتی که « حوصله ندارد » و نمیخواهد بپذیرد که « حوصله ندارد »، پس « فکر نمیکند » و نمیداند که « فکر نکردن » عادت میشود ...
حال آنکه باید « فکر کند » که چرا « حوصله ندارد » و به خود « حق دهد » و بداند که « واجبات » مهم است ...
چهل روز تا آخر رمضان باقی است ... 30 روز که ما راه مهمان خود خواهد کرد انشاءالله ... حواسمان به این 10 روز باشد ...
اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها اللهم افعل بنا ما أنت أهله و لا تفعل بنا ما نحن أهله
به نام خدا
آرام آرام به نیمه شعبان نزدیک میشویم؛ متن سخنرانی حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی را که حاوی نکات بسیار نغز و مهم و همچنین دستور به خواندن دعای فرج در ساعت 11 شب نیمه شعبان است، در ذیل میآورم :
به نام خدا
اول شعبان میرسد، رجب و ندای أین الرجبیون هم به پایان میرسد ... شعبان و مناجاتش میرسد ... چه فاصله کمی تا رمضان مبارک مانده است ...
در مفاتیح الجنان (اعمال ماه شعبان)، با مطلب مهمی روبرو شدم که گفتم در اینجا نقل کنم تا توجه بیشتری به روز اول شعبان داشته باشم : (به نقل از حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام به نقل از رسول اعظم محمد مصطفی صلیالله علیه و آله و سلم)
حتماً ادامه مطلب را بخوانید، که به تفکیک 15 عملی که باعث اتصال به درخت طوبی و بهشت است و همچنین 15 عملی که باعث اتصال به درخت زقوم و فرو رفتن در جهنم است را حضرت فرمودهاند...
اما کوتاهی در نماز یکی از اعمال درخت زقوم و شکر خدا یکی از اعمال برای اتصال به درخت طوبی و ورود در بهشت ...
| دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش | و از شما پنهان نشاید کرد سر می فروش |
| گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع | سخت میگردد جهان بر مردمان سختکوش |
| وان گهم درداد جامی کز فروغش بر فلک | زهره در رقص آمد و بربط زنان میگفت نوش |
| با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام | نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش |
| تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی | گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش |
| گوش کن پند ای پسر و از بهر دنیا غم مخور | گفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت هوش |
| در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید | زان که آن جا جمله اعضا چشم باید بود و گوش |
| بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست | یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش |
| ساقیا می ده که رندیهای حافظ فهم کرد | آصف صاحب قران جرم بخش عیب پوش |
بسم رب البیت الحرام
بازگشت به خویشتن، پرسش از انسانیت، از کجا آمدهایم... برای چه آمدهایم و به کجا خواهیم رفت ...
احرام بستن، غسل خارج شدن از گناهان و قصد پاکی، کندن لباس گناه و کثرت، پوشیدن لباس طهارت و وحدت، بلی گفتن به طلب ذات اقدس اله، قصد تغییر و شروع مسیر جدید ...
فرار کردن، درک نیاز به فرار، درک محدود بودن زمان... چند سال عمری و در پس آن نامحدودی ... که هرچه در این زمان محدود انجام دهی، کم خواهد بود؛ چه در مقابل بینهایت، هر عددی هیچ است؛ و این راز استغفار و توبه دائمی ...
و ما زمان را چگونه میگذرانیم ؟! به متاع لهو و لعب دنیا ؟ کدامین تلاش ؟ به کدام هدف ؟ و این هدف در کدام راستا ؟ ... بگذریم از آنچه میگذرانیم نه به هدفی، نه در راستایی ...
به کدام سخنها ؟ به کدام شنیدنها ؟ کدام معرفتها ؟
و طواف، 7 دوری که در هر طوف، آسمانی را باید پیمود تا به عرش رسید ...
پشت مقام ابراهیم، نمازی چون پدر مسلمین خواندن، خلیلی که ملکوت آسمانها و زمین را مشاهده کرد، از پس سیر آفاق و گذشتن از محدودها ... آن بزرگی که از فرزندش گذشت بی چون و چرا ... تسلیم محض بود ... خانوادهاش را در بیابان بی آب و علفی رها کرد ... و آنها را به ربّ سپرد ...
و آنگاه نوشیدن از آب زمزم... آبی که از خلوص جوشیدن گرفت، از حرکت پای حضرت اسماعیل کودک ...
و سعی ... گام برداشتن، هفت بار بین صفا و مروه حرکت کردن و دویدن... به امید آب حیات ... که حضرت هاجر بین این دو کوه میدوید، سرابی میدید و حرکت میکرد ... تا بعد از هفت بار، زمزم از زیر پای حضرت اسماعیل جوشش گرفت ...
بازهم فرار الی الله ...
تقصیر و کوتاه کردن از آن بخشی که از جسممان مرده است، ناخن گرفتن ...
6 روز در حرم رسول الله، درب خانه حضرت زهراء سلامالله علیها... بقیع ... روضة النبی ...
6 روز مسجدالحرام ...
اللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها بعدد ما أحاط به علمک ...
خدایا چنان کن که فقط از برای تو بنویسیم ...
اللهم صل علی محمد و آل محمد