مطالب اخیر
» پیش به سوی ...
» شکایت از که به که برم ؟
» جمهوری اسلامی (1)
» به بهانه کنکور کارشناسی ارشد
» علامه طباطبایی …
» بیشتر از سرخط فکری
» پارادایم محتوا
» با ذکر الله و یاد حسین علیه السلام
» از تنهایی تا توحید
آرشیو وبلاگ
» عناوین مطالب وبلاگ
» اسفند ۸۸
» بهمن ۸۸
» دی ۸۸
» آذر ۸۸
» آبان ۸۸
» مهر ۸۸
» شهریور ۸۸
» امرداد ۸۸
» تیر ۸۸
» خرداد ۸۸
» اردیبهشت ۸۸
» فروردین ۸۸
» اسفند ۸٧
» بهمن ۸٧
» دی ۸٧
» آذر ۸٧
» آبان ۸٧
» مهر ۸٧
» شهریور ۸٧
» امرداد ۸٧
» تیر ۸٧
» خرداد ۸٧
» اردیبهشت ۸٧
» اسفند ۸٦
» بهمن ۸٦
» دی ۸٦
» آذر ۸٦
» آبان ۸٦
» مهر ۸٦
» شهریور ۸٦
» امرداد ۸٦
» تیر ۸٦
» خرداد ۸٦
» اردیبهشت ۸٦
» فروردین ۸٦
» اسفند ۸٥
» بهمن ۸٥
» دی ۸٥
» آذر ۸٥
» آبان ۸٥
» مهر ۸٥
» شهریور ۸٥
» امرداد ۸٥
» تیر ۸٥
» خرداد ۸٥
» اردیبهشت ۸٥
» فروردین ۸٥
» اسفند ۸٤
» دی ۸٤
» آذر ۸٤
» آبان ۸٤
» مهر ۸٤
» شهریور ۸٤
» امرداد ۸٤
» تیر ۸٤
» خرداد ۸٤
» اردیبهشت ۸٤
» فروردین ۸٤
» اسفند ۸۳
» بهمن ۸۳
» دی ۸۳
» آذر ۸۳
» آبان ۸۳
» مهر ۸۳
صفحات وبلاگ
» مکاتبات آقایان بهمن پور و سروش در سال هشتاد و چهار - 4
» مکاتبات آقایان بهمن پور و سروش در سال هشتاد و چهار - 3
» مکاتبات آقایان بهمن پور و سروش در سال هشتاد و چهار - 2
» مکاتبات آقایان بهمن پور و سروش در سال هشتاد و چهار - 1
» مکاتبات آقایان بهمن پور و سروش در سال هشتاد و چهار - 0
» عشق
موضوعات وبلاگ
» دوره دهم(۱۸)
» بیانیه(۱٤)
» میرحسین موسوی(۱۱)
» انتخابات(٦)
» عشق(٤)
» محسن رضایی(٤)
» رهبر انقلاب(۳)
» گناه(۳)
» حرکت(۳)
» نامه(۳)
» فراق(۳)
» خبر(۳)
» هدف(۳)
» انتخابات دهم(۳)
» فیلم راز(۳)
» مسیر(٢)
» فهم قرآن(٢)
» تفکر(٢)
» محتوا(٢)
» کمال(٢)
» دغدغه(٢)
» خواستن(٢)
» جهل(٢)
» روزگار(٢)
» معشوق(٢)
» کنکور(٢)
» حقیقت(٢)
» اندیشه(٢)
» احساسات(٢)
» انسان(٢)
» آرامش(٢)
» لذت(٢)
» وابستگی(٢)
» تحول(٢)
» رشد(٢)
» سرخط فکری(٢)
» روحیه شاعری(۱)
» قوامین(۱)
» جاهلین(۱)
» پربودن(۱)
» کلمات الهی(۱)
» اولتیماتوم(۱)
» وجود خلاق(۱)
» نیمه مکمل(۱)
» خاله زنک(۱)
» الگوی فکری(۱)
» ساختن کشور(۱)
» قطع شدن(۱)
» آیت لله صانعی(۱)
» صندوق رأی(۱)
» آزردن(۱)
» مشیت(۱)
» عقل(۱)
» نفس(۱)
» سحر(۱)
» توبه(۱)
» آزادگی(۱)
» نماز جمعه(۱)
» ارتباط(۱)
» آزمایش(۱)
» زمین(۱)
» پیامک(۱)
» جستجو(۱)
» دوری(۱)
» فیلتر(۱)
» غیبت(۱)
» باور(۱)
» فکر(۱)
» عمر(۱)
» شعله(۱)
» درد(۱)
» شیعه(۱)
» قدر(۱)
» مجمع روحانیون مبارز(۱)
» عسل(۱)
» تغییر(۱)
» انرژی(۱)
» پیام(۱)
» حدیث(۱)
» کارشناسی ارشد(۱)
» سیاست(۱)
» قرآن(۱)
» فرصت(۱)
» دروغ(۱)
» آمار(۱)
» دانش(۱)
» علم(۱)
» آزادی(۱)
» تحلیل(۱)
» جذب(۱)
» حکمت(۱)
» توحید(۱)
» خاطره(۱)
» امید(۱)
» آموزش(۱)
» تنهایی(۱)
» موبایل(۱)
» تولد(۱)
» عاشورا(۱)
» راهپیمایی(۱)
» آسمان(۱)
» امام حسین(۱)
» عاشق(۱)
» ادبیات(۱)
» یادگیری(۱)
» میلاد(۱)
» مولانا(۱)
» احوال(۱)
» آیت الله جوادی آملی(۱)
» اینترنت(۱)
» دعوا(۱)
» بشارت(۱)
» شادابی(۱)
» خرسندی(۱)
» آفت(۱)
» توقع(۱)
» احمدی نژاد(۱)
» استغفار(۱)
» جهاد(۱)
» اسیر(۱)
» مجموعه(۱)
» بودن(۱)
» شکوه(۱)
» شکر(۱)
» علامه طباطبایی(۱)
» مریضی(۱)
» دیدن(۱)
» مهدی کروبی(۱)
» آخرت(۱)
» کشش(۱)
» ضعف(۱)
» زهر(۱)
» وصال(۱)
» درس(۱)
» چرخش(۱)
» عادت(۱)
» اراده(۱)
» جمکران(۱)
» دیدار(۱)
» خودشناسی(۱)
» اعتقاد(۱)
» مسئولیت(۱)
» خسران(۱)
» خواستن(۱)
» آیت الله نوری همدانی(۱)
» vision(۱)
» بداخلاقی(۱)
» پارادایم(۱)
» پیروی(۱)
» چهارده روز(۱)
» قوت(۱)
» هوس(۱)
» مراجع(۱)
» خوشحال(۱)
» علت(۱)
» رحمان(۱)
» انقلاب اسلامی(۱)
» خویش(۱)
» قبض(۱)
» کارشناسی ارشد(۱)
» جامعه مدرسین حوزه علمیه قم(۱)
» دعای سحر(۱)
» بسط(۱)
» فخر(۱)
» اثر(۱)
» نامحدود(۱)
» علی مطهری(۱)
» انقلاب مشروطه(۱)
» تصویر ذهنی(۱)
» صادق زیباکلام(۱)
» امانت الهی(۱)
» بحرا(۱)
» حضرت نوح(۱)
» نخواستن(۱)
نویسندگان همکار
لینکستان
» طراح بزرگ
» آيه های دلنشين
» بازگشت به خدا
» دیار غربت
» فرزند زمین
» غزل تنهایی
» خدا اینجاست
» شمرشناسی
» پله پله تا ملاقات خدا
» از اهل بیت
» فریماه
» زیباترین لحظه ی زندگی
» بلاگ های فارسی
آخرینِ سال
به نام خدا
در آخرین لحظات سال 1388، سالی که خیر و برکتش بر من بسیار بود به لطف حضرت علی بن موسی الرضا، می نویسم تا دگربار ذکر و یادآوری باشد برای خودم و دیگران.
خود را خرج هیچ نباید کرد؛ زمان و انرژی را... نه خنداندن دیگران، نه در آوردن پول، نه به دست آوردن دلی و نه هیچ چیز دیگر ... فقط خود را باید صرف خود کرد! برای مقصدی... آماده کرد...
اگر اینچنین کنیم همه چیز خود به خود تولید خواهد شد! اینگونه جهان با ما همراه می شود ... تو برای خود باش، فاعل خویشتن باش نه مفعول جهان و شرایط ...
کجاست مستی تا با وی عربده خوانی کنم؟ وز حال خراب خویش او را آگاهی دهم ... کاو زاهدی که ما می پنداشتیم پیش، جز می فروشی نمانده است بیش...
اللهم صل علی محمد و آل محمد
پیش به سوی ...
به نام خدا
با تمام قدرت پیش به سوی « خویش ». یاد دارم در گذشته صحبت از چنین قصدی بود. اما با گذر از جمکران و وقوف در حرم حضرت معصومه؛ اینک باید لجام ها را کشید، فریاد جرس را می توان شنید ...
حضرت امام خمینی در 27 سالگی شرح دعای سحر را نگاشت ...
و اینک شاید زمان آن رسیده است. خود را برای هیچ موضوعی در عالم هستی نباید هزینه کرد! جز برای خویش ...
اللهم صل علی محمد و آل محمد
شکایت از که به که برم ؟
الهی اشکو الیک منک
جمهوری اسلامی (1)
به نام خدا
در برنامه دیشب (یکشنبه 88/11/11) شبکه چهار سیما، میزگردی بود با حضور دکتر علی مطهری (فرزند شهید مطهری) و دکتر صادق زیبا کلام؛ کارشناس برنامه هم دکتر مطهرنیا.
یکی از بحثهایی که آقای زیباکلام اشاره کردند این بود :
انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی از جهت اهداف شبیه هم هستند. اما در انقلاب اسلامی، چهره ای که از اسلام ارائه شد، اسلامی بود که برای خود، نظام حکومتی آزاد دارد، نظام اقتصادی دارد، نظام سیاسی، اجتماعی و ... دارد و ما به چنین باوری رسیده بودیم که نظام اسلامی با انقلاب اسلامی همه چیز دارد و کشور، بهشت خواهد شد.
امروز 12 بهمن است.
متن سخنرانی امام در 31 سال پیش در ادامه مطلب.
ادامه مطلب
به بهانه کنکور کارشناسی ارشد
به نام خدا
دوستان زیادی امسال قصد دارند در کنکور کارشناسی ارشد شرکت کنند... کنکور در روزهای 27،28 و 29 بهمن ماه برگزار خواهد شد ...
کمتر از 3 هفته باقی مانده است. به یاد دارم در 3 هفته مانده به کنکور، خودم بیشتر از پیش بر روی هدف تمرکز کرده بودم.
واقعیت این است که آزمونهای بشرساخته ، رقابتی هستند « اعتماد بنفس - محور » بیشتر از « توان - محور ».
معنی این سخن آن است که آزمون، رقابتِ اعتماد به نفس هاست... برای رشد اعتماد به نفس، تلقین شاید ساز و کاری باشد؛ اما زمانی که آزمون سخت و مشارکت کنندگان زیاد باشند، انسان را خواهد شکست.
به راستی راز افزون کردن اعتماد به نفس در چیست ؟
ادامه مطلب
علامه طباطبایی …
به نام خدا
در حال مطالعه تفسیر یکی از عجیب ترین آیات قرآن کریم : « قل کل یعمل علی شاکلته » (اسراء – 84) بودم که به این مطلب از حضرت علامه طباطبایی رسیدم :
« در این میان یک نوع ارتباط دیگرى است که در میان اعمال و ملکات آدمى و میان اوضاع و احوال جو زندگى او و عوامل خارج از ذات او است که در ظرف زندگى او حکمفرما است مانند آداب و سنن و رسوم و عادتهاى تقلیدى ، زیرا اینها نیز آدمى را به موافقت خود دعوت نموده ، و از هر کارى که با آنها ناسازگار است و همچنین از مخالفت با آنها بازمىدارد ، و چیزى نمىگذرد که یک صورت جدیدى در نظر انسان منعکس مىسازد که از مخالفت آن وحشت نموده و مخالفت با آن را شناى بر خلاف جریان آب تصور مىکند ، و قهرا اعمالش با اوضاع و احوال محیط و جو زندگى اجتماعیش تطبیق مىگردد .
این رابطه نیز غالبا تا حد اقتضاء مىرسد و از آن تجاوز نمىکند ، و لیکن گاهى آنچنان ریشهدار و پاىبرجا مىشود که دیگر امیدى به از بین رفتن آن نمىماند ، به خاطر اینکه در اثر مرور زمان ملکاتى - یا رذیله و یا فاضله - در قلب رسوخ پیدا مىکند و در کلام خداى تعالى هم اشاره به آن آمده ، مانند آنجا که مىفرماید : ان الذین کفروا سواء علیهم ء انذرتهم ام لم تنذرهم لا یؤمنون ختم الله على قلوبهم و على سمعهم و على ابصارهم غشاوة و همچنین آیاتى دیگر . »
(ترجمة المیزان ج : 13 ص : 265)
خدای من! چه کلام بزرگی از این اندیشمند شیعی برخاسته است! تصویر ذهنی ! فیلم راز ! چرا کسی نیست که از لابلای متون پرمغز شیعی ما، به استخراج محتوا مشغول شود ؟
بیشتر از سرخط فکری
به نام خدا
1- آن زمان که چیزی فخر شود، سقوط اتفاق می افتد! این فخر، ممکن است درونی باشد؛ افتخار به اینکه چهل روز زحمت کشیده، یا هر چیز دیگری. این مضمون : فخر به داشته عامل سقوط است (نوعی لذت و غرور به همراه دارد) (شاید) این است که پیغمبر اعظم فرمود : الفقرُ فخری … نداری فخر من است! آلوده نبودن و نداشتن، طمع نکردن حتی به عبادتهای طولانی، احساس بلندی نکردن با گریه های شبانه و …
2- عجیب است انسان در بلا و ناراحتی به گونه ای است و در شادی و خوشحالی به گونه ای دیگر … عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد.
3- عمل به احکام دین، ضرورتی بسیار اصیل است. این امر نباید در شبهه هایی چون « نظر مرجع دیگری فرق دارد » و نتیجه گیری « نسبیت در احکام » به سستی و کاهلی گرفته شود! زمانی که « مرجع » را با علم و عقل انتخاب نمودی، در پیروی از احکام دینی، سستی جایز نیست. این تمرین بزرگی است که همه برای رشد به آن نیازمندیم. اصولاً ایمان در فضای شک و شبهه، بزرگترین اتفاق برای فردِ انسانی است؛ به شرط آنکه به دور از تعصب باشد و بر روی حقایق چشم خویش نپوشاند؛ اما این قول را به خویشتن بدهد که تا بر عقیده قبلی است، استوار بماند و حرفها، گفته ها و ناگفته ها او را سست نکند، یادمان باشد برای فرار به سمت شبهه ها همیشه وقت داریم! اما برای پاسخ دادن به آنها همیشه وقت نیست، پس زمانی شبهه گردی کنیم که زمان و حوصله پاسخ یابی را هم داشته باشیم ! (جالب اینجاست، شبهه ها را زمانی در آغوش می گیریم و به انکار داشته ها می پردازیم که زمان و حال و مجالی برای پاسخ دادن به آنها نیست)
این مسئله ای که مطرح شد، بدین گونه هم تعبیر می شود : قوی و محکم با سئوالات روبرو شو و نه چون ترسوها که گاه فقط می گذرند و در دل می گویند می دانستیم چنین است و گاه فرار می کنند! بلند شو، بایست و نگاه دار… و شهامت پذیرفتن اشتباه را داشته باش که دست بالای دست بسیار است و لزوماً فهم تو از مسائل، درست نیست!
در دلِ این آیه الهی نکته ها جاری است : « و لا تقف ما لیس لک به علم » (اسراء – 36)
گاهی فکر میکنم؛ زمانی که مطلبی را می خوانیم و از آن می گذریم؛ یا می شنویم و از آن می گذریم، نوعی احساس پذیرش در درونمان اتفاق می افتد؛ چطور است که در مورد کتاب داستان همراه نویسنده می شویم، در اتفاقهای روزمره هم همینطور است؛ حال اگر شنیدن، دیدن و گذشتن را موشکافانه تر ببینیم که در آن نوعی پیروی ناخودآگاه هم اتفاق می افتد، این آیه چقدر عجیب رو می نماید :
وَلَاتَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَٰئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا ﴿٣۶﴾
و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن، همانا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.
می خواهم بگویم در روبرویی با مسائل روزمره باید به بررسی جوانب مختلف بپردازیم! ساکن نباشیم، نسبت به مسائل بی تفاوت نباشیم چون بی تفاوتی در عالم هستی امکان ندارد! و چون نمی توانی بی تفاوت باشی، پس لاجرم در حال پیروی هستی (خواسته یا ناخواسته). تحلیل و بررسی تو و انتخاب تو – که باید آگاهانه باشد – ناشی از چیست ؟
به یاد آن بزرگ که گفت : نگذاریم روزمرگی ها ما را با خود ببرد …
4- وقتی خوب باشی، همه وسایل و رفتار تو خوب است! عادت به رفتار خوب، عادت به انتخاب آگاهانه هم ممکن و شدنی است. (توضیح مفصل می طلبد)
5- محمدصالح هم به دنیا آمد… با همه عشق و امید به مجید عزیزم تبریک میگم! و از خدا میخوام که فرزندش جزو صلحا و مقربین درگاه حضرت حق قرار بگیره …
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
پارادایم محتوا
به نام خدا
پارادایم : سکوی علمی – نظری، چارچوب فکری – توجیهی یا اعلام پایگاه مشترکی است که در میان رشته خاصی در میان تمام پژوهشگران آن رشته به عنوان یک سکو یا پایگاه ثابت وجود دارد و پیرامون آن اجماع وجود نظر (اتفاق نظر) حاصل شده است.
منظور من از « پارادیم محتوا »، چیزی فراتر از مفهوم ظاهری محتواست که درک می شود. میخواهم ارزش ببخشم به « محتوا »، محتوا چیزی بیشتر از Content.
محتوا، مطلبی است که برای جوینده چون آبی است که او را سیراب می کند.
به همین دلیل محتوا ارزش می یابد، چرا که با بحث روز « سواد اطلاعاتی » عجین است. هیچ وقت داده ها محتوا نیستند؛ حتی اطلاعات را هم نمی توان محتوا نامید!
محتوا -عبارت است از « سواد اطلاعاتی » -در هر قالبی ممکن - و « دانش » است.
سواد اطلاعاتی راهی برای دستیابی به اطلاعات و رسیدن به دانش (ماهیگیری) و دانش خود ماهی آماده است!
واضح است برای تولید محتوا، باید سیر داده - اطلاعات - دانش طی شده باشد! علاوه بر این طی شدن این سیر، روش شناسی نظام مندی هم برای رسیدن به دانش کشف شده باشد.
همه اینها بیش از پیش اهمیت محتوا را نشان می دهد. زمانی آموزش مؤثر خواهد بود که بر پایه محتوا باشد نه بر اساس داده ها یا اطلاعات.
فراموش نشود محتوا ممکن است شامل داده ها و اطلاعاتی هم باشد. ولی منظور و مقصود آن امر دیگری است که در بالاتر اشاره شد.
با ذکر الله و یاد حسین علیه السلام
بسم الله الرحمن الرحیم
اندکی بیشتر تا عاشورای حسین علیه السلام باقی نمانده است. عاشورای دلها کجاست ؟
اندکی تا وحدت خیر و وحدت شر باقی نمانده است ... اندکی تا برافراشته شدن پرچم حق و باطل باقی نمانده است ...
و انسان همواره در جدال حق و باطل حرکت می کند؛ همیشه حقی هست و همیشه باطل ...
آنکس که عاشورا را یافت جز راه حضرت زینب چه مسیری برایش متصور است ؟ که زینب علیها السلام اسطوره جهاد در میدان و تبلیغ در خارج میدان بود ... مسیری که در جهادش هم رزم مولایش حسین و در تبلیغ هم دوش مولایش علی بن الحسین امام سجاد علیهما السلام ...
روز بر ملا شدن سر عاشقی، آنگاه که انسان از بودنش شرم می کند و جهان هستی از شگفتی خیر و شری انسان به تکاپو می افتند ...
آنگاه که جادوی تبلیغ چنان کرده که عده ای برای از میان بردن حقی که ناحق می شمرندش وضو می سازند و غسل می کنند ... عجبا ! چه تبلیغات جانفزایی ! به راستی جز عده اندکی که آگاهانه حسین علیه السلام را با علم به حق بودنش کشتند و اهل بیتش را به اسارت بردند، نقش بقیه چه شد ؟
ما در کجاییم ؟ از این 4 طیف، ما کدامین هستیم ؟
رهروان و جاهلان در مسیر نابودی حق ... با زعم اینکه ناحقی را از بین می بریم و به نشانه های حق بودنش بی اعتناییم و چون آیات حق را می بینیم بر آن می افتیم ...
سردمداران و مسیرسازان ناحق که توجیه فراوان برای اعمال خویش می بافند؛ حال آنکه در دل به حق بودن حق ایمان دارند و حتی بسیار حسرت می خورند که چرا زمانه با آنها چنین کرده که در این مسیر قرار گرفته اند و اگر خدا می خواست در این قرار نمی گیرند و می گویند خداوند بر دلهای ما قفل زده ...
رهروان و جاهلان در مسیر حق ... کسانی که تا انتهای مسیر نمی رسند و اگر هم برسند چنان با نیش و کنایه جان و آبرو و مال و ناموس خود را به واسطه می طلبند که نبودشان بهتر از بودشان و بودشان صدای مظلوم کوفه را بلند کرد که ای کاش می دانستم شما کافرید یا مسلمان ... به بعضی عمل می کنند و از بعضی دوری ... و دین را به بازی گرفته اند و چه بسیارند در این راه ...
سازندگان مسیر حق، که به راستی قوامین لله و شهداء بالقسط اند؛ این ها همان أنعمت علیهم اند... در اینجا نبی و صدیق و شهید و صالح در کنار هم اند گرچه فضل الله بعضم ببعض درجات ...
اللهم صل علی محمد و آل محمد ...
السلام علیک یا اباعبد الله الحسین ...
از تنهایی تا توحید
بسم الله الرحمن الرحیم
وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿٢١-روم)
و از نشانه های [قدرت و ربوبیت] او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما دوستی و مهربانی قرار داد؛ یقیناً در این [کار شگفت انگیز] نشانه هایی است برای مردمی که می اندیشند، (٢١)
به یاد دارم هرزمان کسی از نام وبلاگ که « تنهایی » بود می پرسید، می گفتم این « تنهایی »، تنهایی افسردگی نیست که بسیاری به آن مبتلایند، بلکه تنهایی است که در اثر خلوت خودم که چه بسیارش با شعف و شور همراه بود به نگارش می آمد ...
البته باید به این اذعان کنم که گاهی اوقات هم پر بود از افسردگی، چه اینکه آینه تمام نمایی بود از من؛ و شاید ننوشتن گواه بهتری از حال نزار من بود ...
در طول این چندسالی که از گذر عمر می رود و علی الخصوص 3 سال اخیر که شروعش با تحولی فکری بود و ادامه آن با موضوع هدفیابی و تمرکز بر هدف ...
و اکنون؛ آغاز فصل جدیدی از زندگی... عبور از خلوتهای تنهایی تا رسیدن به عمق توحید؛ کامل کردن نیمی از دین ...
مسئولیت های جدید و به قول دوست و معلم بزرگم « امانت الهی » ...
8/8/88 چیدمان این اعداد هم قشنگ است! چه برسد به میلاد با عظمت حضرت رضا ... که تنها حج عمره ای که داشتم نیز هدیه حضرتش بود...
به یاد زیارت پرمغز جامعه کبیره ...
و امروز، اتفاقی عظیم در عرصه جان ما افتاده است... اتفاقی که نوید دهنده مودت و رحمت الهی است ... (روم - 21) و آرامشی در پس همه اهداف بلندمرتبه و بزرگ (همان آیه) ...
با چند کلام عربی... حضرت امام، همه جهان را اسم الله می داند و از این ترتیب انسان را نیز اسم الله می داند (کتاب تفسیر سوره حمد) و با توجه به نکاح اسماء در درجات بالا و تولد اسماء دیگر؛ این اتفاق و چند کلمه عربی مصداق جالبی از آن است ... گفتگوی مجید و من به اینجا رسیده بود ...
در پس این اتفاق چیست ...
زمانی که با دوستان سخن از ازدواج بود؛ همیشه می گفتم : می خواهم از آن بگذرم و بعد ... و الان که اتفاق افتاده است، نمی دانم آیا گذشته بودم از ازدواج یا نه ... اما این را می دانم که حضرت حق جهان زیبایی در برابرم گشوده است که چشمانش را قبل تر به من هدیه کرده بود ...
خداوندا تو را از برای همه نعمتهایت شکر ... خدایا چنان کن از توحید هم بگذریم تا تو را دریابیم ... خداوندا پرده های حجاب را که خودمان برای خود چیده ایم از جلوی چشمانمان بردار تا تو را بینیم ...
اللهم صل علی محمد و آل محمد
پ.ن : انصافاً پیوسته نگاشتن در این هوا بسی سخت می نماید !
پ.ن : واضح است؛ توحید نه لزوماً به معنای مذهب بلکه وسیع تر از در حوزه خواسته ها... که به مرور به آن خواهم پرداخت ...